کاشان آنلاین : به باور من، هیچ چیز مثل انسانیت در عاشورا متبلور نیست. برای بیان بهتر این موضوع،مطلب خود را در یک مقدمهی چند بخشی و سپس بیان نتیجه آن، عنوان می کنم.
هستی و هستها محترم هستند و اصالت و قداست دارند. بر این اساس، زندگی و هرچه میراث زندگی است، محترم است. در آموزه های وحیانی و پیرا وحیانی، اشارات زیادی به این موضوع شده است. مثلاً علامه حکیمی در کتاب «الحیات» داستانی را نقل می کند که هنگامی که عزیمت سپاه اسلام برای فتح مکه آغاز شد، پیامبر و سپاهش، سگی ماده را دیدند که عوعو می کند و به توله هایش شیر می دهد. پیامبر به تعدادی از اصحابش دستور دادند مقابل سگ با سپر بنشینند تا ترس و آسیبی به او نرسد. بنابراین ما در مواجهه با محیط زیست، باید دو نکته را درنظر بگیریم: یکی اینکه اخلاق زیست محیطی داشته باشیم و دوم آنکه نگاهمان به هستی، بر اساس زیباشناختی به هستی باشد.
در پی دو نکته بالا، عرض میکنم که در این میان،انسان، انسان زیستی و پاسداشت آن محترم است و به باور من، مسئلهی محوری عاشوراست. متأسفانه، انسانیت عاشورا، مورد غفلت قرار گرفته است. در سوره مائده آمده است که کشتن یک انسان، معادل کشتن انسانیت است. بر این اساس، انسان، زنده به «انسانیت» است. هنر انسان بودن به بازآفرینی زندگی است وگرنه تولید بیرمقی و افسردگی، هنر نیست و این، درونمایهی «خلافت» و «امانت» در داستان آدم است. انسانیت انسان به خلاقیت است و خلاقیت یعنی خودشکوفایی و افق گشایی. عمده ترین تفاوت بین انسان و سایر گونهها، «خلاقیت» است.
در پی نکتهای که عرض کردم، باید گفت که فعلیت خلاقیت به انسان دینامیکی است، نه مکانیکی. و دینامیک انسان عبارت است از عشق و اراده و سپس اندیشه و عقل. آدمی از آن روی حق انتخاب دارد که حق عصیان دارد. عصیان ، نه به معنای فقهی کلمه، بلکه به معنای انسانی؛ یعنی انسان تنها موجودی است که حدناپذیر است.
بر این اساس، کارکرد اخلاقی اراده و عقل در حیات اجتماعی انسان و وصول به خودشکوفایی، بستر و پیش شرطهایی نیاز دارد. بستر و پیش شرطهای فعلیت خلاقیت را در یک تعبیر چکیده میتوان «عقلانیتِ ارتباطی» نامید.
عقلانیتِ ارتباطی یعنی گفتگوی شفاف با هدف بازخورد وفاق؛ و این عقلانیت ارتباطی در نهاد خود، سه «حق» دارد: حق آزادی، حق مشارکت و حق عدالت. حق آزادی، در نهاد خود، حق امنیت و حق معیشت دارد. حق مشارکت یعنی مردم در رویهسازی حقوق، دولتیار باشند. آن چنان که امام علی در نامه ۲۶ نهجالبلاغه فرمود که در مواجهه با مردم، نرم و لطیف باش و انسان مدارانه برخورد کن؛ زیرا آنها برادران دینی تو هستند و نیز، دولتیار برای تحقق رویهسازی حقوق می باشند. و برای حق عدالت هم میتوانم اشاره کنم به نامه ۵۳ نهجالبلاغه که به نظر من اگر این نامه را ۵۳ قسمت کنیم، ۵۲ قسمت آن درباره حقوق، اخلاق و قانون است. نتیجه همهی صحبتهای مقدماتی من، این جمله که، عقلانیتِ ارتباطی، رستاخیز عقل در نهاد انسان و گسترش عدالت و داد در جامعه و جهان است.
بر این اساس، مسئلهی محوری عاشورا همین است. عاشورا، گفتمان انسان محور با تأکید بر عقلانیت ارتباطی است. اگر به ادبیات عاشورا مراجعه کنیم، بهترین گواه بر توضیح این ادعاست.
اگر به جمله معروف امامحسین یعنی «هیهات منّا الذّله» دقت کنیم، متوجه میشویم که حقوقی در آن مستتر است؛ از جمله حق عصیان و نافرمانی مدنی، حق مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی و حق عزت.
نمونه دیگر، گزارههایی است که «عدالت» در آن موج میزند، مانند خطابه معروف منا که امام حسین خطاب به عالمان و نخبگان بیان داشته است؛ یا میتوانم به نامه سلیمان صرد خزاعی و حبیب بن مظاهر خطاب به امام اشاره کنم که در آن عدالت یکی از مسئلههای محوری است؛ یا در زیارتی که از امام صادق خطاب به اباعبدالله روایت شده و در کامل الزیارات هم آمده، می خوانیم که: گواهی میدهم که قیام به قسط کردی و مردم را به عدالت دعوت نمودی.
همچنین مضمون خطبه عاشورای امام خطاب به ارتش عمرسعد این است که برای کشتن من شتاب نکنید، صبر کنید من موعظه کنم، اگر پذیرفتید که خوشا به حالتان و اگر نپذیرفتید، عقلهایتان را روی هم بریزید، که در اینجا امام به آیه ۷۱ سوره یونس هم استناد دارد که شتابزده تصمیم نگیرید؛ یعنی در رابطه با من به یک خرد جمعی برسید و بعد تصمیم بگیرید؛ درنگی به خود بدهید، هم اندیشی کنید و سپس برخورد کنید. و در توصیههای آخر روز عاشورا می فرماید: ارجعوا الی انفسکم؛ یعنی به خودتان وعقل هایتان برگردید.بنابراین عرض میکنم در مضامین فوق و دیگر مطالب مربوط به عاشورا، عقلانیتِ ارتباطی و انسانیت، مسئله محوری است.
*چکیده سخنرانی در دومین شب از پانزدهمین ویژه برنامۀ تعزیت آفتاب در کاشان


















