کاشان آنلاین: بانو زیبا تفضلی یکی از پنج دختر شادروان ارباب حاج حسن تفضلی بنیانگذار صنعت و هنر نساجی کاشان و پدر نساجی ایران پس از گذران ایام نقاهت در شب یکم ماه مبارک رمضان، (۱۱ اسفند) در شهر لندن بدرود زندگی گفت و پیکرش با احترام ستودنی۲۲ اسفند (۱۱ رمضان) در جوار پدر و همسرش به خاک سپرده شد
این بانوی نیکنام به سبب درایت و تدبیر و نیز شخصیت اخلاقی و دوستداشتنیاش، باعث شد که زندگیاش در همسر حاج محمد فقیهی نراقی و دختر ارباب تفضل بودن خلاصه نشود و خود شهرت و آوازهای بهسزا و کارآمد داشته باشد، به گونهای که پس از رحلت ارباب در ۹ آبان ۱۳۶۶ و درگذشت همسرش در دهه ۹۰، مرجع بسیاری از امور نیکاندیشانه و انساندوستانه قرار گرفت و تا آخرین روزهای زندگی بابرکتش این رویه را به درستی و بیمنت ادامه داد.
آنگونه که آقای دکتر کوچکی رییس دانشگاه علوم پزشکی کاشان در برنامه یادمان ایشان فهرستی بلندبالا از کارهای خداپسندانه این خاندان را فقط در بخش درمان منطقه کاشان خواند، میتوان فهم کرد که روش و منش یاریرسانی به مردم در این خاندان نهادینه شده بود و نگذاشتند که اولا این روش متروک بماند و ثانیا آغشته به
ریاکاری و مردمفریبی شود.
از اینها گذشت ، بایست شوربختانه یادآور شد که بانو زیبا تفضلی از آن چه گاهی در اطراف او میگذشت و روزگار برایش رقم زده بود، دلخور بود و ابایی نداشت که آن را بر زبان جاری کند. او گاهی از ویران شدن کارخانه شماره یک ریسندگی و بافندگی با حسرت تمام یاد میکرد و بیآن که کسی را متهم کند ، نگران این روش نادرست در به هم ریختن میراث فرهنگ و صنعت کاشان بود به ویژه آن که از آن همه دستگاهها و انبارها و اموال، فقط مخروبهای به نام دفتر کار ارباب مانده بود که آن هم در دو سه نوبت تخریب شد و زشتترین بخش کار هم آن است که به محض دفن این بانوی گرانقدر، ته مانده خاک دفتر ارباب را هم نافرهنگهای نابکار و همرنگ اشرار در روز، آشکارا به توبره کشیدند و کار را به زعم نامبارک خویش تمام کردند.
بانو تفضلی به حکم تربیت بلیغ و تهی از دریغی که داشت، هرگونه سیاسیکاری و دو یا چند گونه زیستن و با هر کس نشست و برخاست کردن به هر قیمت را نه روا و خوش میداشت و نه در پی چنین رفتاری بود .خودش بود و منش بانوانه و سراسر آزادگی و انسانمداری.
این رفتار البته به مذاق میزپرستان و جاهطلبان خوش نمیآید. او که با بینشی قوی و درایتی مثالزدنی از شیوه سلام و احوالپرسی مراجعان حدس میزد که چه در درون دارند و گاهی آنها را صراحتا نقل و نقد میکرد، در پی آن نبود که مثلا با پولپاشی و مریدپروری برای خود دستگاهی آراسته به فریب و ریا و دغل فراهم کند.
اگر در مراسم تشییع و ترحیم ایشان از گروه گروه کسانی که که نیک میدانند چه ساعتی در چه نشستی و در کجای جلسه باشند خالی بود که این هم یکی دیگر از بازیهای زشت روزگار است، اما گویای آن است که خیلی از مدعیان اخلاقمداری و کسانی که قیافه پاسداشت ارزشها را به خود میگیرند، آنچنان کوچک بودند که از غربال سنجههای اخلاقی او ریخته بودند و همان بهتر که به هیچ مراسم ایشان نیامدند.
روح بلند آیتالله شهید سلیمانی شاد که سرافرازانه و با آزادگی تمام به دیدار زیبا تفضلی رفت و او و خاندانش را به نیکی ستود و پیش خود خیلی حسابها نکرد.
زیبا تفضلی در خاک آرمید اما نام و یاد و مرام و اندیشه او زبانزد کسانی است که بایست از این پس در روز روشن چراغ به دست بگیرند و در پی تکرار چنین زیباییهایی باشند.


















