کاشان آنلاین : نخست آن که بسیار خوشحالم، بعد از یک وقفهی تقریبا ۷ ماهه باز هم تئاتر با حضور تماشاگران در شهر کاشان به روی صحنه رفت چراکه تئاتر بدون حضور تماشاگر معنای خودش را از دست می دهد. در واقع یکی از کلیدیترین عناصر هنر نمایش یعنی مخاطب آن را اگر حذف کنیم معنای خود تئاتر به چالش کشیده می شود.
حقیقت درباره نمایش” این نوبت از کسان” آن است که پس از آغاز تمرینات نمایش به هیچ وجه در تصور چنین استقبالی از سوی تماشاگر نبودیم. حضور تماشاگر در جایگاه تماشاچی برای بازیگر حاضر در صحنه لذت عجیبی دارد و غیر از او، سایر عوامل را نیز بر سر ذوق می آورد. با آن که سالیانی است تجربه بازیگری در تئاترهای متعدد همراه زندگی ام شده، اما جای دوری نمی رود تا از همه کسانی که در این هفته ها و روزهای سخت دچارشدن جامعه به آن بیماری، در قامت بیننده از نمایش” این نوبت از کسان” استقبال کردند تشکر کنم.
در وهلهی بعد اگر بخواهم درباره اجرا بگویم بیشک نقش مجتبی جدی در جایگاه کارگردان این کار بسیار پررنگ است. کار کردن با مجتبی را اساسأ دوست دارم چون هر بار که با او کاری را شروع کردم چیز جدیدی یاد گرفتم و برایم تازه گی داشته.
اجرای دوبارهی این نوبت از کسان بعد از ۷ سال توسط همان کارگردان اما با نگرشی جدیدتر برای من وسوسهکننده بود چون من این متن را سالها پیش خواندم و مجذوب کاراکتر “خشنودیان” شدم. اجرای سال ۹۲ با بازی وحیدرضا برای خود من خیلی جذاب بود و وقتی با پیشنهاد مجتبی برای بازتولید روبرو شدم بی هیچ حرفی پذیرفتم. از جهتی دیگر از آن جا که من و مجتبی پیش از این کارهای نمایشی زیادی را با هم و در کنار هم تولید کرده ییم و از نظر فکری در مورد تئاتر به یکدیگر نزدیک هستیم برایم اجرای این نمایش جذابیت دیگری داشت.
اما کاراکتر خشنودیان که در عالم واقعیت اصلأ چنین شخصی وجود نداشته و تنها زاییده ذهن نویسنده است و دارد در بستر یک رویداد مهم تاریخی خودش را و دیدگاهش را روایت میکند برام خیلی جذاب بود. یعنی ما باید کسی را به مخاطب ارائه میکردیم که در عالم واقع نبوده. همه اتفاقات روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از زاویه دید خشنودیان روایت می شود پس در اولین گام ما از واقعیت و یا تاریخ فاصله گرفته بودیم چون جهان این نمایش گزارش واقعیت و یا دارای تاریخ صرف نبود و کارگردان روی این مسئله تاکید داشت.
خود همین نکته باعث بوجود آمدن بسیاری از کنشها و واکنشهای غیرواقعی در بازی شد و با تکیه بر همین غیرواقعی بودن کاراکتر خندهها و جنس بازی از غالب واقعیت خارج و به نوعی فرم در بازی رسیدیم، همچنین حرکات و سکنات نقش هیچ سنخیتی با دنیای واقعی نداشت و این نکته در طراحی صحنه هم نمود پیدا کرد. ساعتی که از کار افتاده یا تلفنهای عجیبی که روی میز قرار گرفتن یا ماکت رادیویی که رو طاقچه بود و یا ادای نوشتن خشنودیان و ….
همچنین طراحی میزانسنهای نمایش با توجه به عُلقههای کارگردان ایستا و با پرهیز از هرگونه حرکات اضافه بود. با نگاه کارگردان و شکلگیری جهانِ اثر فرمی در بازی ایجاد شد که البته با انگاشتههای نویسنده که موقعیتی کمیک و خندهآلود خلق کرده بود نمایش و به ویژه بازی تا حدودی کمدی شده بود. البته خود من در ابتدای تمرینها برخوردی رئالیستی با نقش داشتم اما با رویکرد کارگردان و راهنماییهای مجتبی در خلق یک نمایش مبتنی بر روایت از بازی واقعگرایانه فاصله گرفتم و به سمت بازی مدنظر کارگردان حرکت کردم. این مسئله البته با واکنشهای مختلفی هم روبرو بود اما چیزی که برای من اهمیت داشت نظر کارگردان بود.
در مجموع نمایش” این نوبت از کسان” تجربه بسیار عجیبی بود. عجیب از این منظر که برای خود من بسیار لذتبخش بود اما از طرفی برخوردهای جالبی از طرف برخی دوستان دیدیم که برای من غیرقابل باور بود و صدالبته نمیخواهم به آن ورود کنم. به هر ترتیب” این نوبت از کسان ” با تمام فراز و فرودها و فشارهایی که برای به روی صحنه رفتن این نمایش متحمل شدیم اجرا شد و به لطف خدا واکنش های بسیار خوبی هم دریافت کردیم که خستگی را از تن مان زدود.
در خوان آخر این یادداشت، به نوبه خود لازم می دانم تشکری ویژه تقدیم عوامل پشت صحنه نمایش کنم که اگر نبودند این کار به روی صحنه نمیرفت. دوستان و همراهانی همچون محسن آقاقدیری و علیرضا بابایی و خانم ها زهرا سادات نیری و الهام خراسانی و صدالبته حمایتهای سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری و به ویژه آقای ابریشمیراد شهردار گرامی شهرمان که اگر حمایت های ایشان و سازمان فرهنگی زیر مجموعه مدیریت شهری نبود نمی دانم سرنوشت این کار به چه ترتیبی رقم می خورد و همچنین شورای نظارت بر نمایش کاشان، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و ستاد مقابله با کرونای کاشان که مجوز اجرای این نمایش را با نیک منشی و روشن بینی خاصی در وضعیت نابسامان کرونا صادر کردند.


















