تاریخ : جمعه, ۷ آذر , ۱۳۹۹ 12 ربيع ثاني 1442 Friday, 27 November , 2020
0
معرفی کتاب؛

درباره نگاه جامعه شناسانه‌ی عمادالدین باقی به حادثه تاریخ‌ساز عاشورا

  • کد خبر : 1081
  • 23 شهریور 1399 - 0:00
درباره نگاه جامعه شناسانه‌ی عمادالدین باقی به حادثه تاریخ‌ساز عاشورا

کاشان آنلاین : شهادت امام حسین و یارانش در روز دهم سال ۶۱ هجری قمری، از همان سال‌های نخست تا امروز، همواره مورد کنکاش اهالی اندیشه بوده است. از «مقتل ابی مخنف» از شاگردان امام صادق که به گواه برخی تاریخ‌پژوهان، نخستین گزارش رسمی از حادثه کربلا تلقی می‌شود تا «لهوفِ سید بن طاووس (قرن […]

کاشان آنلاین : شهادت امام حسین و یارانش در روز دهم سال ۶۱ هجری قمری، از همان سال‌های نخست تا امروز، همواره مورد کنکاش اهالی اندیشه بوده است. از «مقتل ابی مخنف» از شاگردان امام صادق که به گواه برخی تاریخ‌پژوهان، نخستین گزارش رسمی از حادثه کربلا تلقی می‌شود تا «لهوفِ سید بن طاووس (قرن ۷ هجری قمری) که گویا به‌نام‌ترین مقتل شیعیان محسوب می‌شود گرفته تا دوران معاصر که می‌توان «شهید جاوید» ِ مرحوم صالحی نجف‌آبادی، «قیام امام حسین» مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی، «حماسه حسینی» شهید مطهری و «حسین، وارث آدم» دکتر علی شریعتی، را مهم‌ترین آثار قلمی پیرامون قیام امام حسین علیه‌السلام به شمار آورد.

اما با گذشت زمان، نواندیشان دینی سعی کرده‌اند نگاه‌های تازه‌تری به این حادثه تاریخ‌ساز داشته باشند. از جمله این آثار، کتاب «جامعه شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه» به نویسندگی «عمادالدین باقی» است که نشر نی در سال ۱۳۷۹، نخستین بار چاپ کرده است. این کتاب برای بار سوم، در سال ۱۳۹۶ با ویراستی تازه توسط نشر سرایی منتشر شده است. در این یادداشت، نگاهی گذرا به این کتاب انداخته شده است.

عمادالدین باقی، دانش‌آموخته‌ی جامعه‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر و فعال حوزه‌های دین، اجتماع، تاریخ و سیاست می‌باشد. کتاب «جامعه شناسی قیام امام حسین (ع) و مردم کوفه» در یک دیباچه‌ی دو قسمتی، چهار بخش اصلی و یک پیوست انتهایی تنظیم شده است.

اگر نگاهی به نوشته‌ی پشت جلد کتاب بیندازیم، هدف نویسنده تا حد زیادی روشن می‌شود: «عاشورا قرن‌هاست که موضوع مباحثات کلامی و به ندرت تاریخی قرار گرفته است اما از جنبه‌ی معرفت‌شناختی و جامعه‌شناختی اصولاً چندان مد نظر نبوده است. در این اثر، بیشتر نگاهی جامعه‌شناختی بر واقعه می‌افکنیم که قادر است پاسخ بخشی از پرسش‌ها را عریان کند. پرسش‌هایی که انگیزه‌ی این نوشتار شده‌اند، این بود که چرا در حالی که ظاهراً شرایط تدارک قیام و پیروزی فراهم شده بود و اهل کوفه مصرانه حضرت حسین بن علی (ع) را برای تشکیل حکومت به دیار خویش فراخواندند و در سایر شهرهای عراق، بصره، ایران و حجاز و یمن اقبال و مساعدت برای یاری امام بود، ناگهان ورق برگشت؟ چرا قیام کوفیان شکست خورد؟ چگونه آن همه شور و اقبال کوفه ناگهان خاموش شد و به فاصله‌ی چند روز، اوضاع دگرگون گردید؟ و همان مردم یا ساکت و ناظر یا همراه فاجعه‌ی کربلا شدند؛ آن هم در مورد فرزند رسول خدا و کسی که به میهمانی‌اش خوانده بودند؟»

عمادالدین باقی، در دیباچه کتاب، «ضرورت پاسخگویی سریع تر به نیازها و تقاضاهای زمان» را سبب تحریر این کتاب برمی‌شمرد. وی، امام سوم شیعیان را، «اسوه آزادگی خردمندانه» دانسته و رمز جاودانگی قیام امام حسین را در سه موضوع: سمبلیک بودن، خلوص و الگوجویی می داند.

بخش نخست کتاب عنوان «جامعه‌شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه» را دارد. در این گفتار، نخست گزارش کوتاهی از قیام امام حسین (ع) ترسیم می‌شود. «پس از آن، این نظریه که قیام امام حسین (ع) در جامعه‌ای دارای ساختار قبیله‌ای، عشیره‌ای روی داده و ناشی از رقابت دیرینه قوم بنی‌هاشم با بنی‌امیه است، نفی شده است. در فراز دیگری از این گفتار، مسئله‌ی تَرَک برداشتن اقتدار و خلأ بحران‌زای ناشی از مرگ رهبر در نظام‌های سلطان‌سالار و راه‌های جلوگیری از این بحران که از سوی حاکمان برگرفته می‌شود مورد بحث قرار گرفته و با مرگ معاویه و جایگزینی یزید تطبیق داده شده است. … پس از آن نقش طبقات و اشراف در رقم‌زدن تقدیر جامعه‌ها و جنبش.ها بازگو شده و مساعدت آغازین برخی از اشراف و کناره‌گیری بعدی آن‌ها مورد بحث قرار گرفته است. … آنگاه روند مباحث به اصلی‌ترین بحث این نوشتار که جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی مردم کوفه است می‌رسد و به مواردی مانند روحیه انزوا طلبی کوفیان، حسابگری‌های نسلی که بی‌ثباتی اوضاع سیاسی را تجربه کرده، بحث رابطه معکوس خشونت حکومت با حجم و تعداد شرکت‌کنندگان در جنبش، پیش‌بینی پیشگامان قیام کوفه و نیز دیدگاه جامعه‌شناسانه‌ی امام حسین (ع) در مورد رفتار توده مردم می‌پردازد.»

بخش دوم این کتاب، «کارکردهای عاشورا» نام دارد. به باور عمادالدین باقی: «گرچه خود واقعه مورد بحث و تحقیق فراوانی قرار گرفته، البته متدلوژی این بحث و تحقیق‌ها خود در خور نقدی جداگانه است، اما ماندگاری و بقای هر مجموعه یا نظام فکری و رفتاری، منوط به کارکردهای آن است و تا هنگامی که کارکرد، فایده و مصلحت عملی داشته باشد، دوام دارد». وی در ادامه، ایجاد همبستگی، الگو سازی، املای ِ خلأ ِ قانونی، پیشگیری از عوارض جامعه جدید، استمرار ارزش‌ها، پیوستگی و استمرار فرهنگ، الگوسازی و کنترل، ذوب فاصله‌ها، تولید هنجارها و نمایش را از کارکردهای عاشورا شمرده و تبیین می‌کند.

در بخشی از این گفتار آمده است: «زیاده‌روی و تکرار در آیین عزا و سوگواری، فرهنگ ملت را به فرهنگ عزا و گریه و مرگ‌زدگی تبدیل می‌کند؛ به گونه‌ای که غم و اندوه آن مردم در زمان‌های سوگواری پیشوایان، بسیار بیش از شادی و سرورشان در زمانه ولادت آن‌هاست و هنگامی که با تغلیظ این فرهنگ، و ایجاد روحیه عزا و گریه و مرگ، شور زیستن، بی‌رمق شد، جامعه از جوشش، زندگی، ابتکار و پیشرفت باز می‌ایستد. با رعایت حدود کارکردهای عناصر مذهبی، می‌توان به پالایش مذهبی دست زد و شور زیستن را به نیرویی تعیین کننده در رفتار آدمی مبدّل ساخت. با این نگاه و از دیدگاهی مذهبی می‌توان توضیح داد که شهادت قهرمانان عاشورا نیز برای رویارویی با ناهنجاری‌ها و مظالم اجتماعی و ایجاد شرایط بهتر زیستن و خداگونه شدن انسان بوده است». «اربعین، فلسفه تکرار و فصل رویش» عنوان مقاله‌ی واپسین بخش دوم کتاب است.

بخش سوم کتاب، «مدل تحقیقی عاشورا با الهام از والعصر» نام دارد و نویسنده کتاب، در بیان انتخاب این موضوع می‌گوید: «می‌خواهم از سوره والعصر یک مدل تحقیقی برای توضیح عام علل انحطاط و فروپاشی جوامع و نظم‌های اجتماعی و به تبع آن برای پرداختن به واقعه عاشورا استنباط کنم». وی در ادامه با چشم‌اندازی اجتماعی، اخلاقی و حقوقی به شرح و تفسیر سوره عصر پرداخته و در نهایت نتیجه می‌گیرد: «در جامعه‌ای که قوم و قبیله‌گرایی حاکم شد، تکاثر و تفاخر آمد و پول معیار فضیلت شد، در جامعه‌ای که مسئولیت اجتماعی رخت بربست و انسان ها امر به معروف و نهی از منکر را رها کردند، توصیه به حق را نپذیرفتند، به نقد آزادانه یکدیگر و تحمل این نقد و توصیه نپرداختند، در جامعه‌ای که خود را مقید به عمل صالح یعنی عمل دیگرخواهانه ندانند و انگیزه همه اعمال فقط و فقط خودخواهانه باشد، در جامعه‌ای که افرادش به سرعت سَر خورده و منفعل می‌شوند، انحطاط، ستم، نفاق و سست عنصری و فساد غلبه می‌کند و حاکمانی از جنس خودشان بر آنان مستولی خواهد شد. در این جامعه، حسین‌ها و صاحبان فضیلت، حاشیه‌گزین و منزوی می‌شوند و به دلیل سرخوردگی مردم، نالایقان حکومت می‌کنند».

اما شاید جالب‌ترین عنوان از عناوین بخش‌های این کتاب، عنوانی است که نویسنده برای بخش چهارم در نظر گرفته است: «پرچم صلح» و در آن از «صلح امام حسین» نام می‌برد. به باور وی: «مشکل اینجاست که برخی ابتدا تاریخ را دلبخواهانه تفسیر و تحریف می‌کنند؛ سپس از امام حسین، نمادی می‌سازند و آنگاه بر مبنای آن، به ترسیم استراتژی شیعه یا استراتژی سیاسی مورد نظر خود می‌پردازند. آنان در باب عبرت‌های سیاسی عاشورا، گفتارهای فراوانی در منبرها و خطبه‌ها و جراید و کتب انتشار می‌دهند و بر مبنای آن، جنگی سامان می‌گیرد و جنگاوران، پشتیبانی ایدئولوژیک می‌شوند، حال آنکه اصل این تفسیر، محل مناقشه است».

نویسنده در ادامه از دریچه صلح‌طلبی به حرکت امام از مدینه به مکه و سپس حرکت به سمت کوفه و در نهایت شهادت در کربلا می‌پردازد. پاره‌ای از این نگاه این چنین است: «از هنگامی که امام با لشکر حر برخورد کرد، مشی صلح‌جویانه خویش را اعلام داشت. با وجود آنکه هنوز هیچ برخورد نظامی و محاصره‌ای اتفاق نیفتاده بود، امام حسین پیش از نماز ظهر برای لشکر دشمن سخنرانی کرد و گفت: من به دلخواه خود به سوی کوفه نیامده‌ام و به دلیل درخواست مردم کوفه به سوی آن حرکت کردم. اگر با من پیمان می‌بندید به کوفه می‌آیم و اگر از پذیرفتن من منصرف شده‌اید به همان محلی که از آنجا آمده‌ام باز می‌گردم. پس از نماز عصر دوباره سخنرانی کرد و شبیه همان مطلب را تکرار کرد.

وقتی نماز عصر به پایان رسید امام دستور بازگشت داد و کاروان به سوی حجاز حرکت کرد اما حر دستور جلوگیری از ادامه حرکت امام را داد. او به همین دلیل بود که خود را مقصر می‌دانست و سرانجام به یاران امام پیوست و شهید شد. در اینجا امام تصمیم به بازگشت می‌گیرد اما ممانعت می‌کنند. پس از آن، عمر بن سعد با لشکر خود می‌آید. امام به او نیز می‌گوید اگر از پذیرش من اکراه دارید باز می‌گردم. امام تا این مرحله سه بار گفته است که اگر او را آزاد بگذارند به حجاز بار می‌گردد.

او در روز عاشورا برای چهارمین بار خطاب به لشکر دشمن که از اهالی کوفه تشکیل شده بود گفت: ای مردم، من به دعوت شما آمده‌ام و اگر مرا نمی‌پذیرید رهایم کنید تا مأمن و پناهی برای خود در گوشه‌ای از زمین پیدا کنم. امام در مجموع ۵ یا ۶ بار پیشنهاد صلح و بازگشت و جلوگیری از جنگ را داد. امام هر بار پیشنهاد مذاکره برای جلوگیری از جنگ را مطرح می‌کرد. به پیشنهاد او بود که چند جلسه محرمانه با ابن سعد تشکیل شد. سرانجام، مذاکرات نتیجه داد و عبیدالله بن زیاد نوشت که معتقد است حسین بن علی را آزاد بگذارند هرجا می‌خواهد برود اما شمر بن ذی الجوشن او را منصرف کرد. چرا امام پیوسته خواستار مذاکره و بازگشت بود؟ چرا صلح را ترجیح می داد؟ زیرا تا هنگامی که امکان صلح و اجتناب از جنگ وجود دارد اگر کسی از آن اجتناب نکند مسئول تمام خون‌هایی است که ریخته می‌شود.»

پیوست پایانی کتاب، گزارشی است از جلسه نقد و بررسی کتاب که به همت «گروه مطالعاتی جامعه شناسی شیعه» و «انجمن علمی جامعه شناسی دانشگاه تهران» در اسفند ۱۳۹۰ برگزار شده است.

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=1081

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.