کاشان آنلاین : فصل تازه لیگ برتر والیبال بانوان ایران در حالی نیم فصل نخست خود را پشت سر گذاشت که یکی از ۱۰ تیم این فصل با پسوند” کاشان” در رقابتها حضور دارد. تیمی که در لیگ برتر نیمه کارۀ ۹۸ به دلیل آغاز شیوع کرونا برای نخستین بار پا به بالاترین سطح از مسابقات والیبالی بانوان ایران گذاشت و عنوان سوم را بدست آورد اما در رقابت های دوره بعد حضور نیافت تا فصل جاری از راه برسد.
” باریج اسانس کاشان” بی شک یکی از سه تیم قدر فصل جدید لیگ برتر والیبال بانوان است. تیمی که با در اختیار گرفتن شماری از بازیکنان غیربومیِ نامدار مانند دو فصل پیش برای کسب جام دورخیز کرده و از همان اولین بازی، میخش را محکم کوبید و پیکان را در تهران ۳-۱ شکست داد و اکنون نیز پس از ذوب آهن و سایپا، با عنوان سومی نیم فصل را به پایان برده است.
ترکیب تیم فصل ۹۸ والیبال بانوان باریج اسانس کاشان گرچه با تعداد زیادی بازیکن غیربومی و ملی پوش و مربی غیربومی بسته شد اما در همان تیم، سه بازیکنِ بومی ارزنده” ریحانه داورپناه، فاطمه عنایت و الهه حلاج” و ساخته و پرداخته همین باشگاه، در کسب رتبه سومی سهم داشتند.
نشان به آن نشان که همین سه بازیکنِ دارای تجربه اردوهای ملی در همان فصل ۹۸ شاید الگو و انگیزه ای برای دختران نوجوان کاشانی محسوب می شدند. الگوهایی که حتی بازی های کم تعداد آنها در یک تیم لیگ برتری سبب می شد تا انگیزه در دختران والیبالدوستِ کاشان بیش از موقعیت نازل گذشته اوج بگیرد و همین تاثیرگذاری تا حدی نیز رخ داد.
برای فصل ۱۴۰۰ لیگ برتر والیبال بانوان ایران اما باریج اسانس کاشان، به گونه دیگری وارد گود رقابتها شد. فرزانۀ خمسه از همان تیم فصل ۹۸ باز هم روی نیمکت است و علاوه بر او، دو مربی غیربومی دیگر نیز در کادر فنی هستند اما نوع جذب بازیکنان برای فصل جاری نشان می دهد باریج اسانس گویی فقط به بالابردن جام می اندیشد و این البته با شعارهای زیبا و قبلی این باشگاه- کشف استعدادهای بومی و پرورش دختران مستعد- در تضاد است.
شاید میانگین سنی بازیکنان جذب شده برای فصل جاری بالا نباشد اما از یک طرف عدم توافق با ریحانه داورپناه، فاطمه عنایت و الهه حلاج و از طرف دیگر ترکیب بازیکنان امسال با ملی پوشان و برخی نفرات دارای سابقه ملی و البته همه غیربومی، چیزی جز دهن کجی به آرمان ها و شعارهای قبلی باشگاه باریج اسانس کاشان را به ذهن متبادر نمی کند.
از آن سه بازیکن بومی پیشین ریحانه داورپناه برای فصل جاری در سایپای مدعی لباس نارنجی می پوشد، فاطمه عنایت باز هم در ذوب آهنِ قدر توپ میزند و الهه حلاج نیز راهی تیم مس رفسنجان شده اما سوال این جاست چرا این سه دست پروره ی باریج اسانس،در فصل جاری مقصدی غیر از باشگاه شهر مادری برگزیدند؟ آیا آنان توقعات مالی بالایی از داروسازان داشتند؟ آیا سبک بازی این سه با شیوه و تاکتیک های فنی مربی همطراز نبود؟!
آیا راضی کردن آنها برای بازی در ترکیب امسال باریج، به نوعی صرفه جویی در هزینه ها محسوب نمی شد؟ آیا حضور این سه بازیکن در جمع نفرات تیم سال جاری حتی به فرض ذخیره بودن شان، نوعی انگیزه بخشی به دختران نوجوان کاشانیِ والیبالدوست نبود؟
بی شک در ورزش قهرمانی یکی از اهداف، کسب پیروزی ها و ایستادن بر سکوی قهرمانی است اما سازندگی، کشف و پرورش نوجوانان، جوانان و نیروهای پراستعداد نیز بخش و سمت دیگری از ورزش حرفه ای را تشکیل می دهد که یکی از ثمرات آن ترانسفر و فروش تولیدات تیم و مجموعه در بخش نیروی انسانی است،اگر چه در بخش ورزش حرفه ای بانوان ایران هنوز درآمد مالی باشگاه در بخش ترانسفر بازیکن حالاحالاها به یک شوخی بیشتر می ماند !
شاید اگر طی سالیان گذشته برپایی آکادمی والیبال و شعار سازندگی و پرورش بازیکن از سوی باشگاه باریج اسانس با گوش مان آشنا نمی شد،امروز چندان از تیم بستن صددرصد غیربومی آنان برای لیگ برتر والیبال بانوان تعجب نمی کردیم و انواع و اقسام پرسش ها نیز در این زمینه مطرح نمی شد.
برایند نوع چینش کادر مربی گری و بازیکنان تیم والیبال بانوان باریج اسانس برای فصل جاری لیگ برتر نشان می دهد، تنها با پسوند “کاشان” هدف فقط روی سکوی اول رفتن بوده اما چه بهتر بود تا متولیان این مجموعه پیش از شروع لیگ با ترتیب یک نشست خبری، صریح و شفاف از اهداف امسال شان می گفتند، نه آن که تنها سه روز پیش از شروع لیگ یک خبر چند خطی و کلی و مبهم آن هم به نقل از مدیرعامل شرکت که با امورات باشگاه ورزشی بیگانه است درباره حضور امسال شان در لیگ برتر از سوی روابط عمومی برای رسانه ها ارسال شود !
شأن و جایگاه یک تیم لیگ برتری و همچنین سبقۀ دیرینۀ کاشان در والیبال حکم می کرد در آیینی شکیل با حضور مدیر باشگاه، مربی و کاپیتان، رسانه ها ضمن آشنایی با ترکیب بازیکنان و مربی این فصل از اهداف باشگاه در بخش ورزش قهرمانی هم بپرسند چرا که این سیاست، حمایت رسانه ها از تنها تیم کاشانی حاضر در عرصه لیگ های برتر کشور را نیز تشدید می کرد و از طرف دیگر از این طریق،دختران خردسال و نوجوان کاشانی هم انگیزه ای برای ورود به ورزش حرفه ای پیدا می کردند.
در ورزش حرفه ای پول و امکانات تنها یک بعد ماجراست اما عنصر لازم دیگر داشتن برنامه و چشم انداز است. شاید اگر داروسازان طبق برنامه و هدف در پرورش استعدادهای بومی والیبال،از شعارها دوری و کمی به اصل داستان می پرداختند امسال بر فرض این که امکان همکاری با ریحانه داورپناه، فاطمه عنایت و الهه حلاج مسیر نمی بود، استعدادهای شکفته ی دیگری را از آنها در تیمی مدعی با ترکیب کاشانی ها و بازیکنان شاخص غیربومی در لیگ برتر شاهد می بودیم.
*بازنشر از شماره ۷۹ هفته نامه مردم سیلک، ۳۰ آبان ۱۴۰۰ با اندکی ویرایش


















