تاریخ : سه شنبه, ۳۱ فروردین , ۱۴۰۰ 9 رمضان 1442 Tuesday, 20 April , 2021
1
گفتگو با استاد علی رضا صحیحی ؛

يك عمر تحقيق، تدريس و پژوهش

  • کد خبر : 928
  • 15 شهریور 1393 - 12:10
يك عمر تحقيق، تدريس و پژوهش

علیرضا صحیحی متولد سال ۱۳۴۷، فرزند ابراهیم اهل روستای جوشقان استرک. در سال ۶۸ دیپلم گرفت و دو ماه از سال گذشته بود که وارد حوزه علمیه ولی عصر (عج) قمصر شد. تقریباً ۲ سال و نیم در حوزه علمیه درس خواند. ادبیات و معالم را نیز خواند تا سر لمعه، بعد از آن وارد دانشگاه شد و لیسانس را در دانشگاه اصفهان، فوق لیسانس را در دانشگاه تربیت مدرس تهران و دکترا را در دانشگاه قم گذراند.

استاد علیرضا صحیحی چطور شد كه به تحصيل در حوزه علميه علاقمند شديد؟

 پدر من خیلی علاقه داشت که من حتما در دروس حوزوی تحصیل کنم. لذا سیکل که گرفتم ایشان گفتند حتما باید به مدرسه علمیه بروی وگرنه به هیچ وجه موافق نیستم كه به دبیرستان بروي. برادر من که برای ثبت نام من به حوزه علمیه رفت موافقتی از سوی مسئولین حوزه صورت نگرفت. لذا من بعد از دو سه ماه براي ادامه تحصيل به دبیرستان رفتم. دو ماه از سال تحصیلی گذشته بود که من وارد حوزه علمیه شدم. آن سال آقای میرابوالقاسمی مدیر حوزه علمیه قمصر بود و با ثبت نام من موافقت نمی کرد. می گفت خیلی دیر شده است. البته من هم از جبهه آمده بودم. خلاصه آمدیم منزل مرحوم آقا، خدا رحمتش کند، ايشان فرمودند: قطار ما در حال حرکت است هرکس کنار خیابان باشد ما سوارش می کنیم. بعد زنگ زدند به آقای میرابوالقاسمی و به ایشان فرمودند كه من را ثبت نام کنند.

اين تأخير مشكلي به وجود نياورد؟

من تا چند وقتی خودم را نشان آقای میر ابوالقاسمی نمی دادم. چون ایشان قیافه ترسناکی داشتند! آقای جمشیدی که الان در حوزه آیت الله یثربی استاد هستند و همشهری من بود به همراه یکی از همرزمان من در جبهه به نام آقای سلطانی خیلی وساطت کردند تا من را ثبت نام کنند، ولی باز هم آقاي ميرابوالقاسمي هیچگاه با لبخند با من روبرو نمی شد. آن وقت ها تا سه شنبه مرحوم آقا درس اخلاق می گفتند و کتابشان هم اخلاق عبدالله شبر بود، بعد از ظهر سه شنبه ها آقاي ميرابوالقاسمي می آمدند و افاضه می فرمودند. بعد از چند وقتی گفتند از درس اخلاق آقا می خواهند یک امتحان از کلیه پایه ها بگیرند. گفتند پایه های ۳ به بالا عربی بنویسند و پایه های ۱ تا ۳ هم فارسی. من کل آن بخشي که حضرت آقا تدریس کرده بودند از باء بسم الله تا تاء تمت، همه را بدون یک کلمه جاافتادگي به عربی نوشته بودم. آقای ابوالقاسمی از وقتی ورقه من را دیدند هميشه مرا با اسم كوچك صدا می زدند. یادم هست یک روز استاد شیخ حمید ناصحی، که استاد عوامل فی النحو بودند، از هر کس می پرسید بلد نبود. حالا من ۲ ماه دیر به حوزه آمده بودم و طبیعی بود که ضعیف تر از بقيه باشم، به من که رسید هرسوالی که ایشان پرسید من جواب دادم. ايشان هم به بچه ها گفت اینطوری درس بخوانید. من وقتی وارد مدرسه شدم هیچ کس حاضر نبود با من هم بحث شود، می گفتند ما کلی درس خوانده ایم و شما عقب افتاده ای و بلد نیستی. مثل یک نیروی عقب افتاده به من نگاه می کردند. آن روز که آقای ناصحی آن برخورد را با من کرد دیگر همه طلبه ها حاضر بودند با من بحث کنند و بازار من یک مقدار داغ شد و یواش یواش مطرح شدم. يك روز هم مرحوم آیت الله یثربی بعد از درس اخلاق خود در حوزه علمیه ولی عصر (عج)  قمصر پیشانی من را بوسیدند و به من گفتند: تو مکارم من هستی.

همزمان با تحصيل در حوزه وارد دانشگاه شديد؟

 بله. وقتی من در دانشگاه قبول شدم مرحوم آقا از یک طریقی مطلع شدند و هر سه شنبه که می آمدند این جمله را گوش زد می کرد که مبادا حوزه را پلی برای دانشگاه قرار دهید. من می فهمیدم مثل اینکه مرحوم آقا اين جمله را خطاب به من می گویند، ولی خب من دیگر دانشگاه قبول شده بودم. گفتم باید چند صباحی هم در آنجا درس بخوانم. یک روز رفتم منزل مرحوم آقا، آن روزها من تازه ازدواج کرده بودم و دستم خیلی تنگ بود، ایشان من را خیلی تحویل گرفتند و رفتند و از داخل پستوی اتاقشان مبلغی پول آوردند و به من دادند. دقیق یادم نیست چقدر بود اما تا مدت زمانی در رفاه بودم. همان روز به من گفتند شما هر کجا بخواهی من حاضرم براي تدريس بفرستم، حتی در دانشگاه. ولی خب آن روزها علاقه داشتم كه در دانشگاه تحصيل كنم. سال ۷۴ یک روز آمدم مسجد حبیب موسی و پشت سر حضرت آقا نماز خواندم. نماز آقا که تمام شد خدمتشان عرض کردم من چند کلمه ای ادبیات و صرف و نحو بلد هستم و این را هم مدیون حوزه علمیه شما در قمصر هستم اگر صلاح می دانید من حاضرم بروم و در حوزه تدریس کنم. ایشان خیلی استقبال کردند و با آقای حسینی در میان گذاشتند. آقای حسینی هم یک نامه نوشتند برای مدرسه علمیه ولی عصر (عج) قمصر و من چند سالی آنجا تدریس کردم و بعد به کاشان آمدم و از سال ۷۴ تا الان خدمت طلاب عزیز هستم.

 شما هم مدرس حوزه هستيد و هم دانشگاه، به نظر شما تفاوت تدریس ادبیات عرب در حوزه و دانشگاه چیست؟

 البته کتابهایی که در حوزه علمیه خوانده می شود بسیار غنی و پر محتوا است. واقعا اگر طلبه ای وقت شناس باشد میتواند ملا و عالم بار بیاید. اما یک چیزی هست که در حوزه فقط و فقط روی صرف و نحو و بلاغت کار می شود اما در رشته زبان و ادبیات عرب در دانشگاه علاوه بر صرف و نحو و بلاغت روی مکالمه و ترجمه هم کار میشود، هم ترجمه متون نثری و هم ترجمه اشعار عربی كه از دوره جاهلی شروع میکنیم تا دوره معاصر. تاریخ ادبیات نیز بسیار دارند که ما اینجا در حوزه چیزی به اسم تاریخ ادبیات متون نظم و نثر و مکالمه نداریم که واقعا جای مکالمه در حوزه بسیار خالی است. یک درسی که واقعا مورد نیاز است. مخصوصاً براي روحانیون عزیزي که می خواهند به عنوان روحانی کاروان به عتبات عالیات يا مدینه و مکه مشرف شوند. درس متن خوانی هم در دانشگاه داریم که این درس در حوزه کمرنگ است، بخصوص برای طلاب پایه ۴ به بالا که از ادبیات فارغ می شوند.

 تحصيل و تدريس در حوزه علمیه چه تأثيري بر زندگی شما گذاشته است؟

 من بارها در کلاسهای حوزه و دانشگاه گفته ام که اگر مدرکی از دانشگاه گرفته ام مدیون همان دوسال و نیمي است كه در حوزه علمیه قمصر بودم. یعنی من بابت این امتحاناتی که برای لیسانس و فوق لیسانس و دکترا داده ام هیچ کتاب دیگری نخوانده ام و فقط با همان زمینه ای که از حوزه علمیه قمصر داشته ام رفته ام سر جلسه و الحمد الله در همه زمینه ها از بقیه دانشجویان سرآمد بوده ام. در دوره لیسانس دو بار دانشجوی نمونه شدم و با رتبه ممتازی فارغ التحصیل شدم. در کارشناسی ارشد رتبه یک دانشگاه تربیت مدرس را به دست آوردم و با معدل ۱۹/۱۶ فارغ التحصیل شدم. در دکترا هم رتبه ۱۰ را آوردم و با معدل ۱۸/۹۱ فارغ التحصیل شدم.

 درباره سوابق تدریس تان هم براي ما بگوييد.

از سال ۷۴ تا الان خدمت طلاب بوده ام و خیلی نسبت به خود حوزه و طلاب ارادت دارم. در دانشگاه کاشان قبلا کلاسهای حل تمرین را می رفتم. دانشگاه آزاد و پیام نور و تربیت مدرس چند واحدی تدریس دارم. ضمن اینکه من استخدام آموزش و پرورش هستم و موظفی آنجا را هم می روم و در کنار اینها کلاسهای کنکور موسسات را هم دارم.

از تالیفات خود براي خوانندگان بگویید.

 اولین کتابی که نوشتم با نام «سیمای نحو در حوزه و دانشگاه» شرحی است به صمدیه شیخ بهایی (ره)، که البته به شکلی تالیف شده است که به درد سه پایه حوزه می خورد. اگر کسانی از سه سال حوزه فارغ شده اند می توانند همین کتاب را بخوانند و یک مروری برای شان بشود. کتاب دوم «زینت الادیب»، شرحی است بر باب رابع کتاب معنی الادیب ابن هشام انصاری. کتاب سوم «عربی مبین» است که برای دانشجویان تدوین شده است و کنکوری ها هم از آن استفاده می کنند. خود من هم در کاشان آن را تدریس می کنم. یک کتابی در دست چاپ دارم به نام «عربی سرایان کاشان» درباره شاعران کاشاني که به عربی شعر سروده اند. یک بیوگرافی و شرح حال مفصلی از شاعران و یک نمونه از شعر و تحلیل شعرشان در آن آمده است. شاعران این مجموعه سید ابوالرضا راوندی، سید قطب راوندی، میرزا ابومطلب، علامه فیض، آیت الله صبوری، آیت الله سید محمد باغ معروف به علوی، آقای رضوی و فتح علی شاه هستند كه با شرح حال شان در این کتاب گرد آورده ام. اين كتاب نزدیک به ۳۵۰ صفحه می باشد و فکر می کنم تا اوایل مهر آماده توزیع باشد. کتاب دیگري هم آماده چاپ دارم به نام «عربی مکمل» که آن هم برای دانش آموزاني که می خواهند وارد دانشگاه شوند تدوین شده است. برای پایه یک حوزه هم بسیار مناسب است. تقریبا ۱۷۰۰ تست است و براي هر تست درسنامه اش را کامل نوشته ام و بعد هم پاسخ تشریحی آن را آورده ام. برای حل تمرین در حوزه هم بسیار خوب است. در حال حاضر نیز کتابی در دست تألیف دارم به نام «صرف» که مطابق با سوالات مبادی العربیه تبیین شده است.

 و کلام آخر؟

از حضرت آیت الله میر سید محمد یثربی که در فقدان پدر بزرگوارشان واقعاً به نحو احسن این مدرسه و بقیه مدارس را با توانايي و به زیبایی هر چه تمام توانسته اند اداره کنند و به وضعیت معیشتی و علمی طلاب رسیدگی کنند کمال تشکر را دارم و برای ایشان سلامتی و طول عمر از درگاه ایزدمنان خواهانم.

منبع:کاشان آنلاین

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=928

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.