کاشان آنلاین : از نقطه نظر برشمردن مصادیقی از توجهات و علایقِ خاصِ امام جمعه محبوب و فقید شهرستان کاشان به مباحث حوزه اجتماعی و فرهنگی به ویژه «مواریث تاریخی و هویتی»، در آستانه شانزدهمین سالگرد ارتحال ایشان با مهندس امینیان به گفت و گو نشستیم که گزیده پاسخهای امینیان به پرسشهای ما از نظرتان می گذرد ؛
آن سخنرانیِ جالب و تاثیرگذار آیت الله در اهمیت میراث فرهنگی ..
حقیقت این است که مرحوم آیت الله معظم آقای حاج سید مهدی یثربی شخصیتی جامع الاَطراف بود که نظیرش را نمی توانیم پیدا کنیم. لذا وقتی آیت الله یثربی از دنیا رفت،کاشان به معنی منطقه بزرگ فرهنگی کاشان یتیم شد چرا که نقش بی بدیل هدایتگرانه،توسعهگرا و مدیریتی ایشان در مورد کل منطقه و نوع تعاملش با همه قشرها و جریانها در منطقه مانند یک پدر بود.
ایشان حدود ۳ سال و نیم بیشتر نداشت که پدر عالم و روحانیشان رحلت میکند و تحت تربیت مادر ارجمند و برادر بزرگ شان استاد بزرگ حوزه قم مرحوم آیت الله آمیرسیدعلی یثربی تربیت می شوند. مردی که استاد حضرت امام بود و حتی در عصر بعد از خود نیز از حیث تعبد حقیقی، علم فقاهت و اعلمیت و سیر و سلوک مردمی کم نظیر بود. من در خاطرم هست سنم در حدود ۱۲ یا ۱۳ سال بودم که وقتی مرحوم آیت الله آمیرسیدعلی یثربی رحلت کردند،کاشانیهای مقیم تهران ۱۰۰ دستگاه اتومبیل بنز کرایه را به شکل کاروان عزا از پایتخت راه انداختند و به کاشان و زیارت حبیب بن موسی( مدفن آن مرد بزرگ ) آمدند و در حالی که مرحوم سید جواد ذبیحی مداح و نوحهخوان معروف را هم همراه داشتند تجلیل بزرگی از مرحوم آمیرسیدعلی کردند.
مرحوم آیت الله حاج سید مهدی یثربی یک عالم و مجتهد بود اما در همه زمینه ها اطلاعات وسیعی داشت.خاطرم هست سازمان میراث فرهنگی با ابتکار مرحوم دکتر شیرازی که رییس وقت سازمان بود در اوایل دهه ۷۰ از ۲۸ اردیبهشت تا سوم خردادِ هر سال «هفته میراث فرهنگی» را در یک شهر برگزار می کرد. سال ۷۲ این برنامه و هفته فرهنگی به مدت سه روز در کاشان برگزار شد.
سخنران مهم و تاثیرگذار این برنامه مرحوم آیت الله یثربی بود که در مورد اهمیت و ارزش میراث فرهنگی سخنرانی جالبی کردند و با بیان چند آیه از قران، تاکید کردند که ما وظیفه داریم از میراث فرهگی حمایت و حراست کنیم چرا که ما با قوا و نیروی نظامی نمیتوانیم گفتمان و فرهنگ خود را صادر کنیم و تنها عنصری که می تواند ما را در دنیا مطرح کند پیشینه تاریخی و فرهنگ ایران است.این سخنرانی به قدری زیبا بود که سازمان،متن سخنرانی مرحوم آیت الله یثربی را از نوار پیاده و منتشر کرد و به سراسر ایران فرستاد. یعنی ایشان تا این حد به موضوعات تخصصی مانند میراث فرهنگی اشراف داشت.
پاسخ آیت الله با گلِ سرخِ محمدی
من در برهه ای که معاون سازمان میراث فرهنگی کشور بودم، به مقتضای شغل به همه شهرها و استانها سفر میکردم.چون سفر رسمی بود معمولا در آنها دیداری هم با نماینده ولی فقیه در آن استان داشتم. من به هر شهر و استان که میرفتم پس از معرفی خود و این که اهل کاشان هستم، نماینده رهبری بلافاصله از من سراغ آیت الله یثربی را می گرفت و تاکید داشت سلام من را حتمن به ایشان ابلاغ کنید.خاطرم هست یک سال آذربایجان غربی (ارومیه) میزبان همایشی کشوری در حوزه گردشگری بود که بنده و مرحوم آیت الله یثربی در معیت هم در آن شرکت کردیم.من و ایشان با یک هواپیمای چارتر ارتشی وقتی در فرودگاه ارومیه از هواپیما پیاده شدیم آقای حسنی امام جمعه ارومیه شخصاً به استقبال آمد.
پس از برنامه استقبال، برای نماز مغرب و عشاء راهی مسجد جامع ارومیه شدیم. آقای حسنی گفت نماز را به آیت الله یثربی اقتدا میکنیم اما برای نماز عشاء آقای یثربی گفت من چون مسافرم نمی توانم نماز عشاء را بخوانم. روز بعد در جمعی بزرگ، آقای حسنی موقع سخنرانی اول اسلحه کمری خود را روی میز گذاشت و سپس به سخنرانی مشغول شد، نوبت سخنرانی که به مرحوم آیتالله یثربی رسید،ایشان با نکته سنجی همیشگی خود ابتدا گفت: البته آقای حسنی اسلحه کمری خود را روی میز گذاشت، ایشان اگر به کاشان بیاید ما گل سرخِ محمدی جلوی ایشان میگذاریم.
ماجرای خیابان علوی و پاسخ جالب آیت الله به استاندار
وقتی میگویم در همه زمینه ها ما نمیتوانیم نظیر ایشان را بیابیم،مصداقش در حوزه میراث فرهنگی قضایای احیای خانه های تاریخی کاشان در اوایل دهه ۷۰ است.اگر حمایتهای آیتالله یثربی نبود،میراث فرهنگی کاشان نمیتوانست در آن برهه اینقدر پیشرفت کند. به عبارتی میراث فرهنگی کاشان در آن مقطع با حمایتهای ایشان به اوج عظمت رسیده بود. من خاطم هست وقتی خواستیم خانه عامریها را در خیابان علوی به ویژه حوضخانه آن را احیا کنیم مجبور شدیم نیمی از خیابان را به خانه عامریها الحاق کنیم.طبیعتاً آمدیم جلو و عبور و مرور مختل و تومار نوشتنهای تعدادی از مردم علیه ما آغاز شد! من یک روز در محل اداره میراث فرهنگی کاشان (خانه بروجردی) بودم که گفتند آقای جهانگیری (استاندار) به خیابان علوی آمده تا بداند ماجرای اعتراضها چیست.
آقای جهانگیری تا مرا دید فریادی بر سر ما کشید بدین مضمون که: خیابانی را که شاه کشیده بود، آمدید نفله کردهاید و عبور و مرور را مختل کردهاید. چرا این کار را کردید؟ مرحوم آیت الله یثربی که در جمع ما حاضر بود بلافاصله به استاندار گفت: در این مملکت دو سه هزار خانه تاریخی را خراب کردند تا چند خیابان کشیدند، حالا اجازه بدهید یک خانه هم آقای امینیان وسط یک خیابان بکشد. آیت الله یثربی با این عبارت، استاندار را قانع کرد. البته همان روز وقتی برای دقایقی استاندار و آیت الله یثربی در اداره میراث فرهنگی کاشان حاضر شدند، آقای جهانگیری خطاب به من گفت: من از شما عذرخواهی میکنم، چون مردم خیلی اعتراض کرده بودند من خواستم قدری آنها را آرام کنم و لذا کمی با شما تند شدم، بروید و کار را ادامه دهید.
همه بیمارستان شیفته ایشان بودند ..
درباره علاقه جالب پزشکان و پرستاران یک بیمارستان در اصفهان به مرحوم آیت الله یثربی، روایت خاطرهای کمی تلخ که خود در بطن آن بودم خالی از لطف نیست. من مرداد سال ۷۵ وقتی مدیرکل میراث فرهنگی استان بودم، در مسیر جاده اصفهان به کاشان بعد از نطنز بر اثر خوابآلودگی تصادف شدید و سختی کردم که به دلیل شدت جراحات سه الی چهار ماه در بیمارستان الزهرای اصفهان بستری بودم. مرحوم آیت الله یثربی به خاطر لطفی که به بنده داشتند سه چهار نوبت به عیادتم آمدند،حال آن که در این عیادتها جاذبه و اخلاق و سلوک انسانی و مهربانانه آن فقیه مردمی به حدی بود که با هر بار حضور ایشان در بیمارستان کل پزشکان و کادر پرستاری برای دیدنشان اشتیاق نشان می دادند، این در حالی است که مرحوم آیت الله طاهری امام جمعه وقت اصفهان نیز که خداوند بر درجاتشان بیفزاید هم به عیادت من می آمدند اما غیر از رییس بیمارستان، فرد دیگری از آن مجموعه همراهشان نبود.
امتناعی که برایشان بهترین تبلیغ شد ..

آیت الله یثربی بر اساس حروف الفبا نفر آخر بود. بنده آن شب اصفهان بودم و دیدم حدود یک دقیقه و نیم از صحبتهای مرحوم آقا با اخبار تداخل پیدا کرد.نه کسی به اخبار توجه داشت نه به صحبتهای آیت الله یثربی! با روابط عمومی صداوسیمای استان تماس گرفتم و اعتراض کردم اما توجهی نکردند،لاجرم با نماینده شورای نگهبان در استان موضوع را مطرح کردم که ایشان حق را به ما داد و مقرر شد اکیپ صدوسیمای استان باز هم به کاشان بیاید و ۵ دقیقه به آیت الله یثربی وقت داده شود برای بیان صحبت و پخش در شبکه استانی.بنده این موضوع را با آیت الله یثربی مطرح و به ایشان گفتم وقتی تعیین کنید برای ضبط این ۵ دقیقه، اما ایشان گفت: آقای امینیان، من از لطف شما ممنونم، من نمیخواستم این دوره کاندیدا شوم اما حضرت امام به من تکلیف کردند و آمدم. من از این وقت و فرصت و اموال بیت المال حاضر نیستم استفاده کنم و حاضر به زحمت انتقال دوربین و آمدن افراد به کاشان نیستم. خلاصه ایشان ضبط آن ۵ دقیقه را نپذیرفت.
پس از مدتی کوتاه از ایشان خواستم عین همین جملات را مکتوب کنند تا از شبکه استانی پخش شود، ایشان پذیرفت و پس از آن که متن بنده را تاًیید کردند، سه نوبت در تلویزیون و رادیوی استان پخش شد و جالب این که همین اظهارات تبلیغ بزرگی برای مرحوم آیت الله یثربی شد و ایشان در همان دوره رأی دوم استان را برای خبرگان کسب کردند اما در ۴ دوره بعدی راًی نخست استان اصطلاحاً مال ایشان بود.
فقیهِ پیشتازِ حضور در جبهه ها به اذعان شهید کاظمی
در ماجرای زلزله رودبار و منجیل (سال ۶۹ ) کاشانیها واقعاً حماسه آفریدند و رتبه اول کمک رسانی به مردم زلزله زده بین شهرها، به کاشان تعلق گرفت.در این ماجرا مرحوم آیت الله یثربی پیشگام و عامل تشویق مردم کاشان به امداد آسیبدیدگان و به نوعی راهبر میدان بود یا در ۸ سال دفاع مقدس، به اذعان سردار شهید احمد کاظمی، تنها عالم و مجتهدی در کشور که همیشه با لباس نظامی در جبههها حضور داشت مرحوم آیت الله یثربی بود.
مرحوم آیت الله یثربی علاوه بر ایستادن در جایگاه یک فقیه و عالم بزرگ و حامی هموارۀ فرهنگ، میراث و صنعت، با همۀ طیف ها و گروههای سیاسی مختلف نیز قائل به تعامل و ایجاد رابطه دوطرفه بود.ایشان هیچگاه افراد طیف مخالف سلوک و منش خود را طرد نکردند و همین موضوع یکی از ویژگی های بارز ایشان است. وقتی می گویم نظیر ایشان کمیاب است،یک وجهش همین اخلاق رحمانی ایشان است که برگرفته از سلوک و سیرۀ جدشان حضرت رسول صلوات الله علیه بود.
پاسخ آیت الله به منتقدان مماشاتش با مخالفان
خاطرم هست گاهی اوقات دیدار و گفت و گوهای برخی از مخالفان تندرو ایشان با آیت الله، گاهاً باعث اعتراض برخی دوستان میشد که مگر اینها با شما ضدیت ندارند؟ پاسخ مرحوم آیت الله یثربی اما این بود که من فرزند کسی هستم که دشمنش خاکستر و خاشاک روی سر ایشان میریخت اما یک روز که از آن فرد خبری نشد،رسول الله جویای احوال او شد و وقتی خبر بیماری آن فرد را به ایشان دادند، آن حضرت فوراً به عیادتش رفت.من اولاد چنین انسانی هستم.


















