روز جمعه ۹ خرداد، شهر کاشان میزبان مراسم باشکوه افتتاحیه شعبه مرکزی بانک ملی بود. در این آیین وزین، جمع کثیری از مقامات عالیرتبه کشور از جمله جناب آقای دکتر فرزین، رئیس کل محترم بانک مرکزی، جناب آقای دکتر نجارزاده، مدیرعامل محترم بانک ملی ایران، جناب آقای دکتر جمالینژاد، استاندار محترم اصفهان و نیز نمایندگان محترم منطقه در مجلس شورای اسلامی (جناب آقای دکتر معینی، دکتر عبدلی و دکتر بخشی)، وزیر اسبق معادن و فلزات (جناب آقای مهندس محلوجی)، معاونت اسبق وزارت امور اقتصادی و دارایی (جناب آقای دکتر معمارنژاد)، اعضای محترم هیات مدیره بانک ملی، مقامات محلی، نمایندگان اتاق بازرگانی، کارآفرینان، نخبگان و فرهیختگان شهرستان و خانوادههای کارکنان و بازنشستگان بانک ملی حضور داشتند. حضور صمیمانه این جمع در کاشان کمنظیر و مایه مباهات بود. این مراسم که با استقبال گسترده همشهریانم همراه بود فرصتی شد تا نگاهی عمیقتر به نقش نهادهای مالی در توسعه، چالشهای پیش روی اقتصاد منطقه و مسیرهای آینده توسعه کاشان داشته باشیم.
لازم میدانم همین ابتدا، صمیمانهترین سپاسها را به مدیرعامل محترم و کارکنان خدوم بانک ملی بابت برگزاری شایسته این آئین ابراز نمایم. پیش از پرداختن به ابعاد مختلف این رویداد شایسته است از شخصیت علمی برجسته مرحوم پروفسور دکتر عباس صدقی یاد کنیم. ایشان استاد اسبق دانشگاه تهران بودند که سال ۱۹۵۴ موفق به اخذ درجه دکترای خود در رشته اقتصاد از دانشگاه معتبر برکلی آمریکا شدند و به حق ایشان را پدر علم بانکداری در ایران میشناسند. پروفسور صدقی که اصالتاً اهل کاشان بودند در طول چند دهه فعالیت پربرکت علمی، توانستند نسلهای متعددی را در زمینه بانکداری، بازارها و نهادهای مالی آموزش دهند. یاد و نام این بزرگمرد کاشانی جاودان باد.
فعالیتهای اقتصادی و رونق کسبوکارها، پیوندی ناگسستنی با توسعه بخش مالی اقتصاد دارند چرا که در نبود نظامی کارآمد که بتواند مبادلات مالی و تأمین مالی را به سهولت فراهم آورد، گسترش اقتصاد با دشواری روبرو خواهد شد. بانکها، به عنوان قلب نظام مالی، نقشی مؤثر و مکمل در فضای کسبوکار ایفا میکنند. بانک ملی، به عنوان اولین بانک در شهرستان کاشان از شهریور سال ۱۳۰۷ تا کنون، نقشی بیبدیل در تأمین مالی و گسترش مبادلات مالی و بانکداری داخلی و بینالمللی در این منطقه داشته است که بر کسی پوشیده نیست.
جناب آقای دکتر فرزین، رئیس کل محترم بانک مرکزی، در سخنان خود به درستی بر این نکته تأکید کردند که نقشآفرینی اصلی در اقتصاد کاشان در گذشته بر عهده بخش خصوصی و بنگاههای بزرگ آن بوده است، نه بنگاههای بخش دولتی. با نگاهی به گذشته شاهد حضور فعال کارخانجات معظم خصوصی سهامی عام نظیر شرکت ریسندگی و بافندگی کاشان و مخمل و ابریشم کاشان هستیم که سهام آنها در بورس معامله میشد و افراد زیادی از طریق سود سهام آنها امرار معاش میکردند که جا دارد از خدمات مرحوم حاج حسن تفضلی، موسس شرکت ریسندگی و بافندگی کاشان یاد کنیم اما متأسفانه در سایه افزایش مداخلات دولتی، عدم واکنش بهموقع و مناسب این صنایع به تحولات فناوری و اقتصادی، تغییرات فضای کسبوکار و افزایش رقابت و از سوی دیگر فقدان نظام مدیریت علمی متناسب با نیازهای بنگاههای بزرگ و عدم توجه کافی به جانشینپروری در آنها، همگی دست به دست هم دادند تا این صنایع دچار درماندگی مالی و نهایتاً فروپاشیده و ویران شوند.
ساختمان جدید شعبه مرکزی بانک ملی بر روی ویرانههای همان کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان که روزگاری با آوازه داخلی و خارجی، هزاران نفر را مشغول به کار کرده بود، بنا نهاده شده است. زمین این بنا نیز در واقع بخشی از طلب بانک ملی از آن شرکت بود که در ازای آن به بانک واگذار شد. اما داستان ساخت این بنا، خود حاوی درسهای مهمی از ناکارآمدی در مدیریت دولتی است. این پروژه که سال ۱۳۸۸ آغاز شد انتظار میرفت حداکثر ظرف دو سال به بهرهبرداری برسد، پانزده سال به طول انجامید! در میانه راه، حتی زمزمههای پشیمانی از ادامه ساخت و تلاش برای فروش آن از طریق مزایده به گوش رسید.
تکمیل و به سرانجام رسیدن این پروژه در نهایت، مرهون پیگیری و حمایتهای فرزندان خطه کاشان در مسند مسئولیتهای معاونت وزارت امور اقتصادی و دارایی (جناب آقای دکتر معمارنژاد)، مدیر عامل بانک ملی (جناب آقای دکتر نجارزاده) و ریاست کل بانک مرکزی (جناب آقای دکتر فرزین) بود. بیشک اگر چنین حمایتهای ویژهای در کار نبود سرنوشت این بنا نیز همانند بسیاری دیگر از پروژههای نیمهتمام دولتی میشد و به سرانجام نمیرسید. تأسفبارتر آنکه در اواخر سال ۱۴۰۲، چهار تن از مدیران خدوم بانک ملی در حین بازدید از همین پروژه دچار سانحه شده و صدمات جسمی شدیدی دیدند که مایه تأثر عمیق است. این نمونه، مثالی بارز از مدیریت دولتی در پروژههای عمرانی است؛ تأخیر ۱۵ ساله، هزینههای گزاف دوبارهکاریها و ناکارآمدی در مخارج، و در نهایت افتتاح پرطمطراق بنایی که با توسعه فناوریهای نوین و پول دیجیتال، نقش و اهمیت شعب فیزیکی در بانکداری عصر حاضر کماهمیتتر شده است. باید از این تجربه درس گرفت و رویکرد مدیریت پروژهها را بازنگری کرد.
حضور توأمان مسئولین کشور، استانی و محلی به همراه کارآفرینان و فعالین بخش خصوصی در این مراسم، فضایی از همدلی را بین مقامات استان و شهرستان کاشان به نمایش گذاشت. این رویداد بهانهای شد تا بر اهمیت تمرکززدایی و تقویت تفویض اختیارات به مسئولین شهری تأکید شود؛ امری که در جهت تسریع در ارائه خدمات و افزایش اختیارات مدیران محلی برای سهولت کار و عدم نیاز به مراجعه مستمر به استان یا پایتخت، برکات زیادی خواهد داشت. جا دارد از مدیرعامل محترم بانک ملی (جناب آقای دکتر نجارزاده) که با درایت و اقدام خود، شعبه مرکزی بانک ملی کاشان را به شعبه مستقل ارتقا دادند، صمیمانه قدردانی شود.
مطالبات و پیشنهادها برای توسعه کاشان:
۱- تقویت بخش خصوصی و کاهش مداخلات دولتی: توسعه اقتصادی پایدار مرهون تقویت و حمایت واقعی از بخش خصوصی است. دولت باید صرفاً حامی و تسهیلگر باشد و نه مداخلهگر و مزاحم. مزاحمتهای نهادهای دولتی در فضای کسبوکار باید به حداقل برسد. سازمانهایی نظیر امور مالیاتی و تأمین اجتماعی باید درک کنند که وصول درآمد پایدار و فزاینده، در گرو چرخش روان چرخ اقتصاد بخش خصوصی و بزرگ شدن “کیک اقتصاد” است. عدم درک متقابل و فقدان همدلی بین دولت و بخش خصوصی، پیامدهایی جز فروپاشی بنگاهها، خروج سرمایه از کشور و سرازیر شدن سرمایه ملی به کشورهای همسایه نخواهد داشت.
۲- ساماندهی سیمای شهری و ویرانههای جامانده: آیا وقت آن نرسیده است که شورای شهر، شهرداری، مسئولین شهرستان، ریشسفیدان و نخبگان شهر با خرد جمعی و ایجاد فضای همدلی، فکری اساسی برای ساماندهی ویرانههای بهجامانده از تخریب کارخانجات ریسندگی و بافندگی در مرکز شهر کنند؟ تا کی باید منظر و سیمای مرکز شهر اینگونه باشد؟ یقیناً هر مشکلی با خرد جمعی و وجود فضای همدلی و همکاری قابل حل خواهد بود.
۳- کنار گذاشتن اختلافات محلی و استفاده از ظرفیت نخبگان: آیا وقت آن نرسیده است که دعواهای “حیدری نعمتی” و جناحبندیهای محلی در شهرستان، کنار گذارده شود و با همدلی همهجانبه بین تمامی اقشار و جناحها، در پی حل مسائل شهر باشیم؟ یکی از نخبگان کاشان چندی قبل بهدرستی اشاره کرده بود که کاشان “مجمعالجزایر متخاصم” است. به اعتقاد نگارنده ریشه بسیاری از این جناحبندیها بیشتر در تفاوت “گعدههای دوستانه” است تا اختلاف در مشی و اندیشه فکری و مدیریتی؛ انتظار میرود با کنار گذاشتن این اختلافات،از ظرفیتهای بینظیر نخبگان و فرهیختگان شهرستان به نحو شایسته برای بهرهبرداری از فرصتها و تمرکز بر توسعه شهرستان استفاده شود.
۴- توجه متناسب مقامات استان به کاشان: انتظار میرود مقامات استان اصفهان، به شهرستان کاشان توجهی درخور و متناسب با جمعیت، اثرات و نقش آن در اقتصاد و ظرفیتهای بالقوه و بالفعل کاشان داشته باشند. از دیرباز این احساس بین مردم منطقه کاشان وجود دارد که تناسبی بین امکانات و ظرفیتهای کاشان با میزان توجه مقامات استان و منابع تخصیصی به کاشان وجود ندارد. از این رو آرزوی دیرین مردم کاشان، تشکیل استان مستقل کاشان بوده و یا برخی چاره را در پیوستن به استان قم میبینند. جناب آقای دکتر جمالینژاد، استاندار محترم، آیا انتخاب چند مدیرکل استانی واجد شرایط تخصصی از میان اهالی کاشان، انتظار زیادی است؟ خواهشمند است ایشان با درایت و توجه متناسب به کاشان، این احساس را مرتفع سازند.
۵- پرهیز از تعصبات و توجه به منطقه بزرگ کاشان: لازم است در برنامهریزیها و توسعه به منطقه بزرگ کاشان شامل کاشان، آران و بیدگل، قمصر، نطنز، بادرود، برزگ و نیاسر توجه شود و ضمن پرهیز از تعصبات منطقهای و دامن زدن به اختلافات، توجهی متناسب و همهجانبه به تمام مناطق این حوزه صورت گیرد.
۶- حساسیت نسبت به محیط زیست و توسعه پایدار: مسئولین و نخبگان منطقه و استان شایسته است نسبت به محیط زیست و بهخصوص ناترازیهای آب و انرژی حساسیت ویژهای داشته باشند؛ چرا که در اثر خشکسالیهای اخیر و سوءمدیریت منابع، آسیبهای جبرانناپذیری منطقه را تهدید میکند. به بیان دیگر، اگر امروز به این مسائل نیاندیشیم و اقدام مؤثری انجام ندهیم فردا دیر خواهد بود و اندکاندک شاهد مهاجرت مردم و متروکه شدن شهرها خواهیم بود. لذا مسئولین در مسیر توسعه، باید به ظرفیت اقلیم و تابآوری آن توجه ویژهای داشته باشند. توسعه بیش از ظرفیت اقلیم، صرفاً به ناترازیها دامن زده و سرزمین را از بین میبرد. سوداهای بزرگ شدن و جاهطلبیهای منطقهای باید در جایی محدود شود؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ تمدن اصفهان و کاشان است، وگرنه تمدنی باقی نخواهد ماند که آیندگان به پیشینیان خود افتخار کنند. در همین راستا، جا دارد از قول مساعد و حمایتهای جناب آقای دکتر فرزین، رئیس کل محترم بانک مرکزی، در حمایت از تأمین مالی طرحهای نیروگاههای خورشیدی و نیز تأمین مالی خط لوله انتقال آب اصفهان (که آب آن به کاشان هم برسد)، صمیمانه تشکر و قدردانی نماییم.
۷- تمرکز بر مزیتهای نسبی و معرفی کاشان بهعنوان شهر کارآفرینی: مسیر توسعه پایدار کاشان در گرو تمرکز بر مزیتهای نسبی این شهرستان است. قرار نیست در همه زمینهها پیشتاز باشیم. کاشان بهطور سنتی در صنعت نساجی، گردشگری و معماری دارای مزیتهای نسبی قوی است. اخیراً نیز نماینده یونسکو، کاشان را بهعنوان “شهر خلاق و یادگیرنده” معرفی کرده است که تأییدی بر این ظرفیتهاست. به اعتقاد نگارنده، کاشان بهواقع “شهر کارآفرینی” است. میتوان با تعریف و اجرای منظم رویدادهای تخصصی کارآفرینی در همین زمینههای دارای مزیت نسبی، مشابه جشنواره فنآفرینی موفق شیخ بهایی که ۱۹ دوره آن در اصفهان برگزار شده، در سطح ملی و بینالمللی، از ظرفیت تمامی نخبگان کشور و جهان برای بارور کردن و استفاده حداکثری از مزیتهای نسبی کاشان بهره برد. این رویدادها میتوانند به شناسایی نتایج پژوهشها، ایدهها و فناوریهای جدید کمک کنند. در این مسیر، استفاده از ظرفیت دانشگاههای منطقه، اتاق بازرگانی، کارآفرینان پیشرو و شرکتهای صنعتی شهرستان حیاتی است. همچنین پیشنهاد میشود جوایزی به نام مفاخر تخصصی شهر کاشان و کارآفرینان و شرکتهای برجسته منطقه تعریف و اهدا شود و کاشان بهطور رسمی بهعنوان “شهر کارآفرین” معرفی گردد.
پیام پایانی: افتتاح شعبه مرکزی بانک ملی کاشان، تنها یک رویداد اقتصادی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی عمیق در مسائل توسعهای، اقتصادی و اجتماعی منطقه است. با همدلی، کنار گذاشتن اختلافات، استفاده از خرد جمعی و ظرفیتهای نخبگان و مسئولین دلسوز، میتوان چالشها را به فرصت تبدیل کرد و کاشان را به جایگاه شایستهاش رساند. این مسیر، نیازمند همت، برنامهریزی علمی و اقدام جهادی است.



















با سلام
از مقاله عالی و نقطه نظرات خوب و سازنده جناب دکتر معدنچی سپاسگزارم.
بامید ایران و کاشان آباد