تاریخ : سه شنبه, ۳۱ فروردین , ۱۴۰۰ 9 رمضان 1442 Tuesday, 20 April , 2021
0
گفت و گو با دو فعال حوزه کتاب به بهانه‌ی افتتاح یک میدان در کاشان

کتاب در احتضار، نماد در اقتدار .. امیدی هست ؟*

  • کد خبر : 3184
  • 11 اسفند 1399 - 22:34
کتاب در احتضار، نماد در اقتدار .. امیدی هست ؟*

مهدی سلطانی راد/ به نظر می رسد موضوع کتاب و مطالعه، از جمله مباحثی است که در جامعه امروز ما پرداختن بدانها بهانه نمی خواهد. سرانه مطالعه کتاب در ایران به شدت نازل است. این سوگمندی از آنجا قابل تأمل می نماید که یکی از معیارهای توسعه و پیشرفت و همچنین منبع ارزیابی سطح بزه و ناهنجاری های اجتماعی در جوامع، رونق کتاب و میزانِ سرانه‌ی مطالعه است.

پیش از این در مردم سیلک به دفعات به موضوع کتاب پرداخته ایم، اما بهانه این نوبت افتتاح میدان کتاب در کاشان است. با دو فعال فرهنگی حوزه کتاب که در دو مجموعه پرمشتری فروش و عرضه کتاب در کاشان سر و سری با این پدیده کهن دارند درباره حال و روز و زندگی و زمانه کتاب در شهرمان به گفت و گو نشستیم تا در خلال این گپ و گفت دریابیم،آیا طراحی و اجرای برخی اِلمان ها و نمادهای فرهنگی در شهر فی المثل نشانه ای از علاقه جدی دستگاههای حاکمیتی و شهری به رونق کتاب است یا همه چیز در همین حد خلاصه می شود.

کار فرهنگی سخت است، اما پشیمان نیستم

دندان‌پزشک است و هفت سال پیش وقتی برای گذراندن دوره تخصصی با همسر به کاشان آمد در این شهر ماندگار شد. او اکنون موسس و مدیر مجموعه‌ی کتاب اردیبهشت کاشان است و آذر ۹۸ در حدفاصل خیابان های زیارتی و شاهد و با سرمایه شخصی به نوعی دومین مجموعه بزرگ فرهنگی با رویکرد عرضه کتاب را در کاشان ایجاد نمود.

دکتر (زهرا هاشم زاده اصفهانی) در این گفت و گو البته ایده‌ی عرضه‌ی صرفِ کتاب توسط کتاب اردیبهشت را رد می کند و می گوید: من به مسئله فرهنگی در کتاب اردیبهشت فراتر از کتاب نگاه می کردم و چون خودم کودکانی دارم و به نوعی کودک مسئله من است نخست ایجاد مرکزی برای علاقمند کردن این قشر به کتاب و مطالعه در ذهنم بود تا قصه گویی و کتاب خواندن برای کودک بتواند در او انگیزه کسب فرزانگی و رشد ذهنی و فرهنگی ایجاد کند و در وهله دوم ایجاد فضایی آرام و با حال خوب که والدین بدون محدودیت وقت در کنار فرزندشان ساعات مفرح و دلپذیری را سپری کنند.

وی علاقمندی دانشجویانش به کتاب را به نوعی باعث ایجاد کتاب اردیبهشت می داند و در ادامه می گوید: من در دانشگاه می دیدم که دانشجوها کتاب دوست دارند و شاید به خاطر گرانی نمی توانند آن را در سبد خریدشان داشته باشند. من با درک این موضوع کتابهایم را به بچه ها امانت می دادم. در ادامه دیدم که می شود در کاشان که سبقه تاریخی و فرهنگی دارد، بیاییم کار فرهنگی را برای رشد بچه ها و سرمایه گذاری برای رشد فردای کودکان توسعه بدهیم تا اینها انسان های بهتری برای ساختن فردای جامعه باشند و در نهایت کار به سمتی رفت که اینجا بدون چشمداشت مالی حدود یک سال است که افتتاح شده و هدف اصلی ما آن است که بتوانیم در این مجموعه کار فرهنگی کنیم.

هاشم زاده با ابراز تاسف از این که کرونا همه برنامه های جمعی ما را در کتاب اردیبهشت با توقف مواجه کرد ادامه می دهد: یک سری کارگاههای کتابخوانی برای کودکان و بچه ها در ذهنمان بود که تا حدی هم آن را تا قبل از اوج گرفتن کرونا اجرایی کردیم. قصه گویی و بیان مفاهیم ارزشمندی کتاب در کنار آموزش مهارت های زندگی و (نه) گفتن و احترام به بزرگتر و حل مسئله مدیریت استرس و خشم که خدا را شکر تا دو ماه قبل از کرونا این برنامه ها خوب خیلی پیش رفت و بارخوردها البته نشان می دهد خانواده ها از این برنامه ها راضی بودند.

این فعال حوزه کتاب، با وجود مصائب مختلف سالیان اخیر در بخش فرهنگ و به ویژه در حوزه کتاب و نشر، پشیمانی و ندامت از انجام و ادامه ایده ی خود را رد می کند و معتقد است: خب معضلات این حوزه دردناک است،مشکلات مالی و هزینه ها سنگین است که البته کرونا هم مزید بر علت شد. من ولی هیچ وقت چشم‌داشت مالی به این کار فرهنگی نداشتم و برغم مشکلات و تنگناهای مالی که گاهی اوقات ذهن ما را درگیر می کند اما وفتی می بینم خانواده ها به اینجا می آیند و با یک گشت و گذار فرهنگی برای کتابی که ماه به ماه قیمت آن بالا می رود هزینه می کنند و هنوز به این پدیده علاقه دارند، پشیمان نمی شوم و به پیش‌برد ایده خود امید بیشتری می بندم.

وی اولویت جسمانی، رونق کتابهای صوتی و گرانی کتاب را در کاهش میل مردم به کتاب مهم می داند و می گوید: قیمت بالای کتاب در کاهش سرانه مطالعه نقش دارد و ما این را وقتی می فهمیم که طرح های تخفیفی و فصلی وزارت ارشاد مردم را به سمت خرید کتاب مشتاق می کند. آنجاست که مشخص می‌شود مردم دل‌شان می خواهد کتاب بخرند و کتاب چندان هم غریب نیست.

 به گفته هاشم زاده، چندان نمی توان به کثرت پیتزافروشی ها در برابر کتابفروشی ها ایراد گرفت چرا که این پدیده مشکل زا در همه جا هست و از طرفی مردم بودجه خود را اغلب برای جسم و لباس هزینه می کنند و نکته مهم دیگر این که غذاخوردن بیرون توسط خانواده، برای آنها حس خوب دورهم بودن و گذراندن لحظات خاطره انگیز را نیز در پی دارد.

این پزشک و فعال حوزه فرهنگ، نگاه اغلب مسئولین شهر به حوزه فرهنگ و کتاب، دستِ کم در زبان و همراهی کلامی را خوب توصیف می کند و می گوید:آقای شهردار نشان می دهد آدم فرهنگی و اهل هنر است و مابقی مسئولین نیز به تناوب همین هستند و خیلی برایشان جالب است که چگونه یک دندانپزشک با سرمایه شخصی به این کار مبادرت کرده ولی خب بنده انتظار زیادی هم از آنها ندارم غیر از این که مثلا در صدور مجوز نصب بنر در سطح شهر برای کار فرهنگی، کتابفروشی را در زمره امور تجاری قرار ندهند.

اما اگر مسئولین بخواهند از کتاب جدی حمایت کنند، یکی از راههای آن هدیه دادن آن به کارمند و افرادی است که شایسته تجلیل تشخیص میدهند تا بدین وسیله میل و اشتیاق به کتاب در فرد فرد جامعه نفوذ کند. به عنوان نمونه مدتی پیش یکی از سازمان ها از ما درخواست کرد تا بن های تخفیف خرید کتاب برای ارائه به پرسنلش تهیه کنیم.

به عقیده خانم هاشم زاده، نوع دیگر انتقال منزلت و ارزش کتاب از طریق مساعدت ارگانها می تواند توسط آموزش و پرورش صورت گیرد که در این زمینه ما بهمن ماهِ سال قبل به این نهاد پیشنهاد دادیم که می توانیم بدون هزینه پذیرای دانش آموزان مدارس در قالب گروههای ۳۰ تا ۴۰ نفره در مجموعه خود باشیم. این برنامه روند خیلی خوبی داشت که داستان کرونا آن را موقتا متوقف کرد.

وی با اشاره به افتتاح اخیر میدان کتاب در شهر کاشان، آن را در جای خود اقدامی خوب اما ناکافی در توجه دادن جامعه به کتاب توصیف می کند و معتقد است: خب همیشه هم نمی توانیبم انتقاد کنیم که اقدامی نمی شود، مثلا در دادستانی ایجاد کتابخانه اقدام مبارکی بود یا برگزاری مسابقات کتابخوانی در مدارس و یا دانشگاه خود نشان می دهد دغدغه کتاب کم و بیش در جامعه هست ولی قیمت بالای کتاب از یک سو و غفلت از ارجداشت نویسنده، انتشاراتی ها و کتابفروش ها توسط دولتها از سوی دیگر، در جای خود نکات قابل تاملی است.

از سفارش ۱۰۰نسخه از یک کتاب رسیدیم به سه نسخه !

کارشناس بخش ادبیات و فلسفه فروشگاه ساربوک که از سال ۸۱ اشتغالش با مقوله‌ی کتاب گره خورده درباره بهترین سالهای رونق حوزه نشر در کاشان می گوید: خب اوایل دهه ۸۰ اوج فعالیت کتابفروش ها در شهر بود. فضای سیاسی خاصی بود و مطالعه رونق خوبی داشت. آن سالها مثل فروش مطبوعات که مثلا همشهری در کاشان فقط ۵۰۰ نسخه اش در یک دکه فروش می رفت فروش کتاب در خانه کتاب هم بالا بود مخصوصا در بخش ادبیات، رمان، تاریخ معاصر، علوم اجتماعی وکتابهای روز سیاسی،فروش بالا بود. کتابهایی که سالهای قبل مجوز انتشار نداشتند، در این دوره مجوز گرفتند و از تعدادی از آنها هم استقبال خوبی شد.

(علی‌رضا سبزه ئی) ادامه می دهد: آن دوره رونق فروش کتاب در مجموعه ما به حدی بود که ما کارتن آن را باز نکرده، مردم دنبال کتاب بودند و ما فرصت چینش کتابهای جدید را در قفسه ها نداشتیم! توجه دولت به بازار نشر در آن دوره علاوه بر کتابفروشها،به رونق ناشر و چاپخانه هم کمک کرد چون تقاضای کتاب زیاد بود چنانچه آن زمان ما ۱۰۰ نسخه از بعضی کتابها را وارد مجموعه می کردیم اما الان سفارش برخی کتاب ها به عدد دو و سه می رسد !

از طرفی آن دوره فضای مجازی نبود و مردم منابع کسب اطلاعات شان محدود بود و ثبات اقتصادی هم به مراتب از ادوار بعدی بهتر بود، یعنی مردم به دلیل دغدغه نازلِ معاش فرصت مطالعه داشتند و البته بر خلاف الان قیمت بالای کتاب دست و دل مردم را به لرزه نمی انداخت. بخشی از علل مهم رکود اکنون کتاب، وضعیت مالی جامعه است که اگر این طور نبود، در سالیان اخیر که خود بارها شاهد آن بوده ایم با کوچکترین برنامه تخفیف مشتری ها مشتاق خرید کتاب نمی شدند.

اما در سالهای اخیر همه چیز دست به دست هم داده تا رونق کتاب به شدت کاهش پیدا کند که به نظرم غیر از تغییرات تکنولوژیک زمانه، سیاست کلان کشور در معضل بی رونقی کتاب نقش مهم دارد. مثلا در مورد اوضاع کاغذ که اول واردات آن با دلار نیمایی بوده و بعد حذف شد تا این که کم کم پای فساد و رانت های ویژه و سلطان کاغذ هم به ادبیات رسانه ای اضافه شد و بین مردم رواج پیدا کرد. شما ببینید قیمت دلار را حتی اگر ۳۰ تومان هم حساب کنید قیمت کاغذ از این باید ارزان تر باشد. هزینه های بالای چاپ هم که مرثیه‌ی دیگری است.

وی در مورد مصائب دیگر حوره نشر می گوید:کاهش شدید تیراژ کتاب در سالهای اخیر هم بحران دیگری است که جای تامل دارد بدین معنی که توسعه چاپ دیجییتال باعث شده تا فلان کتاب در کیفیت پایین تر و فاقد لیتوگرافی و فیلم و زینک با تنها ۱۰ یا ۲۰ نسخه چاپ شود. قبل ترها انتشار کتاب زیر هزار نسخه اصطلاحا نمی صرفید اما الان به طور مثال دیوان شاعر مهمی چون محتشم کاشانی در ۱۰۰ نسخه چاپ می شود ! که اگر ما هزار شهر در ایران داشته باشیم به هر ۱۰ تا شهر یک نسخه می رسد !

وی با بیان این که در حال حاضر یک کتاب ۱۰۰ صفحه ای حدود ۲۵ هزار تومان و میانگین هر صفحه ۲۵۰ تومان قیمت می خورد می افزاید: با وجود مشکلات اقتصادی این سالها معتقدم علاوه بر کتابفروش که سرمایه خود را بر خلاف جریان آب ! در حوزه فرهنگ به میدان آورده، کسی که در این اوضاع از طبقه حقوق بگیر و متوسط کتاب می خرد خیلی فداکار و عاشق و انسان پاک باخته ای است و این یعنی مطمئنا از جایی از زندگی خود می زند و کماکان کتاب می خواند.

سبزه ئی همچنین در گریزی به اوضاع و احوالِ اکنونِ کتاب در کاشان معتقد است: به نظر میاید بخشی از فعالیتهای دولتیِ کتاب در شهر ما بیشتر جنبه تبلیغاتی و شواف دارد و در عمل اتفاق مهمی در علاقه مردم به کتاب نیفتاده. ما فرصت بزرگی مثل پایتختی کتاب را از دست دادیم و در عمل از قبل این رویداد اتفاقی در شهر نیفتاد یعنی انتفاعش را به نظرم بیشتر مسئولین بردند تا مردم و اهالیِ دوستدار کتاب.

به نظرم شهرهای دیگر در این حوزه-پایتختی کتاب- موفق تر بودند و برنامه های مردمی بعدِ کسب این عنوان را بهتر پیش بردند. ببینید؛ حداقل انتظار مشتری کتاب در کاشان این است که چرا بن های کتاب به بهانه عنوان پایتختی در شهر توزیع نشد؟ بن ها آمد اما به اهلش نرسید. مردم توقع بیشتری داشتند. بله، نمایشگاه استانی در کاشان برگزار شد آن هم به نازل ترین وجه یعنی بسیاری از ناشرین خوب به این نمایشگاه نیامدند و آنهایی هم که آمدند از برنامه ریزی ها ناراضی بودند و وسط نمایشگاه به خاطر جانمایی غیرمطلوب، ایام نامناسب که فصل تعطیلات دانشجویی بود و بدون کمک های بالقوه از جانب مسئولین شهر یه یک رویداد فرهنگی رفتند!

وی در ادامه و در آسیب شناسی عدم تخصیص منابع تهیه کتاب به بدنه جامعه می گوید: در سالهای اخیر و در بازه نمایشگاه کتاب، به دانشجویان و طلاب بن ها و امتیاز تخفیف ارائه می شود اما قشر زیاد کتابخوان که دانشجو و طلبه نیستند چه ؟ تکلیف کارگر و معلم و کارمند چه می شود؟ این در حالی است که قشر دانشجو در سالیان اخیر برای امر تحصیلش بیشتر به منابع آماده مجازی و پی دی اف رو آورده! خیلی از مشتری های ما عموما دانشجو نیستند. دانشجوها کمترین حجم از مشتری ما را تشکیل می دهند.

سبزه ئی دقت نظر و نگاه مسئولان به حوزه نشر را در رونق کتاب مهم می داند و می گوید: مسئولی مانند آقای مسجد جامعی در یک طرح سالیانی است که روز پنج شنبه‌ی هفته کتاب را به (کتاب گردی) و سرزدن به کتابفروشی ها اختصاص داده اند. واقعا در این سالها کدام مسئول در شهر ما دو سه ساعتی را به کتاب گردی گذرانده؟بسیاری از مسئولین شهرهای دیگر چنین رویه ای دارند یعنی سرزدن به کتاب فروش های شهر و شنیدن مشکلاتشان را در برنامه دارند. این برنامه در کاشان خیلی خیلی به ندرت رخ می دهد یا اصلا اثری از آن نمی بینیم!

این فعال حوزه کتاب، در ادامه می گوید: یکی از راههای ساده رونق کتاب این است که ارگانهای دولتی که بودجه های کلان فرهنگی دارند می توانند به پرسنل خود بن تخفیف خرید کتاب یا به میهمانانشان کتاب هدیه بدهند، تنها در این صورت است که می توانیم این طور نتیجه بگیریم که طراحی میدان کتاب در شهر، صرفا یک اقدام سمبلیک و نمادین نیست.

*این گفت و گو، پیش از این در شماره ۶۷ هفته نامه مردم سیلک ( ۳۰ بهمن ۹۹) منتشر شده است.

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=3184

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.