تاریخ : جمعه, ۷ آذر , ۱۳۹۹ 12 ربيع ثاني 1442 Friday, 27 November , 2020
0

سقوط مسؤلیت پذیری اجتماعی در جوب !

  • کد خبر : 2534
  • 20 آبان 1399 - 20:49
سقوط مسؤلیت پذیری اجتماعی در جوب !

سعید رضا شرافتی

کاشان آنلاین : زمانه عوض شده یا همه چیز زیر سر سخت ترشدنِ روز به روزِ اوضاع اقتصاد و معیشت است؟ آیا خودمان را گول بزنیم که : ریخته که ریخته، به من و تو چه ! سنگک شد ۱۲۵۰ .. کلاهت را سفت بچسب تا باد نبرد؟!

این حجم از خودخواهی-انداختن هزینه جمع کردن پسماند عفونیِ دخل و کسب وکارمان بر دوش دیگران- در کدام پیشینه ی تاریخی این سرزمین سابقه داشته ؟

گیرم دلار با خواب سنگین سه قلوها -دولت و مجلس و قوه‌ی قضا- بشود ۵۰ هزار تومان. به فرض هر قرص نان سنگک سر به ۵ هزار تومان باز کند. آیا انسانیت و اخلاق مداری و مهم شمردن مسئولیت اجتماعی را نیز باید همینجور یواشکی ببریم کنار جوب خیابان بریزیم تا یا آب ببرد یا یک زباله گرد پخش و پالش کند یا یک رفتگر بی نوا بساط آلوده اش را جمع کند و ببرد؟!

آیا ریختن زیاله های عفونی از نوع شیشه های آزمایش خون کنار خیابان، یعنی چیزی انتهای بی رحمی در حق خودمان؟ فروغلتیدن در عصر مدرنیته با ما چنین کرد یا بنا به عرف معمول وظیفه نهادهای خدماتی است که عفونی ها را هم مثل زباله های عادی جمع کنند و ببرند؟!! لابد سوال پیچ شان کنی می گویند : مگر شهرداری عوارض از ما نمی گیرد؟؟ خب اینها را هم جمع کنند و ببرند!

این سوی شهر، در کوچه خودمان، یکی از همسایه ها یک هفته ایست کاغذی چسبانده به دیوار بیرون منزلش و رویش نوشت: همسایه عزیز! لطفأ هر کس زباله اش را دم خانه خودش بگذارد !! این یعنی آن که قانون چندش آور من می گوید هر جا تیر برق بود، همان جا می شود زباله گذاشت تا اقلکن رفتگر زحمتکش چند باری کمتر کمرش خم شود ! درست و دقیق مشابه ماجرای شیشه های آزمایش خون که باید گذاشت دم جوب تا رفتگر آنها را هم مثل بقیه پسماندها ببرد ! بی آن که در مورد نوع این زباله ها و وجود زباله گردها، کمکی به عقل مان رجوع کنیم.

سر که بچرخانیم شبیه این رفتارها دور و برمان کم نیست. بقالی که بساط و جعبه های میوه اش را جلوی مغازه و در معبر پیاده رو جوری در معرض دید می گذارد که دیگر راهی برای عبور نباشد. راننده ای که در دهها خیابان مثل محتشم در حالت پارک دوبل و با تسخیر محل عبور و مرور دیگران، پشت فرمان تا برگشتن علیا مخدره از مغازه خرازی، خیلی ریلکس مشغول چک کردن قیمت دلار در اینستا و تلگرام است و همزمان هم دارد بهنام بانی گوش می دهد !

دیگری چون خانه اش باصطلاح بر خیابان است، به خود اجازه می دهد تا خودرویش را در همان پیاده رو به شکلی که عرض تمام پیاده رو بسته شود، پارک کند !

نه، من هنوز در این شهر مردمانی را می شناسم که سنگی نوک‌تیز یا پاره آجری خطرناک در وسط کوچه یا خیابان را کنار می زنند تا صدمه ای به عابری و خودروسواری هم‌نوع نرسد. هنوز در این دور و اطراف کسانی را سراغ دارم که موقع برگشتن از کوه، در عوض و به شکرانه ی لذت جویی شان از طبیعت، زباله هایی که گوشه ای از دشت و دمن را پوشانده بر می دارند و در کیسه ای با خود حمل می کنند تا در نقطه ای مخصوص و امن، قرارش دهند.

اما داستان تراژیک زباله های عفونی .. رهاکردن شیشه های آزمایش خون.. داخل یا کنار جوب! خیابان بدجوری ذهنم را درگیر کرده .. ایستگاه آخر این قطار زندگی غیرمسؤلانه‌ی ما مردم کجاست؟

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=2534

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.