تاریخ : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ 10 شعبان 1447 Wednesday, 28 January , 2026
0
با مسعود عطارها و مرور خاطرات اولین راهنمای گردشگری تاریخ شهر کاشان

مهرآباد که بمباران شد، رویاهای گردشگری‌ام بر باد رفت!

  • کد خبر : 9153
  • ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ - ۲۱:۳۰
مهرآباد که بمباران شد، رویاهای گردشگری‌ام بر باد رفت!

مسعود عطارها در میان فعالان حوزه میراث فرهنگی کاشان بیشتر به عنوان کنشگر بخش بافت تاریخی و احیاگر آب‌انبارهای قدیمی شهر شناخته می شود اما فرزند شهردار خوشنام دهه ۳۰ کاشان،اولین راهنمای گردشگری تاریخ کاشان نیز هست.

مسعود عطارها اواخر دهه ۴۰ در تهران دانشجوی دانشکده علوم ارتباطات بود و چند سال بعد در خلال نخستین دوره آموزش راهنمایان گردشگری ایران،رفافت و البته همکاری طولانی‌اش با مهندس حائری که کارشناس برجسته معماری و شهرسازی در ایران است، آغاز شد. عطارها در گفت وگویی با ما، از دهه ۵۰ و روزها و ایامی گفت که به عنوان اولین راهنمای گردشگری تاریخ کاشان به فعالیت می‌پرداخت. ماحصل این گفت و شنود را در ادامه می‌خوانید..

*به گمانم سال ۵۱ بود،آقای مهندس حائری سال دوم معماری بود و من فارغ‌التحصیل رشته ارتباطات. در آن سال‌ها وزارت اطلاعات و جهانگردی در تهران برای اولین بار در ایران دوره‌های تربیت و آموزش راهنمای گردشگری برپا کرد که اجرای این کلاس ها با سازمان جلب سیاحان بود. در این کلاس‌ها که به مدت ۶ ماه طول کشید، من و آقای حائری هم شرکت کردیم و رفاقت و دوستی ما از اینجا آغاز شد.
از اساتید مهم این کلاس‌ها، یکی هم مرحوم محمدتقی مصطفوی (استاد تاریخ) بود که اصالتا کاشانی هستند و ما از وی بسیار بهره بردیم. این کلاس‌ها، بخش‌های مختلفی داشت از جمله کلاس‎های زبان که در آنها بنده کنار انگلیسی، آلمانی و فرانسه را هم کم و بیش فراگرفتم و همچنین سفرهای آموزشی به شهرهای تاریخی از جمله کاشان داشتیم که در این سفر آقای حائری بیش از پیش شیفته کاشان شد. آقای حائری سپس، فوق لیسانس معماری‌اش را اخذ کرد و بعد با همراهی مهندس فرخ حسامیان و خانم گیتی اعتماد، کتاب شهرنشینی در ایران را نوشتند که بخشی از آن به بافت و معماری کهن و تاریخی کاشان مربوط می‌شود.
*در حقیقت رفاقت و دوستی بنده و مهندس حائری از همین کلاس‌های آموزش راهنمای گردشگری آغاز شد و شدت این دوستی، علاقه مشترکی بود که هر دو به تاریخ و هویت بومی و معماری کهن کاشان داشتیم که از اواسط دهه ۵۰ شدت گرفت. ناگفته نماند پدرم که در دهه ۳۰ شهردار کاشان بود، در دهه ۵۰ سال‌ها عضو شورای حفاظت آثار باستانی کاشان بود و علاقه او به هویت و تاریخ کاشان شاید به من هم منتقل شده است. آن سالها وقتی باتفاق آقای حائری در کوچه های بافت تاربخی کاشان قدم می‌زدیم، سئوال تلخ ما این بود که خانه‌های ارزشمند و تاریخی کاشان با آن معماری اصیل چرا این‌گونه رها شده‌اند؟ حدودا از سال ۵۲ این دغدغه که باید کاری کنیم تا این سرمایه‌ها احیا شوند، در ما شکل گرفت.
چنین بود که طرح مطالعاتی و ثبت آمار خانه‌های تاریخیِ رهاشده کاشان با همکاری من و آقای حائری شروع شد و بعد هم آقای دکتر شریعتمداری به ما پیوست و چنین بود که ارتباط و دوستی خانوادگی بین ما و خانواده آقای حائری هم شکل گرفت و همین ارتباط باعث شد هنرمندانی مانند خانم سیما بینا که با خواهر آقای حائری دوست بود، با علاقه به شهر کاشان بیاید. در آن سالها شاید همکاری ما به‌دلیل نبود همراه و فقدان حمایت دولت، منجر به اقدام عملی برای احیای خانه‌ها نشد اما نتیجه همین همکاری، ارسال گزارش و تحقیق و پرونده الگوی معماری خانه‌های تاریخی کاشان به مجامع بین‌المللی حوزه شهرسازی و معماری و استقبال و شگفتی خارجی‌ها از این سبک معماری بود.
*.. و اما داستان من به عنوان اولین راهنمای گردشگری تاریخ کاشان، به همان کلاس‌های سازمان جلب سیاحان در سال ۵۱ بر می‌گردد. شغل اصلی من از سال ۵۲ البته کارشناس وزارت بهداشت بود، اما خب به دلیل علاقه به تاریخ و معرفی شهرم، به حوزه راهنمای رسمی گردشگری هم وارد شدم. دهه ۵۰ کاشان بافت تاریخی بکری داشت، سیلک و بازار و باغ فین هم برای گردشگر خارجی جذاب بود، و چنین بود که شخصا با چاپ بروشور از بناهای تاریخی کاشان و درج آدرس شخصی توانستم پای گردشگر خارجی را به کاشان باز کنم.
اغلب با آژانس‌های تهران در ارتباط بودم و تورهای خارجی که به کاشان می آمدند چون زبان می‌دانستم همراه‌شان می‌شدم و بناها را توضیح می‌دادم. غیز از باغ فین و سیلک و مسجد آقابزرگ، خانه بروجردی هم که تازه مرمت و احیا شده بود، گزینه جدیدی برای گردشگر بود. پیش از انقلاب مسیر ورودی به سیلک مانند امروز نبود. از جاده فین باید مسیر خاکی دیگری که حدود یک کیلیومتر بود را می پیمودیم تا وارد سیلک شویم ولی این جاذبه باستانی برای تورهای خارجی جذاب و مهم بود.
*بعد از مدتی شترسواری در کویر و تور ابیانه را هم به گزینه‌هایم اضافه کردم تا جذابیت کاشان، برای گردشگر دوچندان شود. در همان سالها که راهنمای تور بودم، همواره علاقه به احیا و حفظ بافت و جلوگیری از تخریب خانه‌های تاریخی کاشان در من وجود داشت. همان موقع مقاله‌ای درباره هویت بافت تاریخی کاشان نوشتم که در مجله «شهر و خانه» که آقای حائری سردبیرش بود، چاپ شد.
پیش از انقلاب چند نوبت در صدد اجرای تورهای خارجی به مقصد کشورهای اروپایی و مصر بودم ولی میسر نشد تا اینکه شهریور سال ۵۹، تصمیم گرفتم در کاشان اولین آژانس گردشگری را برپا کنم،حتی برای صدور مجوز راهی تهران شدم اما با بمباران فرودگاه مهرآباد در ۳۱ شهریور ۵۹، گویی شوک عجیبی بر من وارد شد و در ذهن خودم، ایده تاسیس آژانس گردشگری در کاشان خاتمه یافت! بعد از انقلاب و اواسط دهه ۶۰ البته چند نوبت تورهایی را به مقصد چین و ژاپن برنامه‌ریزی کرده و برگزار نمودم.
*در مورد توسعه گردشگری در پیش از انقلاب،یکی از تدابیر سیستم وقت، احداث هتل‌های کوچک و اقامتگاه‌هایی مطابق معماری آن شهر با ظرفیت ۲۰ اتاق بود که مثلا در کاشان با عنوان (kashan inn) یا در شیراز با (shiraz inn) نام گرفته بودند. پیش از انقلاب محل استقرار این هتل کوچک در کاشان، ابتدای بلوار امروزیِ ورودی فین بزرگ و بعد از شهرداری منطقه چهار امروز بود که اکنون جای آن هتل، یک مجتمع بزرگ فرهنگی آموزشی ساخته شده است. آن هتل بعد از انقلاب، محل بستری و درمان معتادان شد!
*همان دهه ۵۰،در کاشان مهمان‌سرای شهرداری (شربتی) برای پذیرش مسافر فعال بود، مسافرخانه گلچهرگان و هتل سیاح هم برقرار بودند و بعد هم که هتل امیرکبیر ساخته شد.جالب اینکه بنده همان دهه ۵۰ به آقای سیاح گفتم بیا و یکی از خانه‌های تاریخی را به هتل سنتی تبدیل کن که وی نپذیرفت اما ایشان بعدها درباره نپذیرفتن آن پیشنهاد ابراز پشیمانی کرد!
یکی از نمادهای گردشگری کاشان در دهه ۵۰، بازار شهر بود. در بازار چند عصارخانه که برای چرخش سنگ با شتر کار می‌کردند و چند کارگاه ورتابی و رنگرزی و کوزه‌گری انواع تیمچه‌ها، جاذبه خوب کاشان برای گردشگران بود. برند دیگر شهر ما، قالی بود. یادم هست خادم مسجد آقابزرگ در آن سال‌ها پیرمردی بود که پشت دار قالی دستبافت می‌نشست و قالی می‌بافت. روزی یکی از تورهایست‌های آمریکایی که با یک تور از آقابزرگ بازدید می‌کردند و من لیدرشان بودم، با دیدن قالی‌ای که هنوز تمام نشده بود عاشق آن شد و همانجا پولش را پرداخت کرد که بعد از اتمام قالی،آن را برایش ارسال کردیم.
*پیش‌تر البته درباره خانم سیما بینا و سفر و علاقه‌اش به کاشان گفتم، هنرمندان شاخص دیگری هم مانند شجریان بزرگ و پرویز مشکاتیان هم در سال‌هایی که لیدر گردشگری کاشان بودم، پایشان به کاشان و قمصر باز شد. مرحوم شجریان که به گل و گیاه بسیار علاقه داشت، یک بار در قمصر با دیدن تفاله گل‌های محمدی که به عنوان پسماند رها می‌شد،گفت چقدر خوب است که این‌ها را به عنوان کود در کشاورزی استفاده کنید./نشریه مردم سیلک، ۳۰ بهمن ۱۴۰۳

 

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=9153

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.