تاریخ : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ 10 شعبان 1447 Wednesday, 28 January , 2026
9
زندگینامه

میرزا ابوطالب کلیم کاشانی

  • کد خبر : 937
  • ۱۹ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۸
میرزا ابوطالب کلیم کاشانی

کاشان آنلاین : میرزا ابوطالب کلیم کاشانی مشهور به طالبای کلیم و طالب. محل ولادتش مشخص نيست لذا برخی از تذکره ها او را همدانی گفته اند. اما اقوال مشهور او را کلیم کاشانی مي دانند. دانش های زمان را در کاشان و شیراز فرا گرفت و در جوانی، در زمان جهانگیر پادشاه گورکانی (۱۰۱۴ […]

کاشان آنلاین : میرزا ابوطالب کلیم کاشانی مشهور به طالبای کلیم و طالب. محل ولادتش مشخص نيست لذا برخی از تذکره ها او را همدانی گفته اند. اما اقوال مشهور او را کلیم کاشانی مي دانند. دانش های زمان را در کاشان و شیراز فرا گرفت و در جوانی، در زمان جهانگیر پادشاه گورکانی (۱۰۱۴ ۱۰۳۷ق) به دکن هند رفت و تحت ملازمت شاه نواز خان خواجه سعدالدین عنایت الله شیرازی، وکیل السلطنه ابراهیم عادلشاه ثانی بیجاپوری قرار گرفت و در مدح او شعر گفت. وی در ۱۰۲۸ق ، بعد از فوت شاه نواز خان، به وطن بازگشت و بعد از دو سال اقامت در وطن دوباره به هندوستان رفت و با میر جملهٔ شهرستانی، متخلص به روح الامین، همراه شد و در مدح او نیز قصایدی غرّا سرود. سپس نزد شاه جهان (۱۰۳۷ ۱۰۶۹ق) تقرب یافت و از جانب اوبه لقب ملک الشعرائی نایل شد. مدتی به همراه شاه جهان به کشمیر رفت و همچنان شاعر برگزیدهٔ شاه و ستایشگر او بود.

کلیم با استادانی از قبیل صائب تبریزی، صیدی، محمد هاشم سنجر برادر میرزا معصوم، میرزا ابراهیم ادهم، ملا علی رضا تجلی، ملک قمی و چند تن دیگر معاصر و با بعضی معاشر بود. مهارت کلیم در شعر بیشتر در غزل سرائی است. وی در ارسال المثل یا آوردن مصراع ها و بیت هائی که حکم مثل داشته باشد بسیار توانا بود. او در کشمیر درگذشت و در کنار قبر محمد قلی سلیم به خاک سپرده شد.

از آثار اوست: دیوان شعر، در حدود بیست و چهار هزار بیت، شامل مثنویات: ظفرنامهٔ شاه جهانی یا شاه جهان نامه یا پادشاه نامه یا شهنشاه نامه در فتوحات شاه جهان، در تعریف کشمیر، در تعریف اسب وبیماری او، تعریف اکبرآباد و باغ جهان آرا و غزلیات و قصاید و غیره.

از اشعار او:

ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت

برق هم کم مایه بود از شعله سامانی نداشت

با مسیحا درد خود گفتم ولي سودی نکرد

زآنکه چون بیماری چشم تو درمانی نداشت

سینه ی ما هیچگه بی ناوک جوری نبود

این مصیبتخانه کم دیدم که میهمانی نداشت

لذت رو بر قفا رفتن چه می داند که چیست

هر که در دل حسرت برگشته مژگانی نداشت؟

از در و دیوار، می بارد بلا در راه عشق

یک سرابم پیش ره نامد که طوفانی نداشت

نامه ام را می بری قاصد زبانی هم بگو

خامه شد فرسوده و این شکوه پایانی نداشت

مایه ی حزنست هر بیتم ز سوز دل «کلیم»

هیچ محنت دیده چون من بیت احزانی نداشت

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=937

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.