به گزارش کاشان آنلاین، دکتر علیاصغر دادبه عصر دوشنبه در آیین رونمایی از کتاب هفت بند «کمالالدین حسن بن محمود کاشانی» شاعر قرن هفتم و هشتم هجری گفت: ایران است که ظرفیت رستم پروری دارد و عشق و ارادت ادیبانه به امیرالمومنین علی علیه السلام را در خود جای میدهد.
وی که با موضوع بررسی تاریخ ادبیات فارسی در شبه قاره هند سخن می گفت افزود: اگر چه زبان و ادب فارسی با شمشیر غزنویان به هند رفت اما اگر قرار بود به صرف آن زور و شمشیر بماند آن همه احساسات بروز نمیکرد و کسی نمیتوانست به زبان شعر بگوید و همه احساسات و عواطف خود را به زور بیان کند.
استاد شناخته شده ادبیات کشور و فلسفه اسلامی با بیان این که زبان پارسی با زور ارزش فرهنگی آن آرام آرام در شبه قاره ماندگار شد تصریح کرد: آنقدر برادران ما در شبه قاره هند اثر پدید آوردند که تا امروز حتی نتوانستیم از آن آثار که خود حکایتها دارد یک فهرست کامل پدید بیاوریم اما همان بخشیهایی نیز که از آثار چاپ و برای ما شناخته شده، قطرهای از آن دریا است.
به گفتۀ دادبه، خوشبختانه برادران ما امروز در شبه قاره کار عظیم و ارزشمندی در چاپ نسخههای خطی و قدیمی از آثار ادبای بزرگ و نامدار ادبیات فارسی می کنند.
وی یادآور شد: فقط مسلمانان به زبان فارسی شعر نگفتند بلکه هندوها نیز به فرهنگ و ادب و شهر فارسی پرداختند و زبان فارسی را از سعدی و مولوی و حافظ به عنوان بزرگان زبان و ادبیات فارسی آموختند.
دادبه افزود: این جریان شکوهمندی که معلمان در شبه قاره، میراث بانِ بزرگان ادب پارسی چون سعدی و حافظ بودند با ورود انگلیسیها و برادران نابکار شرلی “سازندگان توپ و تانک” تخریب شد.
این استاد شناخته شده ادبیات دانشگاه یادآور شد: حتی زمانی که افغانستان را از ایران جدا کردند هدف آنها از اول نابودی زبان و ادب فارسی بود.
دادبه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این که مخالفان فرهنگ و ادب پارسی در صدد از بین بردن این حوزه فرهنگ غنی و تلقین ناکارآمد جلوه دادن آن هستند یادآور شد: غربیان به گونه ای به ما تلقین کردند که معماری خانههای ما پس از ۳۰ کلنگی است اما عجیب آن که خانههای ۴۰۰ ساله خودشان در انگلیس کلنگی نیست!
وی ادامه داد: گفت: چه مکرها و بیدادگریها که برای فرهنگ و ادب ایران زمین نشده و همچنان با برانگیختن ناجوانمردان شبهِ متمدنی که در فرهیختگی آنها تردید است، هدف آنها ادامه دارد.
این استاد شناخته شده ادبیات کشور و فلسفه اسلامی افزود: اگر قرار است جنبههای علمی تمدن محسوب شود خودرو، ساختمان، توپ و تانک تمدن است، اما فرهنگ” اخلاق و انسانیت” است.
دادبه با بیان این که کاش بشر چادرنشین بود اما این همه بی فرهنگ نبود تصریح کرد: در حالی که دنیا در روزگار ما به اوج تمدن رسیده است اما از فرهنگ خبری نیست، انسانی که به راحتی در جهان آدم میکشد آیا میتوان نام فرهیخته را بر او به عنوان انسان متمدن گذاشت؟
مدیر گروه ادبیات دائرةالمعارف بزرگ اسلامی گفت: حتی قصد ایجاد دهکده جهانی برابر با نابودی فرهنگها و تمدنهای دیگر است به طوری که اگر تا قرن بیستم وجود یک تمدن عظیم دیگر را نیز قبول داشتند اما از قرن بیستم به این طرف سررشته ها را گم کردند که بگویند فرهنگ و تمدنی وجود ندارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از بیگانگی نسل جدید با شعرای نامدار و متقدم همچون سعدی و حافظ گفت: شناسایی و حتی آموزش روزانه یک بیت از اشعار این شاعران بزرگ زبان و ادبیات فارسی به فرزندان ما عامل تربیت آنها میشود./


















