کاشان آنلاین : ۱-داستان تراژیک برگزاری تجمعات پرشور در تنها بنای ثبت جهانی کاشان گرچه قطعا برای مسئولین محلیِ بیگانه با حداقلیترین ضوابط حفاظتی حوزه میراث فرهنگ موردی پیش پاافتاده است اما برای فعالان میراثی این شهر و حتی بیرون از مرزهای زادگاه سهراب این سوال را در ذهن پدیدار میکند که آیا مگر این همه بیمبالاتی و احساس تملک خودخواهانه بر یک میراث ارزشمند،شدنی است؟!
آیا حتی اگر یونسکو ذرهبین هم به دست نگیرد و نحوه برخورد با اثری که سال ۲۰۱۱ مهر جهانی پایش زده را رصد نکند،باز هم باید با رفتاری بدویگونه میراثبانی از داشتههای ارزشمند تاریخیمان را عینیت بخشیم؟!
آخرین مورد از کشاندن یک مراسم پرجمعیت و پرهیاهو به بنای مشهور و ۴۰۰ ساله باغ فین کاشان در روز چهارشنبه، تداعیکنندۀ هجوم بیضابطه مسافر و گردشگر و خارج از ظرفیت استانداردِ یک بنای جهانی بود تا باز هم این واقعیت عیان شود که اداره میراث فرهنگی کاشان هر قدر در برابر شهروندان از «نه گفتن» مضایقه نمیکند لیکن در برابر چند نهاد قدرتمند یارای مقاومت ندارد و نمیتواند مقابل دراختیارقراردادن بنای شاخص خود به فلان مجموعۀ پرزور جهت اجرای برنامههایش «یک نه بلند» بگوید!
حقیقت ماجرا این است که وقتی برای یک مراسم (همایش، شادیانه و ..)،چندین نقطه مناسب در شهر و دارای وسعت و البته در دید عموم را رها میکنیم و جمعیتی انبوه را به یک اثر حساس جهانی با ظرفیتی ضابطهمند میکشانیم،جز جهل آزاردهنده به مفاهیم و قوانین میراثی عنوان دیگری را نمیتوان بدین رفتار اطلاق کرد.
سالیانی پیش وقتی کوشک میدان کمالالملک کاشان با الگوبرداری از مدل صفویاش در باغ فین برپا شد،علاوه بر جلوه و نمایی که به این میدان بخشید فضایی نیز مهیا کرد تا در پس برگزاری برخی از آیینها و مراسمهای فرهنگی مذهبی شهر در وسعتی گسترده،دسترسی عموم به دورهمی های آیینیِ اغلب پرنشاط نیز فراهم شود اما پرسش اینجاست وقتی چنین زیرساختهایی در بطن شهر فراهم است،اصرار و پیگیری برای برگزاری آیینهای با حضور پرشور و فشردۀ حضار در یک «اثر تاریخی جهانی» چه لزومی دارد؟
آیا استقرار درهم تنیدۀ جمعیتی انبوه در کوشک صفوی باغ فین کاشان به قصد رزومهسازیهای فرهنگی آن قدر برای مدیریت شهری مهم است که بیاعتنا به آسیبها و صدمات این مدل آیینها به میراث جهانی یک شهر، فقط کار خود را پیش ببرد و به «اصل ظرفیت یک بنا» و ضوابط مراقبت و نگهداری از یک اثر فاخر هم نیشخند بزند؟!
منتقدان این گونه رفتارهای ضدمیراثی شاید بیش از اندازه متوقعاند چرا که وقتی در بخشی از سیاستگذاری ثابت اداره میراث فرهنگی کاشان، فروش سیریناپذیر بلیت باغ فینِ جهانی در ایام پیک گردشگری و افتخار به ورود ۲۰ هزار مسافر به این اثر فاخر در یک روز وجود دارد،چگونه میتوان فلان نهادِ شهری را بابت اجرای لجبازانۀ برنامه هایش در این اثر جهانی و در جهت رزومهسازی نکوهش کرد ؟!!
شاید البته برخی مدعی شوند برگزاری یک مراسم در فضایی به وسعت ۲۳۷۰۰ متر آن قدر هم به یک اثر تاریخی صدمه نمی زند اما تجمع حدود هزار نفری در نقطهای متمرکز و نفس به نفسِ نهر و فواره و لابلای درخت های ۲۰۰، ۳۰۰ ساله و به ویژه در اجتماع کلونیوارِ جمعیت در کوشک ۴۰۰ ساله صفوی، مجموعهای از تصاویر تاثرانگیزی است که نشان میدهد مسئولان شهر ما، از «میراث فرهنگی» و اهمیت آن جز مشتی پاراگرافِ زیبا چیز دیگری نمیدانند!
۲-سالها پیش وقتی با احیای چند خانه قاجاری ارزشمند در کاشان، مواریث ارزشمند این شهر تنها به باغ فین و سیلک محدود نشد لازم بود مسئولان کاشان درباره «اهمیت و جایگاه میراث فرهنگی» تحت آموزشهایی قرار گیرند و دریابند نشستن پشت میز مدیریت یک مجموعه یا اثر تاریخی با مدیریت یک معاونت با تعدادی کارمند در ساختمانی ۱۰، ۱۵ ساله تفاوتهایی فاحش و ماهوی دارد.
اگر چنین رخ میداد نهادی مانند شهرداری کاشان که سالهاست سه یا چهار اثر تاریخی را زیر بال و پر خود دارد، برای مدیر یا مدیرانش واضح بود یک اثر جهانی بر اساس اصول، پروتکل ها،استانداردها و مفاهیم بین المللی،گنجایش و ظرفیتی خاص برای پذیرش گردشگر یا حتی برگزاری یک مراسم دارد و هرگز و هرگز مایملکی به ارث رسیده برای اجرای برنامههای پرشور و رزومهپرکن نیست.
کاشان در سال ۱۴۰۱،به ویژه پس از غافلگیری تاریخی مسئولانش در مدیریت گردشگری ماه اردیبهشت و هجوم آیینی روز چهارشنبه به باغ فینِ جهانی،به شدت نیازمند رسیدن مدیران این شهر به درکِ مقولۀ میراث فرهنگی،اهمیت مواریث و سایتها و محوطههای میراثیِ ارزشمند و درک ارزش و جایگاه صنعت گردشگری بر اساس واقعیتها و جایگزینی ثروتآور به جای منابع فسیلی و محدود است.
مسئولان شهر و شهرستان کاشان چه مطلوبشان باشد و چه نباشد، چه بخواهند و چه نخواهند، باید با «کاشان مقصد گردشگری» و شهر گردشگرپذیرِ کاشان کنار آیند و بدانند الگوشدن در پذیرایی و میزبانی از مسافر و گردشگر در گام نخست مستلزم آن است که به جایگاه و ارزش «میراث فرهنگی و مواریث تاریخی» واقف شوند و به استانداردها و ظرافتهای جهانشمول و مدیریت معقول و منطقی این حوزه وقوف پیدا کنند.



















