تاریخ : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ 10 شعبان 1447 Wednesday, 28 January , 2026
9
پیمان گرامی ؛

هنر شهرستانی

  • کد خبر : 718
  • ۰۷ تیر ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۳
هنر شهرستانی

یادداشت زیر را چندی پیش به عنوان استیتمنت و متن کاتالوگ یک نمایشگاه نوشتم. نمایشگاهی که تعدادی از طراحان و نقاشان کاشانی در خانه هنرمندان تهران برگزار کردند.در این یادداشت با توجه به عنوان نمایشگاه (نقاشان فیگوراتیو کاشان)، تلاش کردم گذشته از بحث درباره کیفیت آثار ،به کلیتی اساسی که بیش از هر چیز در ماهیت، کارکرد و شاکله آثار تاثیرگذار است متمرکز شوم؛ یعنی تولید هنر خارج از پایتخت. کلیتی که در تمام جزئیات زیباشناسانه و محتوایی آثار تاثیرگذار و قابل ردیابی است و بیش از هر موضوع دیگر می‌تواند مسیری راهنما برای مخاطبانی باشد که در پایتخت با آثار روبرو می‌شود. انتخاب عنوان “هنر شهرستانی” در اینجا، اشاره‌ای کنایی به آن نگاه فرهنگی است که در تلاش است الگوهای پایتخت را در تمام زمینه ها به عنوان الگوی پیشرو معرفی کند. در متن یادداشت تلاش کرده‌ام به جزئیات این موضوع بپردازم.

هنرکاشان آنلابن : با خواندن عنوان نمایشگاه (نقاشان فیگوراتیو کاشان)، بی درنگ ذهنیتی کلی از دوگانه‌ی “هنر پایتخت و هنر خارج از آن” در هر مخاطبی شکل می‌گیرد، ذهنیتی که در طول زمان دارای الگوهای شکلی و محتوایی شده است و خواسته یا ناخواسته در ساختمان دریچه‌ای که از آن به آثار نگاه می‌کنیم تاثیر می‌گذارد.پایتخت قبل از آنکه یک جغرافیای خاص باشد مختصاتی از روابط، الگوهای شکلی و گفتمان‌های محتوایی است. اینچنین است که تولیدگران هنر همیشه قبل از مهاجرت فیزیکی و بیرونی، مهاجرتی درونی به پایتخت را تجربه کرده و ساکن جزایر سرگردان بر حول مغناطیس آن شده‌اند و در افق ساحل آن، دورنمایی مبهم و گنگ از آن را نظاره و گاهی تصویر کرده‌اند.کاشان-تهران ،کاشان- تهران، فریادی آشنا از جانب اتوبوس‌ها در مدخل شهر به مقصد پایتخت، برای فعالان حوزه فرهنگ و هنر کاشان، معنا و تصویری خاص داشته و قسمتی از صدا و تصویر تلاش آنها برای ورود به میدان هنر و فرهنگ بوده است. معمولا این تنها مسیری است که فرد برای رسیدن به سرمایه اجتماعی و نمادین در حوزه هنر برای خود تصور می‌کند که لاجرم با خود مجموعه‌ای از عادت‌واره‌های فرهنگی را به همراه می‌آورد. همه اینها در حالی صورت می‌گیرد که پایتخت، خود محصور در دایره ای تنگ از گفتما‌ن‌های آکادمیک، سلیقه‌های توریستی و ملاحظات اقتصادی است.”باید به پایتخت رفت”، فراخوانی در ناخودآگاه جمعی تمامی اهالی فعال در حوزه هنر در شهرستان‌هاست که ریشه‌های آن را باید در سرمایه اجتماعی،  اقتصادی و نمادین نهفته در پایتخت جستجو کرد.
همین است که هنر شهرستانی، شکلواره‌ای در حاشیه هنر پایتخت؛
هنرگاهی در تکاپوی بازنمایی‌ای ستایشگرانه از آن، به تقلید و تکرار الگوهای فرمی و محتواهای مرسوم آن تقلیل میابد.
 گاهی در واکنش به آن، با رویه‌ای منفعل، به قواعد و اصول آکادمیک پا فشاری کرده و به بازتولید مناسبات آن می‌پردازند.
گاهی هم با تاثیر از آن، اما آزاد از مناسبات میدانی آن (اقتصادی و نمادین)، به شکل دفرمه‌ای معنادار از آ
ن بروز پیدا می‌کند؛که این حالت سوم آن شکلی است که می‌تواند علاوه بر بروز واقعیت دوری از پایتخت(اصطکاک‌ها وفرسوده‌گی‌های فرایند تولید و عرضه- نداشتن طنین و امکانات رسانه‌ای- تلاش برای حفظ ویژگی‌ها و کیفیت‌های بومی)، در نقد حقیقت و بنیان الگوهای هنر در پایتخت، دست به افشاگری بزند.
در این مجموعه که هنرمندان با رویکردی فیگوراتیو دست به تجربه‌ زده‌اند، می‌توان ردپای هر سه دسته برخورد ذکرشده را در کنار جستجوی‌های فرمی و تکنیکی مشاهده کرد. داشتن پروسه خلقی دینامیک که با مشاهده غالب آثار به ذهن متواتر می‌شود، مهیا کننده بستری برای شکل گیری فرم‌ها و و رابطه‌هایی جالب توجه بین عناصر بصری شده؛ خطوط را دارای لایه‌های روانی و احساسی متنوعی کرده و باعث شده سطوح از ش
اکله فرمال صرف فاصله گرفته قابل تاویل و تخیل شوند. مشاهده این ویژگی‌ها و تلاش برای آنالیز و طبقه‌بندی آنها، می‌تواند ما را به سمت تشخیص کیفیت‌های خلاق، مستقل و انتقادی در آنها سوق دهد، تا با کمک آنها بتوان این آثار را در جایگاه مناسب، ویژه و تاریخی‌شان در هنر پایتخت قرار داد.

هنر

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=718

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.