تاریخ : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ 10 شعبان 1447 Wednesday, 28 January , 2026
9
زندگینامه

صفا لاهوتی

  • کد خبر : 2792
  • ۲۶ آذر ۱۳۹۳ - ۶:۲۸
صفا لاهوتی

کاشان آنلاین : حسين لاهوتى متخلّص به «صفا» فرزند على‏اكبر به سال ۱۳۰۶ ه . ش در شهر كاشان متولد شد. جدّ اعلاى او ابوتراب بيك فرقتى از شعرا و عرفاى عصر صفوى و صاحب ديوان است. پس از گذرانيدن تحصيلات ابتدايى و متوسطه در سال ۱۳۲۴ به تهران رفت و ضمن تحصيل در امور […]

کاشان آنلاین : حسين لاهوتى متخلّص به «صفا» فرزند على‏اكبر به سال ۱۳۰۶ ه . ش در شهر كاشان متولد شد. جدّ اعلاى او ابوتراب بيك فرقتى از شعرا و عرفاى عصر صفوى و صاحب ديوان است. پس از گذرانيدن تحصيلات ابتدايى و متوسطه در سال ۱۳۲۴ به تهران رفت و ضمن تحصيل در امور مؤسسات بهداشتى در بانک صنعتی مشغول به کار شد. سپس به سازمان ریشه کنی مالاریا در ایران پیوست و سال ها درسراسر کشور فعالیت داشت.

وى همواره مشغول مطالعه‏ تحقيقات ادبى بود و آثار بسيارى از شعراى كاشان را جمع‏آورى كرد و مقالاتى در اين مورد دارد. حسين لاهوتى بنابر حرفه‏ خويش بسيارى از امور بهداشت و طرز انتقال بيمارى‏ها را به رشته‏ى نظم كشيده است وى مدتي دبير شوراى شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بود

صفا بيشتر به قصيده، مثنوى، رباعى و غزل تمايل داشت و از وى چند كتاب به نام منظومه «ساغر و سامان»، «تضمين بند هاتف اصفهانى»، «اقليم عشق» و تصحیح دیوان نورالدین محمد متخلص به نجیب کاشانی به چاپ رسيده است.

حسين لاهوتي سرانجام در سال ۱۳۷۸ در تهران درگذشت.

کیمیای عشق

خیمه زد بر هر دلی سلطان عشق

بست با جان رشته پیمان عشق

عاشقان ترک سر و جان کرده اند

جان فدای مهر جانان کرده اند

ای برادر کیمیا دانی که چیست

کیمیا عشق است غیر از عشق نیست

کیمیا گر عاشق دلسوخته ست

شمع جان از نور حق افروخته ست

عاشق آن باشد که در میدان عشق

جان شیرین می کند قربان عشق

نیست بین عاشقان باصفا

پاکبازی چون شهید کربلا

آن که بودی مصطفی را نور عین

رهبر آزادگان یعنی حسین

بود معشوقش خداوند کریم

خالق یکتای رحمان رحیم

وصف این معشوق و عاشق کی توان

شرح کردن با نوشتن با بیان

روز عاشورا حسین بن علی

آنکه بودش دل ز نور حق جلی

در منای عشق شاه لا مکان

داد هفتاد و دو قربانی به جان

از جفا و ظلم قوم بد گمان

داغ اکبر دید و عباس جوان

جسم قاسم در زمین کربلا

زیر سم اسبها شد توتیا

چون که شد قنداقه اصغر گرفت

آتشی بر جان خشک و تر گرفت

با زبان بی زبانی با امام

گرم صحبت بود طفل تشنه کام

کز میان قوم بی دین ناگهان

حرمله تیری رها کرد از کمان

تیر آن بد کیش چون از چله جست

آمد و بر حنجر اصغر نشست

کودک از این ماجرا بی تاب شد

چون گلی پژمرده اندر خواب شد

خون آن کودک بسوی آسمان

ریخت شه با دیدگان خونفشان

گفت این قربانی از آل رسول

کن زلطف خویشتن یارب قبول

بعد از آن سر حلقه اهل یقین

رفت سوی خیمه با حالی حزین

در حرم آن شهریار پاکباز

کرد یک یک را وداعی جانگداز

تا دهد در راه جانان امتحان

جان به کف بهر شهادت شد روان

آن امام دین ولی کردگار

با سپاه کفر شد در کارزار

در پی پیکار با خصم لعین

دست حق آمد برون از آستین

ذوالفقار حیدری در کار شد

روز دشمن همچو شام تار شد

تا بر آمد آذرخش ذوالفقار

دشمن دین شد به دوزخ رهسپار

شاه دین چون داد بر دشمن شکست

ایستاد و از غزا برداشت دست

بود از بس طالب دیدار یار

گشت هنگام شهادت آشکار

حمله شد با نیزه و تیر و کمان

از همه سو بر امام انس وجان

من چه گویم کز سنان و تیغ و تیر

بسته در زنجیر خون شد پای شیر

تا فتاد از خانه زین بر زمین

ولوله افتاد در عرش برین

زین مصیبت در عزا گردون نشست

کربلا یکسر به موج خون نشست

از جفا و جور و ظلم خاکیان

خاست فریاد از دل افلاکیان

قدسیان زین ماجرا حیران شدند

سر به زانو برده و گریان شدند

ای حسین ای زیب دامان بتول

ای حسین ای نور چشمان رسول

ای ز تو دین محمد پایدار

وز تو ارکان شریعت استوار

ای ز تو نخل عدالت پر ثمر

کاخ بیداد و ستم زیر و زبر

ای شفیع روز محشر یا حسین

شیعیان را یار و یاور یا حسین

لینک کوتاه : https://kashanonline.com/?p=2792

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.