تاریخ : سه شنبه, ۱ تیر , ۱۴۰۰ 13 ذو القعدة 1442 Tuesday, 22 June , 2021
0

روایت‌هایی از حال و هوای خانه جهانگیری در شب اعلام رد صلاحیت معاون اول (طنز)

  • کد خبر : 3581
  • 07 خرداد 1400 - 16:13
روایت‌هایی از حال و هوای خانه جهانگیری در شب اعلام رد صلاحیت معاون اول (طنز)

مهدی سلطانی راد

کاشان آنلاین : اسحاق جهانگیری معاون اول دولت روحانی پس از ردشدن صلاحیتش برای ورود به دور نهایی رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ گفت: «شورای نگهبان کار را برای من آسان کرد و احساس آرامش جدی پیدا کردم. شبی که نظر شورا به من اعلام شد، در منزل ما شب جشن بود زیرا همه احساس کردند که بار بزرگی از دوشم برداشته شد»

اگر چه جهانگیری خیلی سربسته و مبهم از برپایی جشن اعلام رد صلاحیتش در خانه خود مثلأ در حد توزیع کیک یزدی سخن گفته اما بنا به برخی روایت ها از جمله نقل قول یکی از همسایگان وی، این جشن خیلی مفصل تر از اینها بوده است!

به گفته یکی از همسایه های معاون اول،از حوالی ظهر روز اعلام رد صلاحیت ایشان اهل خانه به نحوی که جهانگیری بو نبرد سور و سات جشن را فراهم کردند. مثلأ حدود ساعت دو بعد از ظهر ما از پشت پنجره خانه مان دیدیم که چهار تا بنر بزرگ هر یک در ابعاد حدود سه متر در یک متر و نیم، با این متن ها وارد خانه جهانگیری شد:

کدخدایی، مچکریم ..( از طرف نوه ها )

زاکانی یادت باشه، اسحاق سرورته! (قربانت، همسر)

بعدأ می فهمن کی بودی ( از طرف منشی دفتر )

خوبه که هنوز داریمت بابا ( از طرف فرزندان )

یکی دیگر از همسایگان جهانگیری می گوید: شبی که رد صلاحیت وی اعلام شد، خانه معاون اول تا ساعت ۲۲:۲۵ در تاریکی مطلق فرو رفته بود، اما یکهو نمیدانیم چی شد که حدود سه دقیقه بعد از این که راننده، وی را دم خانه پیاده کرد، خانه ایشان رفت روی هوا! صدای ترکیدن حدود ۵۰ بادکنک و جیغ و داد و هورا که فراوان بود، اما این که به محض ورود وی به خانه تخم مرغی هم به دیوار خورده یا نه، بی اطلاعیم!

این همسایه در روایت دیگری از این شب به شدت هیجانی در خانه معاون اول روحانی می گوید: حوالی ساعت ۲۰ که نوه ام را برای تفریح به پارک محله برده بودم، سر راه توجهم به یک وانت سبز یشمی که دم خانه آقای جهانگیری توقف کرده بود،جلب شد.کمی که جلوتر رفتم صحنه جالبی دیدم.پشت وانت کیک بزرگی قرار داشت که رویش نوشته بود: «شدی که شدی، فدای سرت !». من البته از متن غیرمتعارف و عجیب روی کیک کمی جا خوردم، کاری هم به سیاست ندارم اما فردا که خبر ردصلاحیت ایشان منتشر شد، تازه به ماجرای کیک پی بردم، چون تا قبل از این تصورم این بود بزن و بکوب خانه ایشان برای تولدی چیزی است یا این که مثلأ سربازی برادر خانم وی تمام شده!

اما در این میان نقل قول یکی دیگر از همسایگان جهانگیری درباره رخدادهای منزل او در شب اعلام ردصلاحیتش از همه جالب تر است. این خانم همسایه که مایل به افشای هویت خود نیست،می گوید:

«طرف های عصر آن روز، از پشت پنجره منزل داشتم بازی بچه ها را در کوچه تماشا می کردم که خیلی اتفاقی توجهم به چند نفری جلب شد که بسته هایی شبیه پاکت زباله به داخل خانه آقای جهانگیری می بردند.فردا البته فهمیدم اینها اقلام جشن ردصلاحیت آقای جهانگیری مثل کلاه بوقی، کارد و چنگال و بشقاب یکبار مصرف و .. بوده اما عصر آن روز با دیدن این صحنه، ناگهان ترس همه وجودم را فرا گرفت و چون من دو بار عمل قلب داشته ام یکهو عرق سردی بر پیشانی ام نشست و با خود گفتم یعنی اینها دارند قطعات جنازه چه بنده خدایی را به داخل خانه همسایه ما می برند؟!

همسرم وقتی متوجه پریشانی من شد آب قندی برایم آماده کرد. بعد از سرکشیدن آب قند و پس از این که حالم کمی عادی شد، علت حال ناخوشم را که برایش تعریف کردم،در همان حال که از شبکه خبر بیننده تازه ترین توضیحات کدخدایی در مورد روند احراز صلاحیت ها بود، گفت: انتقال قطعات جنازه کجا بود؟ از خانه به بیرون شاید اما از کوچه به خانه ؟؟ مگه داریم؟! خانم جان! چقدر به شما بگم این شبکه چهار و شرلوک هلمز کوفتی رو بیخیال شو !»

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=3581

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.