کاشانآنلاين: ساکنان محله می گویند این رختولباسها سه روز است که اینجا رها شده و این یعنی رفتگر محل هم بهدرستی معتقد است هر خودخواه نادانی که یواشکی آمده و آنها را اینجا ریخته خودش بیاید فکری به حالشان کند چون من مسئول جمعآوری و انتقال این آت آشغالهای رنگووارنگ به چاله زباله نیستم!
نه، اشتباه نکید، اینجا «دیوار مهربانی» نیست، بلکه باغچهای است شبیه یک بلوار کوچک در یکی از کوچه های این شهر که به زباله دانی تبدیل شده!
این تصویری است زشت و کریه از حال و روز کوچههای شهرمان که اخیرا وقتی شهرداری یقین حاصل کرد گذاشتن ساعت ۹ شبِ زباله در بیرون منزل برای خیلیها مفهومی ندارد، مجدد فانها (سطلهای فلزی) را در برخی معابر مستقر کرد تا هر وقت دلمان خواست از خانه بزنیم بیرون و نایلون زباله را مثل یک شهروند متمدن! داخل سطل بیندازیم بیآنکه بدانیم مفهومی هم بهنام بیرون گذاشتن زباله در ساعت ۹ شب هم وجود دارد.
نمونه این تصویرهای بهظاهر عادی اما زشت در جای جای شهرمان، نبش کوچهها و خیابان ها و حتی در کوچه های تنگ و باریک هم دیگر دارد برایمان عادی میشود اما در برخی از ما این سئوال را ایجاد می کند که پس بالاخره کِی می خواهیم «شهروند» شویم؟!
اگر تا دیروز زباله اقلام معدودی از قبیل پسماند خوراکیها را شامل میشد، امروز گویی به مدد توسعهیافتگی کاریکاتوری فهم و درک جامعه از چگونگی زیست شهری میتوان پوشال کولر، میز تلویزیون، پادری و موکت بدردنخور، صندلی چوبی شکسته، تخته نئوپان، رختولباس مستعمل، شاخوبرگهای درخت هرس شده منزل و لحاف و تشک را هم به عنوان زبالههایی دید که از نظر شماری از مردم اندیشمند! رفتگر موظف است آنها را هم با تدبیر خود به محل دپوی زباله های شهری انتقال دهد!
کمی اگر جزییتر بنگریم، در همین شهر خودمان در حاشیه اتوبان شهر سانت به سانت رویت انبوه «نخالههای ساختمانی» است که دل ریش مینماید و حیرت تولید میکند!
این نوع رفتار بدوی از سوی عدهای از مردم دقیقا مفهوم «شهرنشینی» است و نه «شهروندی» و در ادامه باید از خود پرسش کنیم که مقصر کیست؟ آیا نظام فشل آموزشی کشور مقصر است که از پیشدبستانی هیچ خبری از «آموزش شهروندی» برای کودک نیست یا نهادهایی مرتبط مانند شهرداری با داشتن سازمان و زیرمجموعۀ فرهنگی مقصرند که بهشکل جدی و پیگیر در پی تفهیم و القای الفبای شهروندی به مردم نیستند؟
کجاست آن نهاد و مجموعه ناظر و مسئول کنترل در شهر که بی مسئولیتیِ خودخواهانۀ برخی شهروندان در آلوده کردن سیما و منظر محله ها به انواع و اقسام زباله را پیگیری کند؟ مسئولیت شهرداری مناطق و ناحیهها در این بین کجاست؟ آیا اگر سرکشی چند روز یکبارِ مسئولان شهرداری مناطق و ناحیهها و اتمام حجت با ساکنین محلات درباره مراقب و نظارت بر بیمسئولیتی چند شهرنشین در بین باشد، رویت چنین صحنههایی کاهش نمییابد؟
آیا همان شهرنشینیِ که آخر شبها و در خلوتی کوچه، پوشال کولر و صندلی چوبی شکسته و میز تلویزیون مستعمل خانه را نبش کوچه رها میکند و سریع به داخل خانه میخزد برای لحظهای از خود نمی پرسد که چنین رفتاری عامل بدشکلی و از ریخت افتادن محله و کوچه است؟ بله اگر او اهل تامل و پرسش بود که چنین رفتاری از او سر نمیزد اما بهراستی تثبیت چنین رفتاری و الگوپذیریاش توسط دیگران چه بر سر شهر خواهد آورد؟
در نظر این غفلتزدگان، هر ابزار و ادوات و شیء که در خانه بهکار نیاید یعنی زباله و هر آینه رفتگر موظف است آن چند بقچه رختولباس پوسیده و بدردنخور را هم که مانند این عکس کنار باغچۀ کوچه پخش و پال کردهایم یک فکری به حالشان بکند، چون از پول عوارض ما حقوق میگیرد!


















