کاشان آنلاین : سالها پیش در اوایل دهه ۹۰، وقتی علاوه بر رسانههای ورزشی و اجتماعی بیرونی، برای مطبوعههای محلی همچون آرمان هم شروع به نوشتن کردم، گهگاه در چندی از گعدههای رسانهای از برخی دوستان میشنیدم که یکی از آرزوهایشان مصاحبه با آقای احمد کامرانی است.
او در میان چهرههای کاشانی تاریخ معاصر که ردپایی «خبرسازانه» از خود به جا گذاشتند، برای به ویژه بچههای جوانِ رسانهچی کاشان سوژه نابی برای یک «مصاحبه تاریخ شفاهی» بود تا درباره پرونده ترور نافرجام کاخ مرمر در ۲۱ فروردین ۴۴ هر چه در ذهن دارد بگوید، اما آقای احمد کامرانی در ۸۲ سالگی و گویا روز سه شنبه ۱۱ مرداد دارفانی را وداع گفت، بی آن که از وی به عنوان یکی از متهمان آن رخداد حتی در یک سطر، نقل قولی و روایتی از آن روز در سطح رسانه منتشر شود.
خوب به خاطر دارم که همان حوالی ۱۱ سال پیش، یکی از همکاران رسانهایِ در کاشان در محفلی وقتی صحبت از سوژههای تاریخ شفاهی جهت مصاحبه شد و نامی نیز از مرحوم کامرانی به میان آمد گفت به سراغ ایشان هم رفتهایم اما ابدا مایل به مصاحبه نیست و هر درخواست مصاحبهای را برای شرح ترور نافرجام کاخ مرمر رد میکند.
این که مرحوم کامرانی در همه این سالها به کدام دلیل مایل به گفت و گوی رسانهای درباره آن حادثه نشده بود بماند اما فقدان وی، باعث شد تا شرح ماوقع و ابعاد یکی از ترورهای مهم عصر پهلوی از زبان یکی از اعضای گروه ترور که ابتدا به اعدام و سپس پس از فرجامخواهی به حبس ابد محکوم و در نهایت سال ۵۰ عفو شد، مکتوم بماند.
به گمانم حمیدرضا صدر (نویسنده فقید و محقق دوستداشتی سینما و فوتبال) در کتابِ مستند داستانیاش با نام (تو در قاهره خواهی مُرد) که روایتی از زندگی محمدرضاشاه پهلوی است،به هنگام شرح ترور شاه در کاخ مرمر علاوه بر یادکرد مفصل از رضا شمسآبادی (عامل اجرای ترور)، از احمد کامرانی هم یاد میکند.
مرحوم کامرانی پس از ۷ سال زندان،ماجرای عفو در سال ۵۰ و بازگشت به زندگی عادی،سالها و دست کم برای جامعه محلی ساکن در آن محدوده، نامش دارای شهرت و یادآور یک حادثه سیاسی بود اما آن مرحوم با وصیت جالب در مورد شرایط و زمان دفن پیکرش و همچنین اختصاص نیکاندیشانۀ هزینههای مجالس ترحیم و یادبود به امور خیریه، بار دیگر نامش را بر سر زبانها انداخت.



















