کاشان آنلاین : قطر کشوری با مساحتی کوچکتر از استان تهران و با جمعیتی کمتر از سه میلیون نفر، در حالی که میزبان این دوره از جام ملتهای فوتبال آسیا بود برای دومین بار پیاپی قهرمان این تورنمنت شد.
کشور کوچک حاشیه خلیج فارس البته در سال ۱۹۸۸- ۱۳۶۷- که فوتبالش محلی از اعراب نداشت، میزبان جام ملتهایی شد که در آن به جایی نرسید اما ما در آن دوره سوم شدیم.
جدای از قهرمانی مجدد و البته منصفانۀ قطر در جام ملتها، این کشور پس از میزبانی موفق جام جهانی سال گذشته، بار دیگر توانمندی راهبردی و بلندمدت خود در حوزه ورزشی، توریستی و صدالبته اقتصادی را در مرکز توجه عموم جهانیان قرار داد.
اگر چه میزبانی قطر از جام جهانی سال قبل، با حرف و حدیث ها و افشاگری هایی درباره پرداخت رشوه برای کسب این میزبانی همراه بود اما مدل و کیفیت عالی میزبانی این کشور از بزرگترین فستیوال رقابتی فوتبال جهان به ویژه در برپاکردن ورزشگاههای شکیل، ماجرای اعطای غیرمنصفانه آن میزبانی به قطر را به پستوی فراموشی هدایت کرد.
مشخص نیست قطر پس از سود سرشار گردشگری که از قِبَل جام جهانی پیشین و جام ملتهای اخیر کسب کرده آیا باز هم حریص وار به رویدادمحوری برای کسب منافع بلندمدت چشم دوخته است یا خیر، اما آنچه مسلم می نماید این است که قطر برای تبدیل شدن به یک غول ورزشی، اقتصادی، گردشگری در جهان بهدرستی و با درایت قدم به راهی بی بازگشت گذاشته است.
قطر، کشوری کوچک که از منابع سرشار گاز بهره می برد، با اهرم فوتبال ظرف دو سال مردمش را از تبعات مثبت و شکوهمند میزبانی از دو آوردگاه بزرگ و کوچک فوتبالی سیراب کرد تا در کنار توجه به مواهب گردشگری از قِبَل فوتبال،در این رشته و بین آسیاییها سری میان سرها درآورد! به عبارت دیگر قطر، کشوری که نه مثل آرژانتین و اروگوئه فوتبال در خون مردمانش جاری است و نه تصادفی و بر اساس اتفافات فوتبالی در یک تورنمنت قهرمان شده است، اما با میزبانی توامان جام جهانی و جام ملتها، روح فوتبال را در کشور کوچکش جاری کرد.
بله! هر کس اگر گفت انباشت ثروت و مدیریت عقلانی ثروت و دوستی با جهان، «خوشبختی و رفاه و غرور ملی و امکان رسیدن به آرزوها» را نمیآورد، باید یقین کرد در یک کوری و انکار عمیق بسر میبرد.
چه بسیار ایرانیانی که در هنگامه تماشای جام جهانی پیشین و جام ملتهای اخیر از گیرنده ها، ناخودآگاه از خود می پرسیدند چرا قطر ریزه میزه آنجور و ما اینجور؟! چرا ما با صد سال ریشه داشتن فوتبال در کشورمان، از آخرین میزبانی بزرگ فوتبالیمان در سطح قاره باید ۴۷ سال بگذرد اما قطرِ کوچک، ظرف دو سال بتواند از دو تورنمنت بزرگ فوتبالی در سطح جهان و آسیا با کیفیتی عالی میزبانی کند؟!! چرا یکی از این ورزشگاههای باکیفیت قطر، نباید در ایران یافت شود؟!
پاسخ البته روشن است و در یک عبارت به سیاستگذاری ها بر می گردد. کرامت انسانی شهروندان و بر قله ایستادن و کسب اعتبار جهانی در نگاه سیاستگذاران دو کشور متفاوت است و صدالبته وقتی قطر مسیری آنگونه انتخاب میکند در سایه مدیریت و برنامهریزی میوه آن را نیز می چیند اما در اینجا یعنی ایران، کشوری با هشت هزار سال قدمت، با صد سال سابقه رواج فوتبال، با هزاران جاذبه گردشگری و طبیعی هنوز تکلیفمان با مقولاتی مانند ورزش و گردشگری و هنر روشن نیست.
در فوتبال و دیگر ورزش ها می خواهیم بر طبل شادانه بکوبیم اما هر چه نامدیرِ نالایق و مردود است را بر اریکه نهادهای ورزشی و فدراسیون ها میگماریم و توقع هم داریم مثلا سرمربی تیم ملی، گواردیولای ثانی باشد و فوتبالیستهایمان مانند کاراکترهای کارتون فوتبالیست ها، ۵ تا را ۸ تا کنند!
در صنعت گردشگری و تمام جنبههای آن اعم از تاریخی،طبیعی،آداب و رسوم، غذاهای سنتی و بومی و .. به جرات میشود گفت غنیترین کشور جهانیم اما هنوز تکلیفمان با این حوزه مشخص نیست که بالاخره گردشگری آری یا خیر!!
بله، اگر قرار بود که با شعار و رجز و ادعا و اصرار بر مسیر نامفهوم و پراشتباه و فقدان برنامهریزی استاندارد و هدفگذاری به جایی رسید که قطر در این موقعیت بسر نمیبرد.
از قطر گفتیم اما یادمان باشد، عربستان نیز با نگاه تحولی به ورزش و گردشگری، انگار با قطر در یک رقابت نزدیک و شانه به شانه برای فتح قله های توسعه و پیشرفت با استفاده از ظرفیتهای مادی خود قرار گرفته است. عربستانی که میزبان دوره بعدی جام ملتهای آسیاست.


















