حقیقتا در طول ۲۰ سال نوشتنم برای مطبوعات و رسانه، هیچگاه مانند امروز انواع بحرانهای اجتماعی و شهری محاصره ذهنیام نکرده بودند!
پرداختن به متن و حاشیه حوزه ورزش شهرستان را که از همان دو دهه پیش بنا بر علاقه کودکیام پیگیر بودم امروز به لطف بیخیالی مسئولان کلان شهرستان کمکم دارد از منظومه فکری و دغدغههایم بار و بندیل میبندد چرا که «وقتی برق نیست، آب در عنفوان تبدیلشدن به قطعی نوبتی است، ریزگردهایِ حاصل انفعال انسان که اگر اراده کنند هر روز به ما هجوم میآورند، فرونشستهایی که متر به متر جلو میآیند و فریادرسی نیست، فاجعه معادن، غائله مسکن ملی، رهابودن بحران قیمت و کیفیت نان که دیگر به موضوعی کمیک تبدیل شده، آسفالت معیوب و چاله چوله کوچه ها، و ..» دیگر توقف در میدان پرداختن به مرگ ورزش در کاشان محلی از اعراب ندارد!
نه اینکه اسطوره و یکهتاز پیگیری خبری مشکلات شهر و شهرستان باشم اما پیش خودت میگویی وقتی این همه چالش اساسیتر وجود دارد، بگذار ورزش مفلوک شهرستانی که ادعای استانشدن دارد در ادامه حدود ۱۵ سال رکورد و انفعال و چوبخطکردن مدیرانی که اساسا اشتباهیاند و مال این کار نیستند و از قضا هم چون اشتباهیاند عمدا ۱۰ سال آن میز جادویی را برایشان بدون لرزش محافظت میکنند، باز هم همین راه را برود!
پیش خوت میگویی بگذار از اینجا به بعد آنهایی که در دوومیدانی و فوتبال و والیبال و بسکتبال و هندبالِ به اغمارفته شهرستان دستی دارند، بیایند وسط و خودشان یقه باعث و بانی این اوضاع مصیبتبار را بچسبند و به چالشش کشند!
۲۰ سال پیش وقتی نوشتن برای ورزش را در رسانه استارت زدم، خبری از این همه بحران اجتماعی و شهری و معیشتی نبود! اما امروز غم نان و آب و حتی داستان دفع زبالههای شهری که تلنبارِ وقت و بیوقت و جاهلانهاش در مبدا کوچهها چهرهای زشت از خود نشان میدهد، به چالشهایی بزرگ و نیمه بزرگ برای شهر و منطقه تبدیل شدهاند.
اگر متهم به سیاهنمایی نشوم امروز اما بدتر از این همه چالش، نشستهای بیحاصل و جلسات رزومهپرکن و فاقد کارایی مسئولان برای بررسی و حل این مشکلات همچون سوهانی روح را میخراشند چرا که ذهن ما و آرشیو خبریمان مملو از تاکیدکردنهای فرمانداران و مدیران و مسئولان اسبق و سابق و فعلی بر رفع هزاران مسئله و معضلی است که همین حالا بسیاریشان وجود دارند و دارند نفس میکشند!! نمونهاش داستان نان که بیهیچ نظارت و اقدامی، با بیکیفتیِ کالای عرضه شده به مشتری و شلختگی قیمتگذاری روبروست!
رسانه پرسشگر امروز میان این همه بحران مانند همیشه باید در پی ثبت چالش و رخداد باشد، سپس آن را تنظیم و منتشر کند اما کجاست مسئولی که پس از بررسی فلان معضل و یافتن راههای غلبه بر آن، سینه سپر کند و بگوید آی ایهاالناس این معضل برای همیشه از جامعه و فضای زیست شما رخت بربست؟! کجاست مسئولی که شرافتمندانه و تمام قد در برابر خبرنگاری که صادقانه و بدون باجخواهی و غرض و مرض چالشی از حوزه مسئولیتیاش را برمیکشد، فروتن باشد و او را بابت انجام وظیفهاش ارج بنهد؟!


















