کاشان آنلاین : حوالی هشت سال پیش در یک نشریه محلی به بهانه تغییر دولت درباره توقعات کاشانی ها از پاستورنشین جدید نوشتم. در آن گزارش که از لابلای جشن هواداران روحانی، کنار ستاد او مستقر در خیابان شهید رجایی تنظیم شده بود،چندی از شهروندان دیار کاشی و گلاب از ریس جمهور منتخب می خواستند به کاشان گوشه چشمی نشان دهد و حق توسعه یکی از شهرهای نامدار ایران که علی رغم پایتخت نبودن در طول تاریخ از بلاد مهم و تأثیرگذار بوده، را بدهد.
درخواست آنان مشخصأ تبدیل کاشان به یک مرکز استان بود اما نشان به آن نشان،کاشان همچنان به مثال یک آب نبات دلخوش کنک همچنان با فرمانداری ویژه اداره می شود.
امتیازی که سال ۸۷ در دولت اول احمدی نژاد به کاشان داده شد و قرار بود بر اساس آن برخی اختیارات مدیران کل استان به مسؤلان محلی تفویض شود اما کیست که نداند کماکان آب خوردن شمار زیادی از مدیران دولتی شهر بدون اذن مقامات بالادستی مستقر در حاشیه زاینده رود میسر نیست؟!
در منطقه کاشان تا یکی دو سال قبل و بنا به یک وعده انتخاباتی به شکل هفتگی اخباری از برخی اقدامات در جهت ارتقای استانی اش به گوش می رسید اما به محض شروع دوره دوم نمایندگی وکیل فعلی کاشانیان در مجلس،گویی بر همه ثابت شد همه چیز در حد یک وعدهی صرفأ انتخاباتی بوده. وعده ای که گروهی از شهروندان بنا به جریان سیاسی نماینده تصور می کردند در مجلسی که صندلی هایش را بیشتر اصولگرایان و کمی هم معتدل ها بین خود تقسیم کرده اند،رأی خواهد آورد.
در این بین البته کم نیستند برخی کارشناسان حوزه شهرنشینی و پژوهشگران علوم اجتماعی که معتقدند مضرات و تبعات سخت تغییر عنوان از شهرستان به استان، به مراتب از مواهب آن بیشتر است و گرانی و تورم قابل پیش بینی و از جمله افزوده شدن کاذب به قیمت زمین و مسکن در مرکز استان جدید، مردم را در تنگنا قرار خواهد داد.
این نظریه همین حالا نیز به عینیت خیلی نزدیک است چرا که یک تحقیق دم دستی و نه چندان ریزبینانه به سادگی نشان می دهد کاشان از جمله گران ترین شهرهای کشور است چنانچه جدا از توفان قیمتها در بخش زمین و مسکن و در نتیجه فربه شدن روزاروزِ سوداگران آنها، بنا بر برخی روایت ها گروهی از همشهریان ما هفتگی یا ماهانه برای تهیهی به صرفه ترِ برخی از مایحتاج خود راهی قم می شوند !!
علی رغم این موضوع، قابل کتمان نیست که بخش بزرگی از شهروندان همچنان بزرگترین خواسته شان تبدیل شهر کاشان به عنوان مرکزیت یک استان است،گویی در پس این تغییر عنوان و بلافاصله با سرازیرشدن اعتبارات به استان جدید، علاوه بر رفاه ساکنان، همه معضلات این شهر از جمله ترافیک و آلودگی هوا به طرفه العینی رفع خواهد شد. دولت اما در پایان راه است و وجود مجلس تمام اصولگرایِ همسو با دولت آینده، این فرضیه را تقویت می کند که این دو قوه شاید با آن وعدهی نماینده کاشان همراهی کنند و ..
کاشان در دوران هشت ساله دولت مستقر، هیچ تغییر مثبتی غیر از انجام برخی پروژه های خرد شهری احساس نکرد، حال آن که تصور می رفت به علت نزدیکی افکار سیاسی و جریانی برخی دولتمران پیشین و سیاسیون نامدار کاشانی تبار در دهه ۶۰ و ۷۰ به روحانی، این شهر و منطقه در آغاز دهه ۹۰ شاهد مقداری از رونق توسعه باشد اما دست کم در یک سال و نیم نخست دولت اول روحانی حتی نسیمی از تغییر نیز به سمت کاشان وزیدن نگرفت و از شما چه پنهان در چهار سال دوم نیز فاجعه پشت کردن مستأجر پاستور به وعده ها نه تنها کاشان، که ایرانی را به مسلخ برد.
حال اما پس از هشت سال ایران تحولی دیگر و سیاستهایی دیگر را انتظار می کشد. آینده کاشان و جهت توسعه آن در این رهگذر به کدامین سو هدایت خواهد شد؟ کاشان همچنان شهری با انواع تلاطمات زیستی خواهد بود یا با آن تغییر بزرگ، آینده ای لبریز از بیم و امید خواهد داشت؟
*منتشر شده در شماره ۷۴ نشریه مردم سیلک /۲۳ خرداد ۱۴۰۰


















