کاشانآنلاین: “ستاد تسهیل و رفع موانع تولید کشور” تشکیلاتی است که تقریبا از چهار سال دوم دولت قبل راه افتاد تا رکود صنایعی را که میان چرخدنده های تحریم ناتوان شده بودند برطرف کند.
دولت خاکریز اول و سپس استانداریها و فرمانداریها و ادارات صمت و رفاه و تعاون در این مسیر پیشگام فعالیت بودند و گرافه نیست اگر بگوییم در این راه البته گام هایی نیز برداشته شد که ماحصل سرکشی مستقیم مسئولین مرتبط به صنایع و شرکتها و کارخانجاتِ فلج شده یا درگیر مشکلات نقدینگی و کمبود مواد اولیه بودند.
در این بین اما یکی از غفلتها یا بهتر بگوییم اغماضهای ضدمردمیای که توسط مسئولان شکل می گرفت،نادیده انگاشتن الزامات زیست محیطی در ارائه تسهیلات به برخی صنایع آلاینده بود که گهگاه صدای روسا و کارشناسان اداره حفاظت محیط زیست را نیز بلند می کرد.
نمیدانیم آیا از همان چهار سال قبل تا همین حالا، مدیران ادارات کل حفاظت محیط زیست استانی و شهرستانی، در ترکیب اعضای ستاد تسهیل و رفع موانع تولید حضور داشتند و دارند یا نه، اما نگاهی ریزبینانه به برخی صدور مجوزهای مشکوک و پرسروصدا مانند کارخانه سرب کاشان و ادامه روند فعالیت پرشتاب معادن در سرتاسر منطقه که امروز هیچ روستا و دهستانی از گزند آسیبهای آنان مصون ندارد، نشان میدهد متاسفانه «محیط زیست» به هیچ روی «مسئله»ی مسئولان نیست.
درباره فعالیت کارخانه سرب در حوالی چند شهر و روستا و همجوار با یکی دو واحد تولید صنایع غذایی، اگر کنشگری فعالان رسانهای و اجتماعی نبود که در نهایت به خاتمه فعالیت این شرکت منجر شد، بیشک مسئولیت فاجعه آن دامنگیر مسئولان فرامنطقهای بود که بیتوجه به آسیبهای یک واحد صنعتی مخرب و آلاینده به جان و سلامتی شهروندانِ شهری دیگر، در اتاقهای خود مجوز ایجاد صنعت آلاینده میدهند و برای مدیرش آرزوی توفیق نیز دارند!!
کارخانه سرب که برچیدنش را رییس شورای شهر کاشان در ماههای اخیر اینجا و آنجا با خلافگویی بهنام شورا میزند، نمونه دمدستیِ بی توجهی به «پیوست محیط زیست» در توسعه صنعت است که اگر غیر از این بود و زیست بوم ایران و منطقه کمآبِ کاشان در اولویت مسئولان بود، سالها قبل نمیبایست در دشت ممنوعه کاشان و آرانوبیدگل شاهد ایجاد کارخانه فولاد میبودیم.
حاصل دورزدنهایِ غیرقانونیِ قوانین آمایش سرزمین که به نام توسعه اشتغال، برای آیندگان سهم و سرمایه ای قائل نیستند را امروز میتوان در بلوار قطب راوندی دید که چندین شرکت و کارخانه آلاینده مانند لنت مشغول فعالیت اند،یا میتوان در آرانوبیدگل دید که مانند پتکی فولادین به زودی واحد ذوب را هم میخواهد بیازماید! یا در سرتاسر کوههای منطقه به تماشا نشست که با کاویدن صخرهها پول و سرمایه کشف میکنند اما آلودگی و گردوغبار و تصویر زشت تخریبهایش سهم ساکنان همان حوالیست.
امروز مخالفانِ مردمی واحد ایجاد ذوب در شرکت فولاد کویر و یا ساکنان نیاسر و جوشقان و استرک و کامو و مرق و اسحاقآباد و حتی خنب و دره حرفها و مطالباتی دارند که باید شنیده شود و اگر دارد فاجعهای زیست محیطی در منطقه رخ میدهد که درمان امروزش بهتر از تاسف خوردن فرداست، باید اقدام کرد.
قطعا تبعات خشکسالی بدون به حراج گذاردن سرمایه آب سفرههای زیزمینی،تخریب طبیعت و سبزینگی روستاها به نام توسعه کارآفرینی و نابودی آبخوانها برای مردم قابل تحمل است اما زنگ خطر فرونشتهای عمیق و چند ده کیلومتری دشت طاهراباد و حوالی آن طی ماههای اخیر که ردپای بیمسئولیتی در آن هویداست به ما میگوید متاسفانه «پیوست محیط زیست» غیر از سخن و کلام، در تصمیمات مسئولان هیچ جایگاهی ندارد.
ای کاش محمدباقر آقاعلیخانی، دبیر ستاد تسهیل و رفع موانع تولید کشور که روز چهارشنبه در کاشان وعده داده بود در همین روز« ۱۱ واحد صنعتی را بازدید و برای رفع مشکل این واحد ها تصمیم گیری میکنیم»، توضیح میداد که اگر فعالیت این واحدها مخل «محیط زیست» و «سلامت مردم» باشند آیا از تسهیلات دولتی بهرهمند میشوند یا خیر.
ای کاش وی که گفته است «با همکاری استانداری اصفهان تا ۲ هفته آینده جلسه ویژه ستاد تسهیل کاشان را در مرکز !! برگزار کنیم» پاسخ میداد که آیا مرکزنشینان برای دغدغههای ادامه زندگی سالمِ اهالی یک منطقه یا روستای کمآب در محدوده کاشان دلسوزند؟! آیا در نگاه مرکزنشینان مُر قانون و نظارت شدید زیست محیطی در نگاه خاص به توسعه اشتغال و برخی فعالیتهای صنعتی در کاشان به ویژه مناطق روستاییاش اعمال میشود؟


















