این روزها و همزمان با نزدیکشدن به موعد۱۱ اسفند یعنی انتخابات مجلس دوازدهم، مدلهای تبلیغات و تلاش برای جلب رای نزد کاندیداها در کاشان وارد فاز جدیتری شده که به عنوان نمونه میتوان به تولید ویدئوهای گفتگومحور توسط برخی ستادهای تبلیغات اشاره کرد.
پوشاندن درودیوار شهر با انواع پوسترهای الوان که البته با توجه به قیمتها در بازار کاغذ، به جیب پرپول کاندیدا و حامیان پای کار او بستگی دارد، توزیع آش رشته و مشکلگشا و نوشیدنیهایی مانند شیرکاکائو و آتشبازی و دودکردن اسپند دم درِ ستاد برای جلب توجه خودروها و عابران جای خود اما با نزدیکشدن به روز اخذ رای، انتشار ویدئوهای تاثیرگذار و با محوریت پرسش و پاسخ، مدلی است که از چشم رقبای انتخاباتی دور نمیماند.
در این مدل تبلیغاتی، فردی جلوی کاندیدا می نشیند و به بیان چند سئوال میپردازد و از آن سو؛ کاندیدا با پاسخهایی در ظاهر متفاوت سعی دارد تا رای مخاطب را جلب کند. بدیهی است که در این مدل تبلیغات، رنگ و لعاب هالیوودی! و کیفیت قاببندی تصویر و جلوهنمایی کاندیدا از حیث فیس و میمیک و در نهایت کلیگویی بیشتر مدنظر است تا طرح پرسشهای شفاف و اساسی و راهبردی!
نمونهای که شخصاً دیروز از ویدئوی تبلیغاتی و مثلاً گفتگومحور یک کاندیدا دیدم، طرح سئوالهایی کلی و کلیشهای مانند اهمیت جوانان و نخبگان بود که قطعاً نمیتواند پاسخی به مطالبات مردم پرسشگر کاشان از کوچه حسینپور و گازرگاه و منطقۀ یحییآباد تا خیابان کارگر و ناجیآباد و منطقۀ راوند و روستای خزاق باشد.
همین دیروز یعنی دوشنبه در دانشگاه کاشان نیز نشستی با حضور چند کاندیدای انتخابات به اسم مناظره برگزار شد که راستش را بخواهید به عنوان شهروندی از همین شهر و منطقه، شخصاً هر چه سئوالها را بالا و پایین و برانداز کردم،قاطی سئوالهای مجری گزینهای که حتی نزدیک به انبوه دغدغهها و مشکلات مردم منطقه کاشان باشد نیافتم.
بدون تعارف و شفاف، امروز شهر و شهرستان کاشان از مشکلاتی مانند «مخاطرات محیط زیست شامل ریزگردها و آلودگی هوا، بحران فرونشست ها، معضل اتباع غیرمجاز، بحران رشد دستاندازی معادن به کوهها در روستاها و آبادیها، شلختگی توزیع اعتبارات فرهنگی و جریزهای بودن نهادهای تصمیمگیر در حوزه فرهنگ و هنر شهرستان، سکته مغزی ورزش و نهاد اداری آن در شهرستان، کندی توسعه صنعت گردشگری با توجه به انبوه ظرفیتها در آن، بحران کمرشکن شایستهگزینی برای اداره برخی از نهادهای اجرایی شهر» رنج میبرد.
پرسش اینجاست که آیا مسئولان ستادهای برخی کاندیداها چنین مشکلات و مخاطراتی را نمیبینند؟ آیا عامدانه این پرسشهای اساسی بیان نمیشود تا احیاناً کاندیدای محترم، در برابر معضلات و مشکلاتی که توان حلش را ندارد واکسینه شود؟! بهراستی کلیپرسیدن و کلی پاسخگفتن، چه دردی از لزوم شناخت مردم از فلان کاندیدا دوا خواهد کرد؟!
آیا فلسفۀ آمدن یک فرد به عرصه انتخابشدن برای راهیابی به مجلس آن است که او عرصۀ جدیدی از زندگی را با انبوه مواهب و مزایای شیرینش تجربه کند و عوامل ستاد او هم هر کدام بسته به تلاش و کوشش خود، از قِبَل راهیابیاش به بهارستان منتفع شوند؟!
آیا برابر آنچه در برخی پوسترهای تبلیغاتیِ این عزیزانِ دل دربارۀ (کار برای مردم) میبینیم،چرا در ویدئوهای تبلیغاتی آنها از بیان و طرح سئوالات راهبردی و اساسی مردم خودداری میشود؟
یادمان باشد، طرح سئوالات کلیشهای شاید کار عوامل تولید آن ویدئو و کلیپ و همچنین کار فلان کاندیدای محترم را راه بیندازد اما مردم محترم شهرستان کاشان را که قرار است ۱۱ اسفند پای صندوق بیایند، همچنان با این پرسش روبرو میکند که پس پاسخ به ابهامات و سئوالات ما
کجاست؟!!


















