کاشان آنلاین : در آغاز كليتي از واقعه تاريخي شهادت امامزاده علي بن محمد باقر (ع) را توضيح دهيد.
ابتدا ايام شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) و فرزند بزرگوارش را به محضر امام زمان (عج)، مقام معظم رهبري و همه شيعيان تسليت عرض مي كنم. امسال به حسب اتفاق شهادت امام محمد باقر (ع) به فاصله يك روز با شهادت فرزندش مصادف شده است. آن گونه كه در تذكره هاي قابل اعتمادي كه علماي گذشته صحت آن را تاييد كرده اند، آمده است مردم فين و چهل حصاران در آغاز قرن دوم هجري احساس نياز به رهبري ديني كردند و اين نياز را مستقيما از طريق امام زمان، يعني امام محمد باقر (ع) در مدينه جويا شدند. اين حركت شناخت صحيح و پشتوانه فكري و فرهنگي و مذهبي ريشه دار را در منطقه نشان مي دهد. عده اي مامور شدند و طوماري را از طرف مردم منطقه به سوي مدينه بردند. عامر بن ناصر فيني مسئول اين افراد بود. آنها به صورت مخفي خود را به مدينه رساندند و خواسته مردم فين و چهل حصاران را به امام پنجم عرضه كردند. بنا بر تذكره، امام باقر (ع) از اين دعوت استقبال كردند. طبق نقلي امام در عالم خواب رسول الله (ص) را مي بينند كه امر مي كنند كه دعوت آنها را اجابت كن و فرزندت علي را همراه شان كن. از همانجا امام فرزندش را بدرقه مي كند. اين كه امام محدثان و حافظان قرآن و اصحابشان را نفرستادند و بهترين فرزندشان پس از امام صادق (ع) را فرستادند اهميت اين مسئله را مي رساند. امامزاده هم دانشمند بوده اند هم مديريت بالايي داشته اند و هم اهل سياست و تدبير بوده اند و شايستگي مديريت يك منطقه وسيع را داشته اند. اين گروه از قزوين و ساوه عبور مي كنند و استقبال پرشور و خاصي در اردهال و خاوه صورت مي گيرد. اين نشان مي دهد كه در سال ۱۱۲ هجري ايمان و وفاداري مردم منطقه مثال زدني بوده است كه پنجاه سال بعد از واقعه كربلا چنين استقبالي از فرزند امام داشته اند. با حضور امامزاده، اقامه نماز جمعه و فعاليت هاي تبليغي در منطقه گسترش پيدا مي كند. علي بن محمد باقر (ع) تابستان ها در اردهال و خاوه اقامه نماز و تبليغ داشتند و بقيه سال در مسجد جامع فين و كاشان. اين موجب اقتداري از ناحيه شيعه مي شود و حاكمان محلي احساس خطر مي كنند. با رايزني با واليان، ماجرا به شام خبر داده مي شود و از مركز خلافت فرمان مقابله با اين حركت صادر مي شود و در نهايت به جنگ و جهاد ختم مي شود. به امامزاده و يارانشان شبيخون مي زنند و آنها را به شهادت مي رسانند. بنا بر آنچه در فرهنگ شهادت وجود دارد، شهادت امامزاده نقش عظيمي در فرهنگ سازي و آگاهي مردم ايفا مي كند.
اهميت مرقد امامزاده و جايگاه آن در تاريخ و باور مذهبي مردم منطقه چگونه بوده است؟
سابقه تاريخي اين جايگاه، روشن و طولاني است. علماي بزرگ كاشان، كه در قرون گذشته زندگي كرده اند، مانند شخصيت برجسته شيعه، سيد ابوالرضا راوندي در رابطه با علي بن امام محمد باقر (ع) مطالبي دارند. ايشان در ديوان شعرش به امامزاده و بارگاه مقدسش اشاره كرده و از بزرگواري و عظمت شان ياد كرده است. اشعار سيد ابوالرضا در اين ديوان، پيشينه و عمق ارادت مردم منطقه به اين امامزاده را مشخص مي كند. ايشان امروز به عنوان يك امامزاده واجب التعظيم در كل كشور و جهان تشيع مطرح هستند. علماي بزرگ كاشان در طول قرن هاي گذشته، شناخت مردم نسبت به وجود شريف اين امامزاده را بالا برده اند. در قرن اخير هم حضرت آيت الله ميرسيد علي يثربي و علماي ديگر توجه ويژه اي به اردهال داشته اند. از جمله مرحوم آيت الله عبدالرسول مدني ابوي مرحوم آيت الله حاج آقا رضا مدني تذكره اي را از قديم پيدا كردند و آن را تهذيب و تحرير كردند كه چاپ شده است. يعني عالمان گذشته وثوق كامل داشته اند كه اين مرقد حضرت علي بن امام محمد باقر (ع) است. از مراجع بزرگ قم حضرت آيت الله مرعشي نجفي پيوسته به اين بارگاه اياب و ذهاب داشتند و زيارت مي كردند. گفته شده كه مقام معظم رهبري هم به صورت غيررسمي مكررا اينجا حضور پيدا مي كنند. جايگاه اين مرقد از نظر تاريخي مسلم است و جاي ترديد نيست. عشق و ارادت مردم عادي هم زبانزد است و در طول تاريخ ۱۳۰۰ ساله اين بارگاه معظم، هم ملجا و ماوا و پناهگاه بوده است .
رسوم خاصي كه در روز شهادت حضرت اجرا مي شود، مثل چوب دست گرفتن اهال فين چه پيشينه اي دارد؟
چوب به دست گرفتن در تصور مردم نماد واقعه تاريخي شهادت حضرت است كه شش هزار نفر به ياري ايشان رفتند و زماني رسيدند كه حضرت به شهادت رسيده بودند. چوب، اسلحه روز بوده و با همين ابزار انتقام سختي از قاتلان حضرت گرفتند. اين مراسم در ساليان متمادي به همين شكل انجام شده و به كار بني اسد در واقعه كربلا شباهت دارد كه هنوز هم در سيزدهم محرم برنامه خاصي دارند و با هيئت و شور مخصوص به خود به كربلا مي روند. فرم عزاداري آنها با اين عزاداري فرق مي كند. مردم فين با اين چوبدست ها و فقط با ذكر «حسين، حسين» يك قالي را به عنوان نماد قالي و سجاده اي كه حضرت در آن به شهادت رسيدند از حرم مي گيرند و به كنار چشمه مي برند. مردم با اين اقدام نمادين خاطره شهادت حضرت را زنده مي كنند و گرامي مي دارند. اين از سنت هاي پسنديده است كه مردم به عنوان حركتي نمادين از همان زمان ايجاد كردند. هم اسلحه دست مي گيرند و هم شعار مي دهند. اين مراسم تكراري هر سال جمعيتي بيش از دويست هزار نفر را به اينجا مي كشاند و شعائر اهل بيت را تبليغ مي كند. حاضران در مراسم، پيام عزاداري را دريافت مي كنند و ارادت به اهل بيت را نشان مي دهند. در واقع مردم با حفظ اين رسوم، تاريخ را حفظ مي كنند.
حضور انحصاري مردم فين در مراسم چگونه است؟
اين مراسم به همه شيعيان تعلق دارد. اما مردم فين به اين دليل مراسم را از خود مي دانند چون دعوت كنندگان و ميزبانان حضرت بوده اند و به نوعي از جفايي كه به ميهمان شان روا داشته شده است هنوز داغدارند. اتحاد كامل مردم فين و هماهنگي بين فيني ها و خاوه اي ها از جنبه هاي خاص مراسم است كه نظم ويژه اي نيز به برنامه ها مي بخشد. مراسم از دو بخش عزاداري و سينه زني سنتي اهالي خاوه پيشاپيش قالي و اهالي فين با در دست داشتن چوب به هراه قالي تشكيل مي شود.
چند سالي است كه عزاداري در تاريخ قمري برجستگي خاصي پيدا كرده است، اين دليل خاصي دارد؟
عزاداري اصلي در ۲۸ جمادي الثاني بوده است، اما در آن زمان چون هنوز ماه هاي قمري در بين مردم عموميت نداشت، روز شهادت را در روز ثابت آن كه جمعه دوم مهر بود حفظ كردند. البته گفته شده است كه چون در آن زمان، مردم در زمستان ها نمي توانسته اند شركت كنند تاريخ آن را در روز شمسي قرار داده اند. الان هم اين مراسم در كنار يكديگر انجام مي شود و تعارضي با هم ندارد. ايراني ها با اين اقدام هم هويت و ارزش هاي ديني را حفظ كردند و هم سنت هاي ايراني را.
امسال در حاشيه مراسم، از لوح ثبت جهاني قاليشويان نيز رونمايي مي شود، به نظر شما اهميت اين اقدام در چيست؟
اين البته يك بحث تخصصي است و نياز به بررسي كارشناسان دارد. اما آيا در بيرون از جهان اسلام، يك برنامه باشكوه عزاداري شيعي مثل قاليشويان قابل تحمل خواهد بود؟ من در موضع آنها شك دارم. از اين جهت كه هيچكدام از سنت هاي مذهبي ما نياز به تاييد آنها ندارد شكي نيست و اهميت مراسم قاليشويان نيز با رد و تاييد آنها كم و زياد نمي شود. اين مراسم در طول هزار و سيصد سال، روح و جان و هويت ما شده است. اما از اين جهت كه يونسكو به عنوان يك موسسه فرهنگي جهاني، به معرفي و پيام رساني و بازتاب جهاني اين برنامه مي پردازد، پسنديده است. بلكه از اين طريق به جهان نيز پيام رساني شود و اين ابزار ابلاغ پيام والاي مراسم باشد. شايد تلنگري هم در جهت بيداري فكري آنها باشد.
جنابعالي به عنوان يكي از شاگردان برجسته مرحوم آيت الله يثربي (ره) و مسئول برگزاري اين مراسم در سال هاي اول انقلاب، ديدگاه و نقش آيت الله يثربي را در خصوص اهميت اين بقعه و بارگاه براي خوانندگان تشريح بفرماييد.
مرحوم آيت الله يثربي بسيار بر اهميت بارگاه و شخصيت امامزاده تاكيد داشتند. اساساً دودمان يثربي ارادت خاصي به اين امامزاده داشتند و همواره از اين جايگاه دفاع مي كردند. اصلاً دليل حضور پرشور مردم در اين مراسم به واسطه تأييد و دعوت علما بود. آيت الله يثربي نظر خاصي به مشهد اردهال داشتند و بنا داشتند كه حوزه علميه باقرالعلوم را در آنجا تأسيس كنند. مدت كوتاهي هم حوزه در آنجا برقرار شد اما چون امكانات نبود تعطيل شد. اما يك حوزه مجللي در آستانه افتتاح است كه تا ۹۰ درصد كامل شده است كه نقش بزرگي جهت شكوفايي حوزه علميه و منطقه خواهد داشت. اين ثمره عنايت ايشان به منطقه است. بنده مدتي طولاني دست اندركار مراسم قاليشويان بودم و به اتفاق بزرگان بخصوص مرحوم حاج سيد مهدي مكي مراسم را برگزار مي كرديم. آيت الله يثربي پشتوانه قوي ما بودند. زماني كه من مسئوليت داشتم تمام كمك ها را از ايشان مي گرفتيم. به هر حال ايشان علاوه بر آن كه نماينده ولي فقيه و امام جمعه منطقه بودند، اشراف كاملي هم به مسائل و مقتضيات داشتند. حدود سال ۱۳۶۷ به دلايلي برگزاري مراسم افت كرد و ما خدمت ايشان رسيديم و كمك خواستيم. ايشان هم، مفسر بزرگ قرآن، علامه جوادي آملي را براي سخنراني دعوت كردند و باز مراسم اوج گرفت. سال هاي بعد هم ستاد برگزاري همواره خدمت ايشان مي رسيديم و ايشان سخنران ها را تعيين و دعوت مي كردند. در واقع اعتباربخش و راهنما بودند. نام ايشان حلال مشكلات بود. الان امام جمعه كاشان همين نقش را دارند. در طول سي و پنج سال بعد از انقلاب مراسم قاليشويان متكي به علما بوده است.
ضمن تشكر از قبول مصاحبه، در آخر اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد.
به طور كلي مراسم مذهبي ما در هر كجا خالي از نواقص سطحي نيست. اصلا هر برنامه و حركتي مي تواند آسيب خود را داشته باشد. گاهي برخي نارسايي ها مانع از پيام رساني جدي مراسم قاليشويان مي شود. حالا هم كه مراسم قاليشويان جزء ميراث جهاني شده است از همه دست اندركاران و جزءبه جزء افرادي كه در مراسم حضور دارند و بويژه جوانان درخواست مي كنيم كه شكوه و اوج معنوي و قداست مراسم را به قدري برجسته كنند كه نمايش آن نشان دهنده فرهنگ تشيع و اهل بيت باشد. اين مراسم هزار و سيصد سال برگزار شده است، حالا وقت آن است كه با نگاهي از بالا و با نگاه به نگاه بيروني ها آسيب زدايي كنند. مسائل موهوم محلي را كنار بگذارند و اين مراسم را در قالب فرهنگ جهان پسند قرار دهند تا جاي خود را از جهت تاثيرگزاري پيدا كند. مشهد اردهال بايد مانند نجف و مشهد و قم، پيام دار و الهام بخش باشد. انتظار داريم تا منطقه را به سوي زوارپذيري ببرند و امكانات رفاهي و بهداشتي را فراهم كنند. برنامه هاي كارشناسانه تبليغي برگزار كنند و موانع را بردارند. جهان بايد از دريچه اردهال شاهد غناي مكتب اهل بيت و فرهنگ شهادت باشد.


















