کاشان آنلاین : کاشان یکی از کهنترین شهرهای ایران، و مرکزی مهم برای تولید انواع هنرهای دستی در طول تاریخ بوده است. موقعیت خاص جغرافیایی و نزدیکی آن به جاده ابریشم، باعث رونق عبور و مرورکاروانها، و شکلگیری بازاری پر مخاطب و محل تلاقی و ارتباطی نزدیک با عناصر فرهنگی شرق و غرب در قلب ایران بوده است.
همچنین تپه سیلک کاشان، محل تولد یکی از قدیمیترین تمدنهای شناخته شده در فلات ایران و جلوهای از هویت فرهنگی ایران و استمرار آن در طول تاریخ است. وجود نیایشگاههای مهری (همچون غار رئیس)، آتشگاه یا چهارطاقیهای ساسانی (نیاسر)، شهر زیرزمینی و دستکن (همچون نوشآباد) در محدوده کاشان، حکایت از مقاومت و پایبندی مردمان این خطه به اندیشههای فرهنگی- مذهبی خود در گستره قرون متمادی دارد.
در محدوده این شهر، عظمت طبیعت و کویر به نحوی شگرف مردمان این منطقه را سخت کوش، خلاق و هنرپرور بار آورده. اما این منطقه که به لحاظ زیست محیطی همواره خشک و کویری است، دارای یکی از کارآمدترین دستاوردهای مقابله با این وضعیت از دوران باستان، یعنی نظام آبرسانی و استخراج آن توسط «قنات و کاریز» است که همین امروز هم ساختاری بس شگفتانگیز دارد. در همین راستا معماری و شهرسازی کاشان را میتوان یکی از ممتازترین نمونههای معماری بومی و هماهنگ با اقلیم ایران به حساب آورد، که در گذر قرنها همچنان الگویی پایدار و پابرجاست.
با آغاز عصر اسلامی تحولات عمیقی بر جامعه و فرهنگ مردم کاشان رخ داد. نهادهای اجتماعی و رابطه بین طبقات دگرگون شد و وضعیت زندگی و باورهای مردم دستخوش تغییراتی اساسی شد. همین امر موجب گردید تا هنر و معماری ایران در مناطق مرکزی و بهخصوص کاشان، تحت نفوذ اندیشههای دین جدید، دچار دگردیسی تدریجی شود. اما دغدغه مردمان تازه مسلمان، که در جستجوی معنویت شیعی و جهانبینی نوین بودند علاوه بر ساختن تمدنی اسلامی، تولید دانش، علوم و صنایع بود. اینگونه بود که ارتباطی منطقی میان زیبایی و هنر در تفکر هنرمندان کاشان صورتی تازه یافت که در بستر هنری وابسته به منابع محلی و محیطزیستشان به شکوفایی رسید.
در میان انواع هنرها، سفالگری و کاشیسازی، بیشک از اولین دستاوردهای هنرمندان کاشانی برای ایران و جهان اسلام بود، که تا پیش از حمله ایلخانان مغول، بهلحاظ هنری و صنعتی به مهمترین تولیدات شهر بدل شده بود. وجود منابع، معادن و خاک مناسب (که بهطور طبیعی در اطراف کاشان یافت میشد) فرصت تاریخی بود برای اعتلای این هنر-صنعت؛ جلوهای پایدار از ارتباط و دلبستگی نزدیک میان انسان و زمین.
اما کیمیای هنرهای سنتی ایران و خصایل اساسی فرهنگ ایران با روایتهای تصویری مبتنی بر ادبیات غنایی، بیش از هر مدیوم هنری، بر روی سفالینههای مینایی و زرینفام کاشان (سدههای هفتم و هشتم هجری) به منصهظهور رسید. این فرآیند آنچنان ادامه یافت، تا جاییکه سفالینههای کاشان به اقصی نقاط جهان صادر شد و نام «کاشی» ملهم از نام کاشان، در میان مردمان سرزمینهای اسلامی کاربرد یافت.
از سوی دیگر و از همان سدههای آغازین، مسئله رنگ در هنر ایران مقولهای بسیار مهم و پراهمیت بود. اینجا بود که آفتاب درخشان کاشان، رنگهای این سفالینههای فلزفام را درخشانتر و تندتر از آنچه بود منعکس میکرد و ترکیب آرمانی رنگ فیروزهای در کنار کاهگل یا رنگمایههای خاکی در معماری کاشان، گنبدهای رک فیروزهای را به نگینی در دل کویر بدل ساخت.
در ادامه و با روی کار آمدن سلسله صفوی، ایده ساخت کوشک یا کاخ-باغهای سلطنتی، که از دوران باستان همواره مورد علاقه ایرانیان بود، مبتنی بر خلاقیتهای معمارانه و باغسازی به شکوفایی رسید و کاشان نیز از این دوران، صاحب یکی از زیباترین نمونههای کاخ-باغهای ایرانی شد. «باغ فین» نمونهآی تمام عیار از تجلی ایده ساخت آرمان کاخ-باغ در دل کویر بود، که به لحاظ پلان و ساختمانسازی تجربهای موفق و ماندگار در نوع خود بهشمار میآید؛ البته نباید از معماری شگفتانگیز خانههای کاشان در دوره قاجار نیز غافل شویم، که خود نمونه الگویی پایدار در زمینه تعامل میان معماری و محیطزیست بهشمار میآید.
اما فصل آخر تاریخ هنر در کاشان، تبدیل این شهر به اصلیترین مرکز تولید انواع منسوجات، پارچه و فرشهای کمنظیر و زربفت بود. مجموعه دستبافتههای سده دهم و یازدهم هجری شهر کاشان و روستاهای اطرافش (همچون جوشقان) فصلی معتبر در تاریخ هنر قالیبافی ایران به حساب میاید. هرچند این سنت در ادامه حیات خود و در روزگار قاجاریه نیز با شکلگیری نهضت تصویربافی دوباره احیا و گسترش یافت.
کاشانِ امروز، میراث دار همه این سنت معماری و هنرهای دستی است و در گذر قرنها به تعادلی میان درون و برون خود رسیده، آنچنان که جلوههای باشکوهی از مفهوم زمینی و آسمانی هنر را در خود جای داده. این شهر در عین پیوند میان عناصر فرهنگی مبتنی بر معنویت و طبیعت، به مثابه پلی میان هنر، ادبیات و محیطزیست با ویژگیهای خاص بصری عمل کرده؛ شبیه همان تعابیری که سهراب نیز در نقاشیها و اشعارش بازتاب داده بود.
پرسبوک در آستانه دهسالگی که امسال کاشان میزبان آن است، دعوتی است از هنرمندان معاصر، که با ارائه نگاه خود از طریق بیان هنری نمادین یا مفهومی، نسبت خود را با زادبوم کاشان و حفظ و بازیافت منابع طبیعی این سرزمین، ترجمه بصری کنند. پرسبوک امسال در انتظار شناخت و خوانشینو از میراث باشکوه کاشان، از دریچه نگاه هنرمندان امروز است.
بازاندیشی در شیوههای شگفتانگیز معماری منطقه خشک کاشان، و همگامی هنرمندان با موضوع هنر زیست محیطی، با اتکا به نمادهای هنری موجود در این شهرـ از کاشیهای فلزفام گرفته تا انواع دستبافتهها و از آینهکاری تا نقاشیدیواری ـ فرصتی است مغتنم برای یافتن رهیافتی جدید برای نمایش دادن امر نمایشناپذیر از واقعیت محیط پیرامون ما.


















