سال یکهزار و چهارصدودو نیز با همه تلخی هایش به آخر خط رسید تا سالی و دورهای دیگر و بخت و مجالی دیگر برای زیستن پیش روی مردمان این سرزمین قرار گیرد.
اینکه می نویسم با «همه تلخیهایش»، ناظر به بیتعارفی و حقیقتنویسی است چرا که هر چقدر ذرهبینِ دقت بر سرتاسر سالِ به انتها رسیده میگیرم، هیچ لحظهای که در این ۳۶۵ روز، شادی واقعی و بارقه امید عمومی به بار آمده باشد نمی یابم. به قول آن مثل معروف «سال به سال دریغ از پارسال».
اگر از شعار سال ۱۴۰۲ آغاز کنیم، تورم حتی به قدر نیم اپسیلون مهار نشد و کاهش که پیدا نکرد هیچ، تا توانست زور و قوتی بیش از سال ۴۰۱ در خود دید و پا بر گلوی مردم گذاشت، نشانهاش خلوتی فروشگاههای بزرگ عرضه مایحتاج که ارزیابیاش دقت ریزبینانه نمیخواهد و با یک رصد دمدستی در همین کاشان مشخص میشود. نشانهاش کاهش بیش از پیش سرانه مصرف میوه و پروتئین و ناگزیر هجوم مردم به سمت قوت غالب و در نتیجه شلوغی نانواییها! نشانهاش کوچکترشدن سفرههایی که مردمِ زیر خط طبقه متوسط را مجاب کرده تا به غذای حاضری به دیده غذایی شاهانه بنگرند، هر چند تامین همان یک وعده غذای حاضری برای خانوادهای ۵ نفره که سرپرست خانوار ماهیانه حدود ۵ الی ۶ میلیون درآمد دارد،حماسه میطلبد!
در همین راستا، سال یکهزار و چهارصدودو و بر خلاف واقعیتهای موجود دریافتیم، چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید زیرا هر آینه وقتی مسئول ارشد اجرایی کشور صراحتا و مدام ابراز میدارد در این دولت فلان مقدار واحد صنعتیِ تعطیل مجدد بازگشایی و سطح تورم کاهشی شده، مثل بچه آدم! باید بپذیریم و هرگز خیال نکنیم آنها در دنیای دیگری سیر می کنند و ما نیز در دنیایی دیگر!
ما نهایتا میتوانیم در دل از خود بپرسیم اگر در این دولت فلان مقدار واحد صنعتیِ تعطیل مجدد بازگشایی شده پس چرا ۸ مردم گرو ۱۰۰ است؟؟؟ و اگر تورم کاهشی شده، چرا نانواییها شلوغاند،چرا مردم در برنج و حبوبات به خریدهای خرد و اندک رو آوردهاند و چرا بر اغلب فروشگاههای بزرگ و واحدهای فروش اقلان پروتئینی سکوت! حکمفرماست؟؟
از جهت سیاسی نیز، انتخابات ۱۱ اسفند ۴۰۲ رخدادی دیگر بود که امید!! میرود مسئولان کلان و اجرایی را بهفکر وادارد تا به نتایج این انتخابات و پیام واضح و شفافی که در سطح مشارکت واجدین رای دادن داشت، دقت کنند و از برخی توجیهات سطحی مانند اینکه دشمن در پی مشارکت ۱۰ درصدی بود اما مشارکت ۳۰ و ۴۰ درصدی شد، دست بردارند و یقین کنند که شکاف موجود جامعه و حاکمیت بیش از این به صلاح نیست و لازم است برای رونق معیشت از مسیر فعلی بازگردند.
در حیطه فرهنگ و هنر، سال ۴۰۲ مشحون و سرشار از غم و اندوه و تلخی بود. از سلاخی دهشتناک داریوش مهرجویی و همسرش و درگذشت ابراهیم گلستانِ کهنسال در غربت تا شوکِ مرگِ حیرتناک و عجیب وغریبِ کیومرث پوراحمد، درگذشت آتیلا پسیانی، فردوس کاویانی، فخری خوروش، بیتا فرهی و چندین و چند هنرمند نامدار دیگر همگی سال تلخ و بدشگونی را برای فرهنگ و هنر به ویژه سینما و تئاتر رقم زد.
در حوزه ورزش، بزرگترین ناکامی سهم فوتبال ما بود، فوتبالی که می توانست با درخشش خود کمی از غمهای عمومی بکاهد اما تیم ملی با انبوه ستارههایش در جام ملتهای آسیا به میزبانی قطر با کارنامهای عجیب وغریب و بشدت! سینوسی به فینال نرسید تا قطر میزبان در کمال شایستگی بر بام فوتبال آسیا بایستد. آنچه اما باعث شد تا عموم کارشناسان و افکار عمومی کارنامه تیم ملی در جام ملتهای قطر را یکسر به باد انتقاد بگیرند، جدا از ساختار دفاعی از همگسیخته و روند تیمی معیوب برابر قطر، توجیهات کودکانه و کوچه بازاریِ قلعهنویی پس از اتمام بازیها بود که در مقام سرمربی با کلیدواژه (فوتبال همینه دیگه..!!) به نوعی سعی در فرار از واقعیت داشت.
سال یکهزار و چهارصدودو با «همه تلخیهایش» دارد میرود. سالی که با تلخی و اندوه گذشت بر ما. سالی که آنچنان گذشت تا به قول آن مثل معروف اذعان کنیم «سال به سال دریغ از پارسال» اما ناچار و ناگزیریم که باز هم امید ببندیم به سالی و دورهای نو و ۳۶۵ روز جدیدی که دارد از راه می رسد، تا چه پیش
آید ..


















