تاریخ : جمعه, ۲۴ اردیبهشت , ۱۴۰۰ 3 شوال 1442 Friday, 14 May , 2021
0
با خواننده‌ی کاشانیِ موسیقی سنتی ایران در 96 سالگی ؛

رشیدی : اخوان بهترین آهنگ روی شعر زمستانش، را کار من می دانست*

  • کد خبر : 3456
  • 05 اردیبهشت 1400 - 0:52
رشیدی : اخوان بهترین آهنگ روی شعر زمستانش، را کار من می دانست*

در حال و هوای ۹۶ سالگی همچنان سرزنده و خوش لباس و سر و حال، عشق موسیقی در سر دارد. با این که سالیان درازی است که در طهران رحل اقامت افکنده اما هنوز لهجه کاشانی اش همراه اوست.

کاشان آنلاین : استاد امین الله رشیدی را می گوییم. خواننده سنتی خوان و آهنگساز مشهوری که متولد فصل بهار و چهار اردیبهشت است و خالی از لطف نبود تا با او کمی به حال و هوای کاشانِ قدیم سر بزنیم و هم در سپهر موسیقی و زندگی و زمانه اش با این پدیده، همراهش شویم. ابتدا کمی از بیوگرافی اش بخوانید و در ادامه از زبان خود رشیدی، چگونگی حضورش در عرصه موسیقی و گفتنی هایی دیگر از او با طعم موسیقی و هنر ..

امین‌الله رشیدی چهار اردیبهشت ۱۳۰۴ در راوند کاشان از پدری کشاورز و مادری شاعرزاده (دختر ادیب بیضایی آرانی) و شاعرمنش متولد شد. او نوه ادیب بیضایی آرانی است و ادیب بیضایی آرانی برادر ذکایی بیضایی آرانی است و ذکایی پدر بهرام بیضایی. یعنی رشیدی نوه عموی بهرام بیضایی است. در چهارماهگی او را به کاشان آوردند و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در آن جا به پایان رساند. بلافاصله پس از پایان تحصیل در یکی از دفاتر اسناد رسمی کاشان مشغول به کار شد و در سال ۱۳۲۵ به تهران نقل مکان کرد.

وی در سال ۱۳۴۴، بنا به مقتضیات شغلی از کار در رادیو استعفا داد. رشیدی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی، با دختری اهل کاشان ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند دختر و پسر (افسانه و صبا) است. فرزندان او نیز از ذوق موسیقایی بهره‌ای به‌سزا دارند.

رشیدی که از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۴۴ در رادیو به آهنگسازی و خوانندگی مشغول بوده، بیش از ۱۲۰ اثر اجرا شده دارد. او بعد از آن هم ۴۰ اثر را تصنیف کرده که هنوز از روی کاغذ نت به ترنم در نیامده است.

این آهنگساز و خواننده از سال ۷۸ تا امروز، تعدادی از کار‌هایش را در قالب هفت آلبوم با نام‌های (عطر گیسو، بخت گمشده، چشم شب، من عشقم، افسونگر، دلم تنگ است و شیرین‌تر از شیرین) باز نشر کرده که مورد استقبال مخاطبان هم قرار گرفته است.

*زندگی حرفه‌ای من با رادیو گره خورده است و از زمستان ۱۳۲۷ که نخستین بار در رادیو برنامه اجرا کردم، تا حدود ۲۰ سال بعد با آن همکاری داشتم.

*روز تولد من و رادیو، هر دو چهارم اردیبهشت است. من سال ۱۳۰۴ به دنیا آمدم و رادیو اردیبهشت ۱۳۱۹ پا به عرصه گذاشت. یعنی وقتی رادیو تهران کارش را شروع کرد، من ۱۵ ساله بودم و مثل دیگر نوجوانان خیلی زود جذب آن شدم. آن زمان در کاشان زندگی می‌کردم. یادم می‌آید اول از همه دو نفر در کاشان رادیو خریدند که یکی‌شان محمد دبیر الصنایع- استاد نقاشی من- بود که شب‌ها می‌رفتم پشت در خانه‌اش برنامه‌های رادیو را گوش می‌کردم. مدتی بعد، شهرداری کاشان که در خیابان پهلوی سابق (۲۲ بهمن فعلی) قرار داشت، یک رادیو در سالن ساختمان خود نصب کرد و تو خیابان بلند گو کار گذاشت تا مردم از آن استفاده کنند.

*من هم مثل خیلی‌های دیگر ساعت ۶ که می‌شد، می‌رفتم جلوی شهرداری می‌نشستم و به برنامه‌هایش گوش می‌کردم. یادم می‌آید چون خیابان خاکی بود،ماموران شهرداری جلوی ساختمان را آب پاشی می‌کردند تا گرد و خاک نشود. این مال بعد از شهریور ۱۳۲۰ و دوران اشغال ایران از سوی متفقین بود. برنامه‌های رادیو از ساعت ۶ تا ۹ شب از بلندگوی شهرداری پخش می‌شد که بیشتر هم موسیقی بود.

*سال ۱۳۲۹ بود که اولین رادیوئم را خریدم اگر چه از ۲۷ در آن میخواندم. خب آن دو سال رادیو نداشتم. آن وقت یکی از بستگان ما در خیابان نواب جنوبی، کوچه سالار اعظم یک رادیو داشت که همه فامیل را دعوت می‌کرد تا رادیو گوش کنیم. حیاط را آب پاشی می‌کردند، چای می‌گذاشتند و همه دور هم جمع می‌شدیم. آن زمان رادیو تهران تنها رسانه همگانی بود. پس اولین رادیو را سال ۱۳۲۹ خریدید. بله، البته آن زمان بهش دستگاه گیرنده می‌گفتند. یک رادیو برق و باتری بود، چرا که خیلی جاهای تهران برق نداشت. جالب است بدانید آن زمان هر کسی می‌خواست یک گیرنده رادیو داشته باشد، باید مجوز شهربانی می‌داشت. واقعاً؟ برای شما باورش سخت است، اما روال این بود که اول باید می‌رفتیم شهربانی تا پروانه داشتن رادیو به نام ما صادر می‌شد. بعد می‌رفتیم خیابان پشت شهرداری تهران و با نشان دادن آن مجوز، یک دستگاه گیرنده می‌خریدیم. اگر هم می‌خواستیم آن رادیو را ببریم به شهرستان یا بفروشیم، باید از شهربانی اجازه می‌گرفتیم. تا چند سال این جوری بود؟ دو سه سال بعد چون رادیو فراگیر شد، دیگر این قانون را لغو کردند.

*وقتی از کاشان به تهران آمدم، در روزنامه اطلاعات دیدم که هنرستان موسیقی هنرجوی رایگان در شب می‌پذیرد. من تازه آمدم بودم تهران که در آن کلاس‌ها که در ساختمان قدیمی تالار رودکی برگزار می‌شد، ثبت نام کردم. در سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۲۸ خورشیدی نزد استادان موسی خان معروفی و دکتر مهدی فروغ به فراگیری نواختن ساز، نت و آواز پرداختم. البته قبل از آن در کاشان تارنوازی را فرا گرفته و با دستگاه‌های موسیقی ایرانی آشنا شده بودم. خلاصه کنم، بعد از دو سال شاگردی موسی خان معروفی، او یک تست آواز از من گرفت و کارم را پسندید.

*نخستین تصنیفی که خواندم، «رنج جدایی» نام داشت که شعرش از دکتر محمد علی مشایخ و آهنگش از موسی خان معروفی بود. مهدی فروغ هم مرا به خادم میثاق که سرپرستی یک ارکستر را در رادیو داشت معرفی کرد و کارم به صورت حرفه‌ای شروع شد. ایستگاه رادیو آن زمان در جاده قدیم شمرون (نزدیک پل سید خندان امروز) قرار داشت که هنوز ساختمان قدیمی‌اش در محوطه وزارت ارتباطات فعلی (پست و مخابرات) سرپا مانده است. آن زمان به ایستگاه رادیو می‌گفتند بی‌سیم پهلوی.

*یادم می‌آید که زمستان ۱۳۲۷ به عنوان خواننده به رادیو تهران راه یافتم و تصنیف «رنج جدایی» را به عنوان نخستین کارخواندم. تا سال ۱۳۳۴ با ارکستر خادم میثاق همکاری کردم و بعدش با دیگران کارم را ادامه دادم. اگر ایراد ندارد می‌توانید بگویید آن سال‌ها اول چقدر دستمزد می‌گرفتید؟ برای هر جلسه که شامل دو آواز و یک تصنیف بود، ۱۴ تومان به من می‌دادند.

*تا سال ۱۳۳۴ امکان ضبط نبود و برای همین من خودم هیچ کدام از آن کار‌ها را نشنیدم. البته استقبال مردم و تشویق‌های شان نشان می‌داد که از صدایم خوش‌شان می‌آید. با این حال تعدادی از این آهنگ‌ها را سال ۱۳۳۲ در استودیو شهرزاد در خیابان نادری با ارکستر همایون خرم اصلاح و روی صفحه ضبط کردیم که چند تای‌شان را در آلبوم‌های سال‌های اخیرم آورده‌ام.

*همکاری ام با رادیو تا پایان سال ۱۳۴۴ بطور مداوم و مستمر ادامه داشت و بعدش سه سال هم به طور پراکنده و پاره وقت بود. در این مدت بیش از ۱۲۰ آهنگ ساخته و با همکاری نوازندگان هنرمندی از جمله حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، عباس شاپوری، انوشیروان روحانی، رضا یاوری و… اجرا نمودم.

حدود نصف آن‌ها به صورت ضبط شده موجود است که خیلی‌هاشان در هفت آلبومی که سال‌های اخیر منشتر کرده‌ام گنجانده شده‌اند. به عنوان خواننده آهنگ‌های موسیقی دانانی از جمله موسی معروفی، حسین یاحقی، علی تجویدی، همایون خرم، شاپور نیاکان، عباس زندی و چند هنرمند دیگر را خوانده‌ام. همچنین با ترانه سرایان و شاعرانی مشهور مثل ابوالقاسم حالت، رهی معیری، فریدون مشیری، مهرداد اوستا، تورج نگهبان، بیژن ترقی، دکتر مهدی حمیدی شیرازی، عبداله الفت، پرویز وکیلی و… نیز کار کرده‌ام. آخرش هم به دلیل شغلی مجبور به کناره گیری از رادیو شدم. سر دفتر بودم و آن شغل باعث شد استعفا دهم. با این حال کناره گیری از رادیو باعث نشد از کار هنری فاصله بگیرم. سال‌های بعد به آهنگ سازی ادامه دادم که حاصلش ده‌ها اثر نوشته شده است.

*سال ۱۳۵۸ که از شغل سر دفتری بازنشسته شدم، خواستم دوباره همکاری کنم که به دلیل انقلاب شرایط یک جور دیگر بود و نشد. این وضعیت ادامه داشت تا سال ۷۸ که توانستم آلبوم «عطر گیسو» را منتشر کنم و غوغایی شد و خیلی‌ها پرسیدند این صدا را کجا حبس کرده بودی؟ بعد از انتشار آن آلبوم البته به تلویزیون آمدم و در این سال‌ها بار‌ها در برنامه‌های مختلف حاضر شدم که خیلی هم راحت نبود، چرا که وقتی اولین بار تلویزیون مرا نشان داد، یک نفر در شورای شعر و موسیقی صدا و سیما گفته بود چرا فلانی را که قیافه‌اش طاغوتی! است، نشان می‌دهید؟!! این مخالفت‌ها تا مدتی ادامه داشت.

*برای چند دهه رادیو پشتیبان گروه‌ها و هنرمندان موسیقی بود و کارهای فاخر هم مورد استقبال مردم قرار می‌گرفتند، الان هم این داستان می شود تکرار شود البته یک مشکل دیگر هم این است که همکاران ما تنگ نظری دارند و اگر مسوولی بخواهد راه را برای اجرای کار‌هایم باز کند، آن‌ها مانع می‌شوند. برخی می گویند در میان شاعران نو‌پرداز که روی سروده‌هایشان آهنگ ساخته‌ام، جای هم شهری ام سهراب سپهری خالی ست علتش شاید این است که آهنگ گذاشتن روی شعرهای سهراب خیلی سخت است. البته دهه چهل تعدادی از شعرهای معاصر را به آهنگ کشیده و اجرا کردم از جمله «زمستان» اخوان ثالث. با اینکه شعر سیاسی بود، خیلی اذیت نشدیم. شورای شعر آن زمان رادیو تنها از نظر ادبی چند ایراد کوچک به کار گرفت که با اجازه اخوان ثالث آن را تغییر دادیم. سال ۴۶ آهنگش را ساختم و دو سال بعد اجرا شد.

در ایرادشان،(مسیحای جوان مرد من‌ ای ترسای پیر پیرهن چرکین)، ترکیب (پیرهن چرکین) را ادبی ندانستند و خواستار تغییرش شدند که انجام دادیم. بعد‌ها از شفیعی کدکنی شنیدم که اخوان و خانمش گفته‌اند این بهترین آهنگی است که روی شعر زمستان ساخته شده و گویا خیلی از کار راضی بوده‌اند. باید بگویم (چاوشی) اخوان ثالث را هم خودم با ویلن همایون خرم اجرا کردم.

*نظرم این است اگر بخواهیم ردیف‌های قدیمی را بخوانیم، فقط دست به تکرار زده‌ایم و چیز تازه‌ای را پدید نیاورده‌ایم. سال ۱۳۴۴ ردیف‌های موسیقی ایرانی را موسی خان معروفی به نت درآورد، ضبط کرد و به موزه سپرد. آن کار معنی‌اش این بود که ردیف‌ها، یک میراث موسیقایی هستند که باید برای الهام گرفتن حفظ گردند و نه اینکه تکرار شوند. با این حال معتقدم کار بی‌ریشه ماندگار نمی‌شود و باید از سنت‌ها الهام گرفت؛ مثل شاعران نو‌پرداز ایران که بر ادبیات کهن هم تسلط داشتند.

*این گفت و گو پیش از این در شماره ۶۹ هفته نامه “مردم سیلک/۲۴ اسفند ۹۹” منتشر شده است.

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=3456

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.