به گزارش کاشان آنلاین، حضرت آیت الله یثربی با ییان این که البته گاهی موجی ایجاد میشود که ما خیال میکنیم اقبال زیادی است اما اقبال نیست تصریح کردند: اما الآن دیگر آن موج هم نیست و غربت را میبینیم. رفتار ما هم رفتاری نیست که بتوانیم جلب محبت کنیم؛ دوست درست کنیم؛ ولیّ درست کنیم؛ شیعه برای امام صادق علیهالسلام بسازیم.
معظم له در شرحی یکی از سخنان حضرت علیهالسلام «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» نشر معارف دین را وظیفه دینداران متخلق و دارای فکر و اندیشه دانستند و خاطرنشان کردند: حداقلاش در مقام همسایگی و موتورسواری، ماشینسواری، در مقام همین معامله و خرید و فروش در مغازهها، با همسایه، با اقوام و ارحام چگونه رفتار میکنیم که بگویند اینها نمونهای از ناصرین امام صادق علیهالسلام هستند؟
ایشان افزودند: مشکلهای که داریم، این است. «و معلّم الناس و مؤدّبها أحقّ بتعلیم نفسه قبل أن یبدأ بتأدیب غیره» ما واقعاً خودمان را درست کردهایم که حالا میخواهیم در جامعه،معلم و مربی باشیم؟ اگر یک فرهنگ، شخصیت و اندیشه بخواهد در جامعه، محبوبیت پیدا بکند، طرفداران و مدافعین هستند که میتوانند آن اندیشه، فکر و شخصیت را محبوب کنند.
فقیه برجسته حوزه علمیه قم در تشریح دشواری های نشر معارف دین در زمان ائمه هدی یادآور شدند: شخص راوی میخواست در مورد سه طلاق متوالی، سوال بکند، در کوچه و محلهها رفت؛ لباس یک خیارفروش را پوشید و آن طبق خیار را از او گرفت و به عنوان فروش خیار، در خانه حضرت را زد و مسألهاش را پرسید.
حضرت آیت الله یثربی با تاکید بر این که گاهی ظروف زمانی، این چنین بود ادامه دادند: «الامام الصادق و المذاهب الأربعة» را ببینید؛ فرمانداران، ولات، استانداران در زمان بنی امیه و حتی مقداری از زمان بنی العباس در مدینه، حاکم بودند را ببینید؛ دیگر ظالمتر از آنها روی کره زمین نبود که آنان را فرماندار مدینه میگذاشتند و چه جسارتهایی به حضرت میکردند؛ شبانه به خانه امام صادق علیهالسلام هجوم برد و در حالی که خودش سواره بود، حضرت، آن پیرمرد شصتوچندساله را با دست بسته، به دنبال استر میکشید و سپس زخم زبانها به آن حضرت میزد و جسارتها میکرد. تحمّل ناملایمات موجود، با این چیزهایی که میبینیم، سهل میشود. ما کجا و امام صادق علیهالسلام کجا؟ نور الأنوارند و ما ظلمت محضایم، تاریکی محضایم.
فقیه برجسته حوزه علمیه قم افزودند: بنابراين اولاً آقایان هیچ نگران از اینکه اقبال ضعیف شده یا نیست نباشد. دین همیشه به حامی، احتیاج دارد. شما به جدّ، همین مسیر تحصیل، تقویت و تهذیب اخلاقی را إنشاءالله تعقیب بفرمایید که در موقع خودش و شرائط مساعد، بهخوبی و بهتر از گذشته و حال خواهیم توانست انجام وظیفه کنیم و آنگاه حداقلش «قوا انفسکم و اهلیکم ناراً»؛ حفظ خانواده، فرزندان و نزدیکان، حداقل وظیفهای است که به عهده ما قرار دارد.
معظم له در بخش دیگری از فراز پایانی درس خارج فقه خود با بیان این که در مورد حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین، گاه به صورت عموم و گاه به طور خاص مطالبی در نصوص و روایات داریم افزودند: در حدیث «لوح» برای هر یک از حضرات ائمه علیهم السلام، یک تعریف و تعبیر مخصوص و ویژه وجود دارد.
حضرت آیت الله یثربی در ادامه یادآور شدند: این حدیث قدسی که مژدگانی رسول اکرم صلی الله علیه وآله به حضرت زهرا علیهاالسلام است، در مورد امام صادق علیهالسلام چهار ویژگی را بر شمرده است: «سيهلك المرتابون في جعفرٍ الرّادّ عليه كالرّادّ عليّ؛ حقّ القول منّي لأكرمنّ مثوى جعفرٍ و لأسرّنّه في أشياعه و أنصاره و أوليائه». تعبیر «الرّادّ عليه كالرّادّ عليّ» اهمیت دارد. چگونه میشود یک مخلوق به این منزلت و جایگاه برسد که مستقیماً خدای متعال جلّ و علا در موردش بفرماید هرکس او را رد کند، رد توحید و الوهیت است؛ ردّ من است.
ایشان ادامه دادند: در زیارت «سلام الله الکامل التام» که مرحوم محدث قمی رضوان الله علیه در «مفاتیح» از مرحوم سیدعلیخان نقل میکند، میخوانیم که وقتی به ساحت مقدس حضرت بقیة الله روحی و أرواح العالمین له الفداء و سلام الله علیه استغاثه میکند، این مستغیث و حاجتمند عرض میکند: «فبحقّ من اختصّكم لأمره و ارتضاكم لسرّه، و بالشّأن الّذي بينكم و بينه». اگر کسی واجد این مقامات سهگانهای که در این دعا آمده، شد -که یکی مقام اختصاص است؛ یکی مقام ارتضاء و یکی مقام شأنیت یا عندیت است- آنگاه است که «الراد علیه کالراد علیّ».
فقیه برجسته حوزه علمیه قم در توضیح این فراز یادآور شدند: این مقامات چیست؟ امر الله چیست؟ امر خدا چه امری است؟ امر خدا امر تکوین است و این فراز هم مطلق است «فبحق من اختصّكم لأمره» که اعم از امر تکوین و تشریع است و مساوق با ارادة الله است که در زیارت اولای سیدالشهداء عليهالسلام آمده «إرادة الرّبّ في مقادير أموره تهبط إليكم» ارادة الله به ید اینها قرار میگیرد و لذا این تعبیر «فبحق من اختصکم بأمره» است.
حضرت آیت الله یثربی در ادامه گفتند: فراز دوم چنین است: «و ارتضاكم لسرّه» اینان صاحب سرّ الهی میشوند. یقیناً همه افراد عادی جامعه نیز سرّ دارند و کسی چیزی میداند که به دیگری نمیگوید. وقتی که این صاحب سرّ، خالق همه عوالم کون شد و بعد، کسی را لایق دانست اسرار خود را هیچ احدی از آن خبر ندارد، نزد او به ودیعت بگذارد و با توجه به عبارت بعدی که: «و بالشّأن الّذي بينكم و بينه» شأنی که شما در مقام عندیت دارید «بینکم و بینه» چیست؟ اگر قرار بود که ما بفهمیم، دیگر «بینکم و بینه» معنا نداشت. شأنی که فقط بین شما و اوست؛ او میداند. کسی اگر به این منزلت، دسترسی یافت و به اینجا رسید، طبعاً وقتی حدیث «لوح» صادر میشود و نوبت به او میرسد، تعبیر «الراد علیه کالراد علیه» مقداری قابل فهم میشود.
معظم له همچنین در ارجداشت زیارت جامعه کبیره افزوند: یکی از کارهای یومیهای که مرحوم شیخ رضوناللهعلیه غیر از تقیدش به نوافل، انجام میداده و ما معمولاً از آن غافلیم، این بوده که حتماً روزی یک بار، زیارت «جامعه» را تلاوت میکرده که سرشار از معادن، ذخائر، کنوز و معارف است؛ «فبحقّ من ائتمنكم على سرّه و استرعاكم أمر خلقه و قرن طاعتكم بطاعته» اینها منزلتهای آنهاست.
ایشان در شرح بخش دیگری از جامعه کبیره «لأكرمنّ مثوى جعفرٍ» ضمن طرح این سوال که این اکرامی که خداوند کرده، چه معنایی دارد؟ یادآور شدند: «و لأسرّنّه في أشياعه و أنصاره و أوليائه» خداوند در اینجا وعده میدهد که دوستان، یاوران و شیعیانی برای او خواهد بود که موجب مسرّت اوست؛ نه مسرّت همین عمر کوتاه شصت و چند ساله یا دوران امامت؛ او مشرف بر عالم است؛ سروری که الآن امام صادق علیهالسلام داشته باشند، با نگاهی به ما که إنشاءالله انصار، یاوران، اولیاء یا حداقل، شیعه ایشان باشیم، برای حضرت حاصل بشود. در این صورت، شما که «جامعه» را هر روز یا در مشاهد مشرفه میخوانید و واقعاً اجمع است و اسمش نیز «جامعه کبیره» است، وقتی این مقامات و منزلت را میخوانیم، باید بگوییم در مورد زائر چه میکند؟ «یحقّ الحق و یبطل الباطل» در جایی قرار بگیریم که احقاق حق کنیم، اماته باطل کنیم، ابطال باطل کنم؛ اگر به این رسید، یصدق علیه أنه من أنصاره؛ یصدق علیه أنه من أولیائه، و من شیعته.


















