تاریخ : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ 10 شعبان 1447 Wednesday, 28 January , 2026
0
به مناسبت سالروز درگذشت فرخ غفاری

سینماگری نامدار از خاندانی کهن و اصیل

  • کد خبر : 9980
  • ۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۶
سینماگری نامدار از خاندانی کهن و اصیل

مهدی سلطانی‌راد | درباره خاندان اصیل و با سابقه کهنِ «غفاری کاشانی» تاکنون سخن‌های بسیار گفته شد. خاندانی ریشه‌دار که نسب شان به صدر اسلام و جد اعلای این خاندان یعنی «ابوذر غفاری» بازمی گردد.

پس از وفات ابوذر غفاری که از صحابی خاصه پیامبر رحمت و رسول مکرم اسلام بود، اولاد و اعقاب ایشان به سبب خشم و کینه‌توزی خلفای پس از پیامبر، از عربستان مهاجرت و به شهر و دیار شیعه‌نشین کاشان رو آوردند که به گفته مورخین، همیشه حصن و حصین شیعیان بوده است.
نسل‌های متوالی خاندان غفاری به سبب فضل و دانش و زهد و تقوا به ویژه از دوره صفویه که مروج مذهب شیعه در ایران بود، توانستند در همه عرصه‌ها از علمی و مدیریتی و قضاوت و حکومت داری گرفته تا معماری و هنر بر تاریخ این سرزمین سایه بیفکنند.
از ابوالفضائل عبدالعزیز ابن ابی‌الغنائم احمد غفاری که از بزرگان دانش و ادب سلسله غفاری و از دانشمندان برجسته قرن هفتم هجری است و عبدالمطلب غفاری که در راس نمایندگان مردم ولایت کاشان در شورای عالی دشت مغان برای تثبیت پادشاهی نادر حضور داشت و فرخ خان غفاری که در کاشان متولد شد و به سبب هوش و دانایی و کاردانی در جوانی به دربار فتحعلی‌شاه راه یافت و از رجال مشهور دوره قاجار بود و پس از بازگشت از سفر اروپا به «امین الدوله» ملقب شد و در ادامه از نمایندگان شاهان قاجار در مراودات بین المللی و انعقاد عهدنامه ها بود تا محمدخان غفاری ملقب به «کمال الملک» نقاش شهیر ایرانی، تنها جمع کوچکی از صدها چهره نامدار خاندان غفاری کاشانی هستند. نسلی که تا دهه های اخیر، منشا خدمت و تاثیرگذاری فرهنگی و هنری و حتی ورزشی در ایران بوده اند.
خاندان غفاری/ هنر/ سینما/ فرخ غفاری
اگر از حوزه سینما و فیلم سازی بخواهیم نامی از مفاخر خاندان غفاری کاشانی بیاوریم، بی گمان «فرخ غفاری» نامدارترین چهره است.
فرخ غفاری در ۷ اسفند ۱۳۰۰ در تهران به دنیا آمد. پدرش حسنعلی غفاری از اعضای وزارت امور خارجه و مادرش معصومه غفاری دختر غلامحسین‌خان صاحب اختیار بود. در یازده سالگی به همراه پدرش که وزیر مختار ایران در بلژیک شده بود به اروپا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. در پانزده سالگی علاقه‌مند به دیدن فیلم‌های کلاسیک شد. علی‌رغم میل پدر که علاقه‌مند بود فرخ حقوق بخواند به دانشگاه گرونوبل فرانسه رفت و در رشته ادبیات تحصیل کرد. در سال‌های تحصیل رئیس کمیته جشن‌ها و نمایش‌های دانشجویی بود.
وی فعالیت هنری را با تئاتر در فرانسه آغاز کرد. پس از نوشتن مقاله برای روزنامه‌های ژون‌دوفینه و واریته با هانری لانگلوا مؤسس سینماتک پاریس آشنا شد.
او سینمای حرفه‌ای را با ساخت فیلم «جنوب شهر» در سال ۱۳۳۷ آغاز کرد. تصویر کردن اهالی فقیر جنوب شهر تهران با نگاهی ناتورالیستی سبب شد که فیلم بیش از چند شب روی پرده دوام نیاورد و توقیف شود. با تغییر نام به «رقابت در شهر» و حذف بسیاری از صحنه‌های انتقادی و اجتماعی و با سانسور این فیلم در سال ۱۳۴۲ روی پرده رفت. جنوب شهر از بسیاری جهات بر فیلمفارسی‌ها برتری داشت.
یک سال بعد به واسطه شکست فیلم جنوب شهر، فیلم «عروس کدومه» را در سال ۱۳۳۸ ساخت. این فیلم در کارنامه هنری او ضعیف‌ترین کار غفاری قلمداد می‌شود.
پس از جنوب شهر و عروس کدومه، تا چند سال فیلم سینمائی نساخت تا آنکه در سال ۱۳۴۳ فیلم شب قوزی را با بازی محمدعلی کشاورز و پری صابری با اقتباس یکی از داستان‌های هزار و یک شب پدیدآورد.
غفاری شب قوزی را در تنگدستی ساخت. این فیلم بر اساس یکی از داستان‌های هزار و یکشب (البته در قالبی نو و در چارچوب مسائل روز) شکل گرفته بود و خود غفاری نیز در آن بازی داشت. تیزبینی فرخ غفاری در امروزی کردن داستان هزار و یکشب سبب می‌شد که تماشاگر با کیفیت شرایط زندگی قشرهای مختلف جامعه و جنبه‌های تیره و روشن اخلاقیات مردم آشنایی دقیقی داشته باشد.
شب قوزی در ایران و خارج از ایران و در سینما تک فرانسه، جشنواره جهانی فیلم تهران، جشنواره لوکارنو ۱۹۶۵، سینماتک‌های انگلیس، بلژیک و سوئیس به نمایش درآمد و تحسین بسیاری را برانگیخت. مجله ورایتی غفاری را ستود و ژرژ سادول منتقد نامدار فرانسوی نوشت: «شب قوزی یک کمدی پرنشاط و به منزله کشف یک سینمای نوین است.»
هژیر داریوش، پیرامون این فیلم و جوّ سینمایی آن زمان چنین نوشت: «با شکیبایی بی حد منتظر اولین فیلم طویل ایران شدیم، که بتوان در مقابل شب قوزی اثر فرخ غفاری (سومین فیلم طویل کارگردانی که قبلاً ۹ فیلم کوتاه مستند نیز ساخته) با جمعیت خاطر کامل اعلام می‌کنیم که سینمای ایران شروع شد، اما آنچه مهم‌تر است و آنچه بیشتر خوشحال‌مان می‌کند این است که این شروع خوبی است.» اما با وجود این همه، غفاری تا یازده سال ساختن فیلم سینمایی را کنار گذاشته بود و در سال ۱۳۵۴، آخرین فیلمش «زنبورک» را ساخت.
زنبورک، پرداخت طنزگونه غفاری از آمال و آرزوهای بَدوی انسان‌ها در گذشته‌ای نه چندان دور است. در این فیلم که شکل گزارش‌گونه‌ای دارد، قصه با بیان سینمایی هماهنگ است. طنز سیاه فیلم، استوار بر قواعد قراردادی سینمائی است. نوعی از کار که در پاره‌ای موارد با کارهای پازولینی شباهت دارد. در کلیت، زنبورک فیلمی است بدون ادعا که به خواست اکثریت تماشاگران نزدیک است، بدون آنکه در ورطه سینمای بازاری و مبتذل افتاده باشد. او در این فیلم، برخلاف اثر قبلی اش «شب قوزی»، از ستارگان معروف سینما چون پرویز صیاد و پوری بنائی استفاده نمود و پس از این دیگر فیلم سینمائی نساخت.
فعالیت‌های دیگر
از دیگر فعالیت‌های جنبی غفاری می‌توان به تأسیس کانون ملی فیلم در تهران، محقق تاریخ سینمای ایران، مدیرعامل فدراسیون بین‌المللی آرشیوهای فیلم در پاریس، مؤسس و مدیر آرشیو فیلم ایران و فیلمخانه ملّیِ ایران، معاون فرهنگی سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران، قائم مقام مدیرعامل جشن هنر شیراز و مدیر نخستین جشنواره جهانی فیلم تهران اشاره کرد. فرخ غفاری «کانون فیلم ایران» را پس از بازگشت از پاریس بنیاد گذاشت و نخستین جلسه آن را در آذرماه سال ۱۳۲۸ در تهران برگزار کرد.
فرخ غفاری در سال ۱۳۴۵ به معاونت سازمان رادیو تلویزیون ایران منصوب شد و سال بعد از آن اداره جشن هنر شیراز را عهده‌دار شد. غفاری که از مدیران اثرگذار جشن هنر شیراز بود پیشگامان فرهنگ و هنر ایران را به جستجوی هنرمندان به نقاط دورافتاده ایران فرستاد و هنرمندان گمنام را پیدا کرد و در معرفی آن‌ها به علاقه‌مندان تلاش‌های بسیاری کرد.
فرخ غفاری و نقد قیلم
فرخ غفاری از نخستین منتقدان اندیشمند و جدی سینمای ایران بود. او در دورانی نوشتن نقد فیلم را در مطبوعات ایران شروع کرد که هنوز حرفه ای به نام نقد فیلم در ایران وجود نداشت و فردی به اهمیت نقد فیلم و جایگاه منتقد سینما، آگاه نبود.
نقدهای غفاری به طور عمده علیه ابتذال و سطحی گرایی سینمای ایران در آن دوره و تاکید بر اهمیت سینما به عنوان یک هنر بود. از طرفی دیگر غفاری در این دوره تلاش داشت که در نقدهای خود، ضعف ها و نارسایی های فیلم های فارسی را از نظر فنی و محتوایی توضیح داده و از این طریق به ارتقاء فرهنگ و دانش سینمایی در میان فیلمسازان ایرانی یاری رساند.
کتاب «سینما و مردم» جمع بندی نظرات غفاری درباره سینما و نقد فیلم در ایران است. سینما و مردم با اینکه امروز کتاب ساده و پیش پا افتاده‌ای به نظر می‌رسد اما در زمان خود برای آشنایی علاقمندان سینما با مفاهیم نقد فیلم و درک سینما به عنوان یک پدیده هنری، کتاب مفیدی به شمار می رفت.
غفاری با نوشتن در مجله هایی چون ستاره سینما و فیلم و زندگی، هم آوا با منتقدان سخت گیری چون هوشنگ کاووسی، جبهه تازه ای را علیه فیلم فارسی ایجاد می کند. او از فقدان و ضرورت ایجاد سینمایی حرف می زند که خود، آن را سینمای ملی یا سینمای مردمی و بومی می نامد اما غفاری فقط به سینمای آوانگارد و تجربی نمی اندیشید اگرچه مخالف سطحی نگری ساده پسند و ابتذال فیلم های فارسی بود اما وجه تجاری و پرمخاطب این سینما را نیز درنظر می گرفت.
گفتاوردهای به یادماندنی از فرخ غفاری
به عقیده من سال ۱۳۴۸، سال تولد فیلم ایرانی است، من این استنباط روش را از نظر تاریخی دارم که هیچگاه از این دیدگاه جدا نبوده‌ام. تصدی آرشیو فیلم ایران (کانون فیلم) و خاصه، کار و تجربه‌ام این نظرگاه را به من بخشیده است/گفت وگو با مجله فرهنگ و زندگی/ ۱۳۴۹
ما باید بدنبال تعریف یک داستان برویم. قبل از هرچیز باید داستان و سوژه وجود داشته باشد. ممکن است، بفرمایید همه‌چیز تعریف یک داستان است. بونوئل هم که در ابتدا فیلم‌های سورئالیستی می‌ساخت، بالاخره داستانی را بیان می‌کرد/ گفت وگو با مجله فرهنگ و زندگی/ ۱۳۴۹
یک فیلمساز خوب اگر با تهیه‌کننده‌ای روبرو شود که به او بگوید، این فیلم را بساز و اگر از نظر تجاری موفقیت پیدا نکرد، فیلم دیگری به تو نخواهم داد بنظر من این فیلمساز باید نظر تجاری تهیه‌کننده را برآورده سازد ولی ضمناً استقلال خود را در چهارچوب داستان حفظ کند. زیرا در غیر اینصورت یک سینماگر قابل اعتماد و شایسته، شانس کار کردن خود را از دست می‌دهد. البته اگر یک مؤسسه دولتی مثل تلویزیون ملی یا وزارت فرهنگ و هنر که قصد انتفاع ندارد، سرمایه‌ای در اختیار فیلمساز بگذارد، دیگر چنین توصیه‌ای به فیلمساز مورد ندارد. بهر حال بهتر آن است که تهیه‌کنندگان ایرانی را راضی کنیم، رفته رفته به خواست فیلمسازها نزدیک شوند. من این فریاد را (لفظ بهتری از فریاد سراغ ندارم) از ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۰ که از کار کنار کشیدم و بعد از آن هم به نفع کسانی که دست اندرکارند سر دادم که سرمایه‌داران بیایند و یک شانس در اختیار فیلمسازان از نوع دیگر ما بگذارند: شانسی با یک بودجه محدود../ گفت وگو با مجله فرهنگ و زندگی/ ۱۳۴۹
روی سخنم را متوجه روشنفکران تازه به کار رسیده‌ای برمی‌گردانم که می‌خواهند سینمای محض و مطلق بسازند: بیایید و نظری به ممالک دیگر بیاندازید. ببینید که دیگران از همین راه رفته‌اند. تلاش کرده‌اند و به جایی رسیده‌اند. همین بونوئل را دوباره مثال می‌زنم که از ۱۹۴۰ تا ۴۹ مجبور شد از راه سینما ارتزاق کند اما درلابلای ان، از خودش هم مایه گذاشت. البته حالا فیلم‌های آن زمان خود را قبول ندارد. چه مانعی دارد. شما هم از همین راه شروع کنید و بعد بگویید به دلایلی معلوم، قسمت هایی از فیلم گذشته خود را قبول ندارید. جبهه‌گیری متعصبانه فقط در برابر فیلم تجاری مبتذل مقبول است و گرنه سعی کنید اولین فرصتی که بدست می‌آورید و سرمایه‌داری در اختیارتان پولی می‌گذارد، استفاده کنید و طوری عمل کنید که سرمایه او هم به جیبش برگردد/گفت وگو با مجله فرهنگ و زندگی/ ۱۳۴۹
فرخ غفاری در ۲۶ آذر ۱۳۸۵ خورشیدی در ۸۵ سالگی در پاریس چشم از جهان فرو بست. او اینک در گورستان مون پارناس پاریس در کنار همکار سینماگرش هانری لانگلوا، آرمیده است.

 

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=9980

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.