تاریخ : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ 10 شعبان 1447 Wednesday, 28 January , 2026
4

حکایت شهر دل‌مردۀ بی‌نشاط و تلنگر محمد معتمدی

  • کد خبر : 5476
  • ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۷
حکایت شهر دل‌مردۀ بی‌نشاط و تلنگر محمد معتمدی

مهدی سلطانی‌راد

کاشان آنلاین : (برای مردم مهم‌تر از آسفالت و جدول، ایجاد شادی و نشاط اجتماعی و حس زندگی است).محمد معتمدی سنتی خوان نامدارِ کاشانی که سالیانی است آوازه شهرتش از مرزهای وطن نیز عبور کرده در پایان اولین کنسرتش در زادبوم پدری با چنین عبارتی مورد مهمی را به سیستم مدیریتی یکدست کاشان گوشزد کرد تا بگوید اگر چه ممکن است کمی از اینجا دور باشد اما به روشنی یکی از علل بروز بسیاری از تلاطم‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی این شهر را می‌داند.

برای بخشی از پیاده نظام یک جریان سیاسی اقتدارگرا شاید معنی و درک این مدل عبارتها دشوار باشد اما یک بررسی و پایش علمی به وسیله یک کارگروه دغدغه‌مند از سرانه مراجعه کاشانی‌ها به روان‌درمانها و روان‌پزشکان،نوع و تعداد جرائم و بزهکاریها در طول سال و رنج سنی مجرمان خشونت‌طلب و همچنین نرخ قابل توجه طلاق در این شهر و سرانه خشم و عصبیت اجتماعی شاید به مسئولین پنبه ‌در گوشِ کاشان بفهماند که مردم افسرده و غم‌زده و دور نگه‌داشته شده از انواع شادی‌های غیرمنکراتی، هرگز راه رستگاری را نخواهند پیمود.

حقیقت ماجرا همان است که محمد معتمدی می‌گوید و تاکید عقلای علم جامعه‌شناسی و حتی جرم‌شناسی نیز همین است که حکومت‌ها و دولت‌ها و البته شهرداری‌ها در کنار ایجاد و تامین زیرساخت و فضای کالبدی شهری برای مردم، موظف به تزریق حس امید و نشاط و شادی اجتماعی به توده ها نیز هستند تا از هزینه‌های انتظامی و درمانی برای کنترل عارضه‌های مربوط به این دو حوزه کاسته شود، در چنین شرایطی بسیار ساده‌انگارانه است اگر تصور شود حال خوش تنفس موسیقی ایرانی فقط به همان یکی دو ساعت حضور در کنسرت محدود می‌شود و امتداد این حال خوش و ثمرات اجتماعی‌اش دست کم تا دو هفته یا بیشتر پابرجا نمی‌ماند.

برای نمونه می‌توان با یک پایش و نظرسنجی،حال خوش و بسامانِ بینندگانِ کنسرت دو روزۀ محمد معتمدی که ساعاتی در این اتمسفر موسیقایی نشسته‌اند و دستی نواخته‌اند و به شنیدن صدای خوش یک هنرمند همشهری فخر ورزیده‌اند را ارزیابی کرد تا دریافت این دگرگونی روحی مثبت و فرحبخشی درونی تا چند روز و هفته پابرجاست و حتی تبعات حس خوشایندی که حاضران در این برنامه به غایبان منتقل می‌کنند در چه سطح و مرتبه ییست.

شاید برای عده‌ای جزم‌اندیش این که گروهی از مردم با ذوق و شوق از جیب خود هزینه می‌کنند تا به نوای ساز و آوازِ مباح گوش فرا دهند ثقیل و غیرقابل هضم باشد. شاید برخی از همین عده در کاشان که سال ۹۷ با بهانه‌ای کودکانه، فرماندار محافظه‌کارِ سابق را وادار به لغو غیرقانونی کنسرت بابک جهانبخش کردند بگویند و تاکید کنند با گنجاندن تواشیح و همخوانی هم می‌شود در آیین‌هایی به نام «شادیانه» نشاط و سرزندگی به مردم تزریق کرد! اما پرسش اینجاست که این گونه لجبازی‌ها غیر از ناامیدی هنرمند بومی،بدنام کردن کاشان در سطح ملی،به سخره گرفتن قانون و ایجاد بغض و عصبیت بین طیف گسترده‌ای از مردم که با این رفتارها از شنیدن صدای زندۀ یک هنرمند مجوزدار محروم می‌شوند،چه سودی دارد؟

غیر از موسیقی، تئاتر نیز در دنیای امروز پدیده فرهنگی دیگری است که علاوه بر تامین نیاز لذت خواهیِ فرهنگیِ بخشی از مردم، در بالابردن سطح تفکر و اندیشه و همچنین رونق اقتصاد هنر نمایش سهم مهمی دارد و در کنار سینما علاوه بر حربه‌ای به عنوان قدرت و نفوذ فرهنگی، از ابزارهای مهم حکومت‌ها در کاهش تنش‌ها و آسیب‌های اجتماعی محسوب می‌شود اما چگونه است که در کاشان،شهری با نیم قرن سابقه رونق تئاتر و نمایش، هنرمندانش در این حیطه سال‌هاست که باید از هفت خوانِ ان‌قلت‌ها و ممیزی‌های بعضا سرگیجه‌آور و کمیک! رد شوند تا بتوانند محصولی را به مردم عرضه کنند؟!

پرواضح است که شهر کاشان با شهر کلن آلمان در هیچ سطح و مقیاسی قابل مقایسه نیست.شهری که بنا به روایت علیرضا کوشک‌جلالی(کارگردان نامدار و ایرانی تئاتر و ساکن در سرزمین ژرمن‌ها)هر شب بیش از ۶۰ نمایش در آن با بلیت‌های نیم بهایی که شهرداری با هدف رونق و توسعۀ فرهنگ به مردم می‌دهد اجرا می‌شود اما چرا در کاشان،هم قبل از شیوع کرونا و هم در ماه‌های اخیر که شاهد فروکاستن از تب آن هستیم در این شهر فرهنگی و تمدنی، تئاتر بعضاً با سنگ اندازی‌ها و موانع متعدد اجرا از جانب دولتی‌ها روبروست؟

چرا حالا که شعلۀ شمع وجود «جشنواره سراسری تئاتر مهر» در میان سکوت و بی‌خبری اهالی فرهنگ و هنر کاشان با فوت محکم مدیریت شهریِ فعلی خاموش شد،به جایش ایده و تفکر توسعه و رونق «تئاتر خیابانی» میان مسئولین فرهنگی دولتی و شهری جایی ندارد تا همچنان برخی تئاتری‌های این شهر از بستر سردِ فضای مجازی به ارائه هنر خود بپردازند؟

آیا این سبک اجرای نمایشِ بی نیاز از دغدغه‌های جانبی مانند دکور و موسیقی در محلات مختلف کاشان،شهری که مانند دیگر بلاد این کشور درگیر تبعات روحی دو سال بیماری کروناست،در کنار تغییر روحیه شهروندان نمی‌توانست نوعی رزومه‌سازی برای مسئولین باصطلاح متولی امور فرهنگی این شهر باشد؟!

کاشان پس از بیش از دو یا سه سال رکود اجرای برنامه‌های فرهنگی در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ با اجراهایی از فرزند خوش‌صدا و هنرمندش کمی نفس تازه کرد.اتفاقی که با هنرمندانی دیگر، دست کم باید هر دو ماه در این شهر رخ بدهد تا ادعاهایی همچون شهر فرهنگ و تمدن و مردمان فرهنگ دوست تنها در «شعار» خلاصه نشود. دوستان مسئولِ حقوق‌بگیر از بیت‌المال در مدیریت یکدست شهرستان هم بد نیست اگر بدانند با یک گل بهار نمی‌شود و اگر دو سال بعد از آنها پرسیدیم برای ایجاد نشاط فرهنگی در شهر چه کردید،نمی‌توانند و حق ندارند تنها به لطفی که در برپایی اولین کنسرت محمد معتمدی در کاشان مبذول داشتند اشاره کنند!

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=5476

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.