درباره جشنواره تئاتر مهر کاشان، من با کلیت سخن برخی دوستان تئاتری که «خروجی جشنواره چیزی جز خود جشنواره نیست» موافقم.
این یعنی همین که جشنواره ای تئاتری و هنری در شهر برگزار میشود یعنی بهترین خروجی. این خروجی قرار است چکار کند؟ پاسخ معلوم است. قرار نیست از دل این جشنوارهها بازیگران و کارگردان های بهتری معرفی شوند. چه چیزی بالاتر از اینکه به مدت یک هفته شهر کاشان تیتر اخبار هنری کشور میشود؟
وقتی در پایتخت با یک گروه تئاتری روبرو میشوی که اعضایش می گویند ما تجربهی اجرا در کاشان را در فلان سال داشته ایم دیگر برای کاشان و جشنواره چه موهبتی بالاتر از این؟ اساسا فلسفه ی جشنواره ها برای یک شهر همین است و نه هیچ چیز دیگر و این مگر چیز کمیست؟
من نمیدانم آن پنج عضو شورای شهر چه توقعی از برگزاری یک جشنوارهی ملی در شهرشان دارند! اینکه میگویند ما از روند و جزییات جشنواره بیخبریم یعنی میخواهند از منوی ناهار و شامی که متولی جشنواره به گروههای بیرونی میدهد هم باخبر شوند؟!
من معتقدم آن پنج نفر ظرفیت بازتاب وسیع نام کاشان در پرتو جشنواره را نمیفهمند و نمیدانند و حقیقتا این معضل مصیبت بار در عصرپسامدرن، برای کاشان تاسفآور است.
خانم پدرامفر و چهار همکار همرأیِ دیگرش در شورا میگویند وقتی شهرداری درگیر حقوق عقب افتادهی کارگرانش است دیگر لزومی ندارد پولی خرج جشنواره کنیم! براستی ذهن آدمی اصطلاحا هنگ میکند از این تفکر ضدفرهنگی! آن هم در این شرایط خاص و بحرانی جنگ و شرایطی که از همه طرف دارد به کشور بحران تحمیل می شود.
بهنظرم تفکر خانم پدرامفر مثل یک زن خانهداری است که در شرایط بحرانی خانواده که درآمدش کم است به بچههایش میگوید وقتی در این اوضاع خرجی برای اولویتها نداریم خرید مبل و صندلی برای خانه ضرورت ندارد!!
این فرد ابدا متوجه نیست که کار فرهنگی شبیه اولویتبندیهای خانه و منزل نیست. اتفاقا اگه شماها درک فرهنگی داشتید لقمه از دهان خودتان میزدید و در این وانفسا خرج کارهای فرهنگی میکردید که دهها بازخورد مثبت برای شهر و مردمش دارد. چون درکی از فرهنگ و هنر و ضرورتش ندارند اینگونه رای به عدم برگزاری جشنواره میدهند! لذا شوربختی جماعت هنرمند این است که هنوز هم امثال آن پنج نفر، هنر و تئاتر را در حد مطربی و یک امر غیرضرور برای جامعه می دانند! چون کارکرد هنر را نمیفهمند وگرنه هرگز رای به عدم برگزاری جشنواره ای به بهانه اینکه بودجه نداریم و اولویت ما پول دادن به کارمندان و کارگران شهرداری است، نمیدادند.
صدالبته ممکن است عده ای هم برای این جشنواره ها کیسه دوخته باشند اما آن هم راهکار دارد اما توی عضو شورا نباید بنشینی و دستور بدهی که فلان جشنواره نباید برگزار شود و خلاص!
وقتی یک هفته روی در و دیوار این شهر تبلیغات جشنوارهای تئاتری که قرار است بهمدت یک هفته برگزار شود، قرار میگیرد میدانید در ذهن آدمهای این شهر چه اتفاقی رخ میدهد؟ وقتی پای رسانه وسط میآید میتوانی بفهمی حتی در ذهن آدمهایی که حتی بیرون این شهر و یا بیرون این کشور هستند چه مفهومی شکل میگیرد؟
همه درد اهل هنر و نمایش این است که امثال آن پنج نفر این چیزها را متوجه نیستند. حتی اگه بفهمند هم لجبازند و لجبازی میکنند که «نه، نباید بشود و بعدش هم انگ می چسبانند که آری فلانی جریان ساز است و میخواهد جریان سازی کند!!!»
انصافا به استدلالشان توجه کنید:
میگویند وقتی این پول را میتوانیم به کارگران شهرداری بدهیم چرا باید خرج جشنواره کنیم؟؟!!
خب مغز آدم به غلیان می افتد از بی توجهی اینهایی که خودشان را متولی فرهنگ و هنر هم میدانند.
تاسف آور اینکه همینها حتی دانشش را ندارند که از ایدئولوژی و تفکری هم که قبولش دارند، دفاع کنند، که اگه بلد بودند و میفهمیدند هیچگاه نمیگفتید «جشنواره ملی تئاتر مهر کاشان» را حذف کنیم! و بهجایش میگفتند این بهترین فرصت برای برنامهریزی و تعدیل اوضاع و شرایط خاص کشور است.


















